ایران؛ تشدید اعدام، بازداشت و سرکوب در سایه خفقان و سکوت جهانی

هم‌زمان با آتش‌بس شکننده و مذاکرات مبهم و سکوت جهانی، موج اعدام‌ها، بازداشت‌های امنیتی و سرکوب داخلی در ایران شدت گرفته و زنان و مردان زندانی، خانواده‌های دادخواه، کوردها، بلوچ‌ها و کودکان زیرسن قانونی بیش از دیگران زیر فشار قرار دارند.

مرکز خبر- در فاصله سه‌شنبه تا شنبه، موج تازه‌ای از اعدام‌ها، بازداشت‌های امنیتی، اعترافات اجباری و فشار بر زندانیان سیاسی در شهرهای مختلف ایران گزارش شد؛ موجی که به ابزاری برای گسترش خفقان داخلی تبدیل شده است. در این میان، زنان زندانی، خانواده‌های دادخواه و زندانیان سیاسی کورد و بلوچ بیش از دیگران زیر فشار نهادهای امنیتی قرار گرفته‌اند؛ در حالی‌که جامعه جهانی و مذاکرات سیاسی جاری، عملاً نسبت به بحران حقوق بشر در ایران سکوت اختیار کرده‌اند.

 

موج اعدام‌ها؛ از زندان‌های سیاسی تا پرونده‌های امنیتی

در چهار روز گذشته، گزارش‌های متعددی از اجرای احکام اعدام در زندان‌های مختلف ایران منتشر شد. در زندان مرکزی تربت‌حیدریه، حکم اعدام یک زندانی کورد اهل سبزوار و پدر سه فرزند اجرا شد. در زندان عادل‌آباد شیراز نیز شمار اعدام‌شدگان به سه نفر افزایش یافت. در کرج، دو تبعه عراقی با اتهام «جاسوسی» مخفیانه اعدام شدند؛ اعدام‌هایی که نگرانی‌ها درباره استفاده حکومت از فضای جنگی برای حذف متهمان امنیتی را افزایش داد. همچنین دو شهروند کورد دیگر با اتهام‌های امنیتی و سیاسی اعدام شدند؛ پرونده‌هایی که نهادهای حقوق بشری آن را فاقد استانداردهای دادرسی عادلانه دانسته‌اند. گزارش‌ها حاکی است که اعترافات اخذشده از این دو شهروند کورد تحت فشار و در فضای امنیتی شدید صورت گرفته است.

در زندان لاکان رشت نیز بار دیگر حکم اعدام شهروند فعال سیاسی تأیید شد؛ زندانی سیاسی‌ای که از زمان بازداشت با اتهام‌های متغیر، محرومیت از وکیل انتخابی و روندی غیرشفاف مواجه بوده است.

در کنار پرونده‌های سیاسی، اعدام زندانیان غیرسیاسی نیز ادامه داشت؛ از جمله در زندان ساری و زندان عادل‌آباد شیراز. فعالان حقوق بشر می‌گویند افزایش هم‌زمان اعدام‌های سیاسی و غیرسیاسی در هفته‌های اخیر، نشانه تشدید سیاست ارعاب و کنترل جامعه در فضای جنگی و امنیتی کنونی است.

 

اعترافات اجباری و شکنجه؛ سناریوی تکراری نهادهای امنیتی

در استان‌های بلوچستان، کرمان و خراسان شمالی، گزارش‌های گسترده‌ای از شکنجه و اخذ اعترافات اجباری منتشر شد. رسانه‌های حکومتی ویدئویی از اعترافات اجباری سه شهروند بلوچ منتشر کردند؛ بدون آنکه هویت، محل نگهداری یا دسترسی آنان به وکیل مشخص باشد.

در بجنورد نیز سپاه پاسداران اعترافات اجباری دو شهروند را منتشر کرد. اتهامات مطرح‌شده علیه این دو جوان شامل شرکت در مراسم چهلم جان‌باختگان اعتراضات و ارسال تصاویر برای رسانه‌ها عنوان شده است.

پرونده‌ی معترض اهل کرمان، یکی دیگر از نمونه‌های شکنجه و پرونده‌سازی امنیتی بود. او پس از تحمل انفرادی، ضرب‌وشتم، تهدید به اعدام مصنوعی و فشار روانی شدید، به اعدام محکوم شده است. خانواده و نزدیکانش می‌گویند اعترافات وی تحت شکنجه و اجبار اخذ شده است.

همچنین خانواده‌ی بوکسور جوان اهل اهواز، از شکنجه شدید او در بازداشت و شکستن دندان‌هایش خبر داده‌اند. این ورزشکار جوان با وجود تودیع وثیقه سنگین ده میلیارد تومانی، دوباره بازداشت و با خطر اجرای حکم اعدام روبه‌رو شده است.

گزارش‌ها از سیستان و بلوچستان نیز نشان می‌دهد که بسیاری از بازداشت‌شدگان امنیتی در شرایط بی‌خبری مطلق نگهداری می‌شوند و خانواده‌ها از محل نگهداری، وضعیت سلامتی و روند دادرسی آنان اطلاعی ندارند. نهادهای حقوق بشری هشدار داده‌اند که انتشار اعترافات تلویزیونی پیش از محاکمه، زمینه‌ساز صدور احکام سنگین و حتی اعدام است.

 

 

فشار مضاعف بر زنان زندانی و خانواده‌های دادخواه

در روزهای گذشته، فشار بر زنان زندانی و خانواده‌های دادخواه ابعاد تازه‌ای پیدا کرده است. شلیر مام‌قادری، زن ۳۴ ساله اهل مهاباد، پس از شکنجه شدید و جراحی ناشی از خونریزی و شکستگی، بدون تکمیل روند درمان دوباره به زندان ارومیه بازگردانده شد. او که به سرطان نیز مبتلاست، همچنان از ملاقات با فرزندانش محروم مانده است.

فریبا حسینی، دندانپزشک و فعال مدنی اهل شیراز، برای اجرای حکم و نصب پابند الکترونیکی احضار شده و با تهدید بازداشت مجدد روبه‌رو است.

بهار صحرائیان، وکیل زندانی در عادل‌آباد شیراز، همچنان در بازداشت موقت و بلاتکلیفی نگهداری می‌شود و از ملاقات با خانواده محروم مانده است. درخواست‌های مکرر خانواده او برای تعیین وثیقه بی‌پاسخ مانده است.

بشری مصطفوی، زن باردار زندانی در کرمان، نیز از دریافت مرخصی درمانی و انجام آزمایش‌های ضروری دوران بارداری محروم شده است؛ موضوعی که نگرانی‌ها درباره سلامت او و جنینش را افزایش داده است.

در اصفهان نیز گزارش‌هایی درباره جان‌باختن فاطمه عباسی، دانشجوی دانشگاه هنر اصفهان، منتشر شد؛ زنی که در جریان اعتراضات هدف گلوله قرار گرفته و پس از ماه‌ها تحمل جراحات جان خود را از دست داد. گزارش‌ها حاکی است که مراسم خاکسپاری او با فضای امنیتی و بازداشت اعضای خانواده‌اش همراه بوده است. رویا استوار، شهروند بهایی در اصفهان، نیز با تأیید حکم شش سال حبس، محرومیت اجتماعی و فشارهای امنیتی گسترده مواجه شده است. غزل مرزبان، نوکیش مسیحی زندانی در اوین، به بیش از ۹ سال زندان محکوم شد و بیتا علی‌همتی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات، بار دیگر با خطر بازگشت پرونده اعدامش روبه‌رو شده است. مریم عبداللهی، نیز با انتشار پیام‌هایی از فشارهای امنیتی و وضعیت همسرش در سلول انفرادی زندان ارومیه پرده برداشت و خواستار شکستن سکوت رسانه‌ها و نهادهای ورزشی شد.

 

زنان و کودکان؛ قربانیان خاموش فضای امنیتی

در میان موج فزاینده سرکوب، وضعیت زنان و کودکان زیر سن قانونی بیش از هر زمان دیگری نگران‌کننده گزارش شده است. در هیرمندِ سیستان و بلوچستان، نیروهای مسلح با یورش خشونت‌آمیز به یک روستا، یک زن بلوچ را همراه با دو دختر خردسال ـ- که یکی از آن‌ها دارای معلولیت حرکتی است - بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند؛ اقدامی که هم‌زمان با بازداشت یک نوجوان ۱۶ ساله، بار دیگر ابعاد امنیتی شدن زندگی کودکان بلوچ را آشکار کرد.

همزمان گزارش‌ها از زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها نشان می‌دهد زنان زندانی، از شلیر مام‌قادری در ارومیه تا بهار صحرائیان در شیراز و بشری مصطفوی در کرمان، تحت فشار مضاعف، محرومیت درمانی، قطع ارتباط با خانواده و تهدیدهای امنیتی قرار دارند.

نهادهای حقوق بشری هشدار داده‌اند که جمهوری اسلامی در سایه جنگ و سکوت بین‌المللی، سرکوب زنان، مادران دادخواه و حتی کودکان را به بخشی از سیاست ارعاب عمومی تبدیل کرده است؛ کودکانی که یا خود قربانی بازداشت و خشونت می‌شوند یا در سوگ والدین زندانی، اعدام‌شده و کشته‌شده، در فضای رعب و بی‌پناهی رشد می‌کنند.

در اکثر شهرهای روژهلات، سیستان و بلوچستان مشهد، کرمان، جوانرود، قم، ایلام، تبریز، اهواز، زنجان، دماوند، هرمزگان، ری و تهران موج تازه‌ای از بازداشت‌ها گزارش شده است.

در سیستان و بلوچستان، وزارت اطلاعات از بازداشت ۱۹ نفر با اتهام تشکیل «هسته‌های تروریستی» خبر داد، اما هیچ اطلاعات شفافی درباره هویت، محل نگهداری و وضعیت حقوقی آنان منتشر نشده است.

در کرمان، نیروهای امنیتی با یورش به خانه‌ها و محل کار شهروندان، اقدام به تفتیش تلفن‌های همراه و کنترل محتوای دیجیتال کرده‌اند. گزارش‌ها حاکی از آن است که بسیاری از بازداشت‌ها بدون حکم قضایی انجام شده است.

در تهران فعال حوزه آموزش کودکان کار، همچنان در بی‌خبری و بدون دسترسی آزاد به وکیل نگهداری می‌شود. همچنین دانشجوی دانشگاه شریف، نیز پس از دو هفته همچنان در بازداشت است.

در مریوان شهروندی پس از بازگشت از اقلیم کوردستان عراق بازداشت و ناپدید شده و خانواده‌اش از سرنوشت او اطلاعی ندارند. در ایلام و جوانرود و شماری دیگر از شهروندان در شهرهای مختلف نیز با بازداشت و انتقال به مکان‌های نامعلوم روبه‌رو شده‌اند.

در مشهد، شهروند بهایی، بیش از چهار ماه است که در زندان وکیل‌آباد در بلاتکلیفی کامل نگهداری می‌شود. در تبریز نیز ۱۳ فعال تُرک آذربایجانی در روندی کوتاه و غیرشفاف، مجموعاً به ده‌ها سال حبس محکوم شده‌اند.

 

قتل‌های فراقضایی؛ تیراندازی مستقیم به شهروندان

در استان گلستان، یک شهروند بلوچ در آزادشهر پس از تعقیب و تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی کشته شد. گزارش‌ها نشان می‌دهد نیروهای امنیتی پس از واژگونی موتورسیکلت او، از فاصله نزدیک به وی شلیک کرده‌اند.

در سنندج نیز یک شهروند کورد در پی تعقیب و شلیک مستقیم نیروهای لباس‌شخصی جان باخت. منابع محلی می‌گویند پس از متوقف کردن خودرو، نیروهای امنیتی با شلیک از پشت سر و تیر خلاص او را کشتند.

فعالان حقوق بشر این موارد را مصداق قتل فراقضایی دانسته و تأکید کرده‌اند که استفاده از سلاح علیه شهروندان غیرمسلح نقض آشکار حق حیات و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی است.

همچنین گزارش‌ها حاکی است در برخی موارد، نیروهای امنیتی از تحویل فوری پیکر جان‌باختگان به خانواده‌ها جلوگیری کرده و مراسم خاکسپاری را نیز به شدت امنیتی کرده‌اند؛ اقدامی که به گفته خانواده‌های دادخواه، تلاشی برای جلوگیری از شکل‌گیری اعتراضات عمومی است.

 

وثیقه‌های سنگین، تبعید زندانیان و بی‌خبری خانواده‌ها

در چهار روز گذشته، گزارش‌های متعددی درباره وثیقه‌های سنگین، انتقال ناگهانی زندانیان و بی‌خبری خانواده‌ها منتشر شد. برخی زندانیان سیاسی و مدنی تنها پس از تودیع وثیقه‌های میلیاردی آزاد شده‌اند و بسیاری دیگر همچنان بدون دسترسی به وکیل یا تماس با خانواده نگهداری می‌شوند.

انتقال شهروندی از بازداشتگاه وزارت اطلاعات به زندان شیبان اهواز پس از روزها بی‌خبری، نمونه‌ای از فشار مستمر بر زندانیان سیاسی عرب اهوازی بود. خانواده‌های زندانیان می‌گویند نهادهای امنیتی عمداً از ارائه اطلاعات درباره محل نگهداری و وضعیت سلامت بازداشت‌شدگان خودداری می‌کنند تا فشار روانی بر خانواده‌ها افزایش یابد.

 

سکوت جهانی و تشدید سرکوب زیر سایه جنگ

هم‌زمان با ادامه‌ی آتش‌بس‌ مبهم و مذاکرات شکننده‌ی میان ایران، آمریکا و اسرائیل، نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی فضای امنیتی را در داخل کشور تشدید کرده‌اند. کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل هشدار داده که حکومت ایران از شرایط جنگی برای افزایش سرکوب داخلی استفاده می‌کند و تنها در هفته‌های اخیر ده‌ها نفر با اتهام‌های سیاسی و امنیتی اعدام شده‌اند.

با این حال، فعالان حقوق بشر می‌گویند موضوع اعدام‌ها، شکنجه زندانیان سیاسی و فشار بر زنان و خانواده‌های دادخواه، عملاً در حاشیه مذاکرات و تحولات منطقه‌ای قرار گرفته و جامعه جهانی واکنش مؤثری نسبت به آن نشان نداده است؛ سکوتی که به باور بسیاری، دست نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی را برای ادامه سرکوب بازتر کرده است.