ناپدیدشدگان اجباری؛ زخمی جهانی از آمریکای لاتین تا ترکیه و مطالبه عدالت مادران شنبه

ناپدیدسازی اجباری به‌عنوان یکی از جدی‌ترین نقض‌های حقوق بشر، دهه‌هاست در کشورهای مختلف جهان تکرار می‌شود؛ پدیده‌ای که از آمریکای لاتین تا خاورمیانه قربانی گرفته و امروز در ترکیه با مطالبه عدالت خانواده‌های ناپدیدشدگان همچنان ادامه دارد.

 

ساریا دنیز

مرکز خبر- روزها با انتظار می‌گذرد؛ روز کر و لال شده و بلبلان خاموش‌اند…» این‌گونه آغاز می‌شود «ترانه شنبه» و ادامه می‌دهد: «آه من مادر هستم، جانم نمی‌سوزد اگر از بیرون در آتش بگذارند، امیدم را نمی‌توانید از من بگیرید، حتی اگر بمیرم آه من تاریخ را سیاه خواهد کرد.»

در این واژه‌ها فقط اندوه یک ترانه نیست، بلکه درد پایان‌ناپذیر مادرانی طنین‌انداز است که سال‌هاست سرنوشت فرزندانشان را می‌پرسند. در هفته‌ی گمشدگان، این پرسش دوباره در میدان‌ها بزرگ می‌شود: حساب کسانی که در بازداشت ناپدید شدند چه زمانی رسیدگی خواهد شد؟

در میدان گالاتاسرای استانبول، در شهر‌های آمد، باتمان، ازمیر و وان، کسانی که با عکس‌های رنگ‌باخته در دست انتظار می‌کشند، با گذشت سال‌ها نه از جست‌وجوی فرزندان، همسران و عزیزانشان دست کشیده‌اند و نه از مطالبه عدالت.

«جان گم شده، جان گم شده… خدایا این چه دنیا و این چه ننگی است»؛ این جملات هنوز در حافظه ترکیه به‌عنوان زخمی باز باقی مانده‌اند. امروز که درباره صلح و مواجهه با گذشته صحبت می‌شود، مطالبه حقیقت از سوی مادران شنبه معنای عمیق‌تری پیدا کرده است: «امیدم را نمی‌توانید بگیرید؛ حتی اگر بمیرم آه من تاریخ را سیاه خواهد کرد»

 

همه چیز با مواجهه ممکن است

فرایند جدید گفت‌وگو درباره صلح و راه‌حل دموکراتیک در ترکیه، بار دیگر مسئله ناپدیدشدگان و قتل‌های فراقانونی را به مرکز بحث‌ها آورده است. فعالان حقوق بشر و خانواده‌های قربانیان تأکید می‌کنند که «بدون مواجهه با حقیقت، صلح پایدار ممکن نیست» و از دولت می‌خواهند درباره سرنوشت ناپدیدشدگان پاسخ دهد و به سیاست مصونیت از مجازات پایان دهد.

 

۳۱ سال جست‌وجوی ادامه‌دار

سازمان حقوق بشر از سال ۱۹۹۵ بازه ۱۷ تا ۳۱ مه را «هفته گمشدگان» نام‌گذاری کرده است. هدف این هفته، روشن شدن سرنوشت ناپدیدشدگان و محاکمه عاملان است. خانواده‌ها و فعالان حقوق بشر ۳۱ سال است که در شهرهای مختلف ترکیه و کوردستان از جمله استانبول، آمد، وان، باتمان و دیگر شهرها برای عدالت تجمع می‌کنند.

 

سیاست ناپدیدسازی اجباری

بر اساس گزارش‌ها، ریشه ناپدیدسازی اجباری به سیاست‌های سرکوبگرانه آلمان نازی در جنگ جهانی دوم بازمی‌گردد؛ جایی که مخالفان سیاسی و اتنیک‌ها هدف قرار می‌گرفتند و افراد بدون اطلاع خانواده‌ها بازداشت و ناپدید می‌شدند. این سیاست بعدها به‌عنوان ابزاری برای ایجاد ترس و سرکوب مقاومت در نظام‌های مختلف مورد استفاده قرار گرفت.

 

بار دیگر در دهه‌های بعد ظاهر شد

پس از جنگ، پدیده ناپدیدسازی اجباری سال‌ها در حقوق بین‌الملل تعریف روشن و الزام‌آوری نداشت. اما در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ این شیوه بار دیگر در آمریکای لاتین ظهور کرد و به یک سیاست رایج دولتی در کشورهایی مانند گواتمالا، برزیل، آرژانتین، شیلی، پرو، السالوادور، اروگوئه و هندوراس تبدیل شد. در این دوره هزاران نفر ناپدید شدند، در بسیاری از موارد اجساد نیز از بین برده شد و عاملان از پیگرد قضایی مصون ماندند. کمیسیون رسمی آرژانتین اعلام کرد دست‌کم ۸ هزار و ۹۶۰ نفر ناپدید شده‌اند و احتمال می‌رود شمار واقعی بیشتر باشد.

 

دهه ۱۹۸۰ و پس از آن

از دهه ۱۹۸۰ به بعد، ناپدیدسازی اجباری دیگر محدود به آمریکای لاتین نماند و به کشورهایی مانند عراق، ایران، الجزایر و سریلانکا نیز گسترش یافت. در مناطقی که درگیری‌های داخلی و سیاست‌های امنیتی شدید وجود داشت، این روش به ابزاری سیستماتیک برای سرکوب مخالفان تبدیل شد. در سریلانکا و عراق ده‌ها هزار مورد ناپدیدشدن گزارش شده، اما بسیاری از پرونده‌ها هنوز روشن نشده‌اند. در برخی کشورها نیز ثبت نکردن یا پنهان‌سازی سوابق بازداشت، شفاف‌سازی سرنوشت افراد را دشوارتر کرده است.

 

مبارزه همچنان ادامه دارد

در سطح بین‌المللی، برای پیگیری این موارد سازوکارهایی در چارچوب سازمان ملل ایجاد شده است، اما به دلیل محدود بودن اختیارات آن‌ها، سال‌ها یک نظام حقوقی الزام‌آور جهانی شکل نگرفت. با تصویب برخی کنوانسیون‌های بین‌المللی و منطقه‌ای، تعریف این پدیده روشن‌تر شد، اما مبارزه جهانی برای پایان دادن کامل به آن همچنان ادامه دارد.

 

ناپدیدسازی اجباری چیست؟

بر اساس کنوانسیون بین‌المللی سازمان ملل برای حمایت از همه افراد در برابر ناپدیدسازی اجباری، این پدیده به بازداشت، ربایش یا محروم‌کردن افراد از آزادی توسط مأموران دولتی یا افراد وابسته به دولت گفته می‌شود؛ به‌گونه‌ای که محل نگهداری یا سرنوشت فرد پنهان شود یا انکار گردد.

این تعریف بر سه عنصر اصلی استوار است: ۱- سلب آزادی فرد بدون رضایت او  ۲- دخالت مستقیم یا غیرمستقیم دولت  ۳- پنهان‌سازی سرنوشت یا محل نگهداری فرد و انکار بازداشت او. این وضعیت به‌طور کلی فرد را از حمایت قانونی خارج کرده و امکان پیگیری حقوقی را از بین می‌برد.

 

کنوانسیون چه می‌گوید؟

امروز در ترکیه، هزاران خانواده همچنان در جست‌وجوی عزیزان ناپدیدشده خود هستند و هم‌زمان خواستار پذیرش «کنوانسیون بین‌المللی حمایت از همه افراد در برابر ناپدیدسازی اجباری» (ICPPED) هستند؛ کنوانسیونی که در ۲۰ دسامبر ۲۰۰۶ توسط مجمع عمومی سازمان ملل تصویب و در ۷ فوریه ۲۰۰۷ برای امضا باز شد و از ۲۳ دسامبر ۲۰۱۰ لازم‌الاجرا گردید. تاکنون ۹۸ کشور آن را امضا کرده و ۷۶ کشور به آن پیوسته‌اند، اما ترکیه هنوز آن را امضا نکرده است.

این کنوانسیون دولت‌ها را ملزم می‌کند ناپدیدسازی اجباری را جرم‌انگاری کنند، درباره آن تحقیق انجام دهند، عاملان را مجازات کنند و حقوق خانواده‌های قربانیان را به رسمیت بشناسند. همچنین ایجاد «کمیته ناپدیدشدگان اجباری» به‌عنوان یک سازوکار نظارتی را پیش‌بینی می‌کند.

در این سند تأکید شده است که «هیچ‌کس نباید در معرض ناپدیدسازی اجباری قرار گیرد» و هیچ شرایطی، حتی جنگ، تهدید جنگ، بی‌ثباتی داخلی یا وضعیت فوق‌العاده، نمی‌تواند توجیهی برای این اقدام باشد. این کنوانسیون، روشن شدن سرنوشت ناپدیدشدگان و پایان دادن به سیاست مصونیت از مجازات را شرط اساسی می‌داند.

 

ناپدیدشدگان در ترکیه

در ترکیه، ناپدیدسازی اجباری نه تنها پس از کودتای ۱۲ سپتامبر ۱۹۸۰، بلکه در دهه ۱۹۹۰ و هم‌زمان با وضعیت فوق‌العاده (OHAL) نیز به‌عنوان شکلی از خشونت سازمان‌یافته دولتی دیده شد و در این دوره موارد ناپدیدشدن افزایش یافت.

سازمان‌های حقوق بشری آمار مربوط به ناپدیدشدگان را عمدتاً بر اساس گزارش‌های خود ثبت می‌کنند، زیرا هنوز هیچ داده رسمی و جامع دولتی وجود ندارد. گزارش‌های نهادهایی مانند «انجمن حقوق بشر» و «بنیاد حقوق بشر ترکیه» از صدها مورد ناپدیدشدن خبر می‌دهند و تأکید دارند که رقم واقعی بسیار بیشتر است. در برخی موارد سرنوشت افراد هرگز روشن نشد و حتی اجساد نیز پیدا نشدند. کشف برخی گورهای دسته‌جمعی نیز تنها بخشی از واقعیت را آشکار کرده، اما خانواده‌ها همچنان با درد بی‌خبری و فقدان مواجه‌اند.

 

از ۱۹۹۵ تا امروز در میدان‌ها  

خانواده‌های قربانیان از سال ۱۹۹۵ هر هفته برای عدالت گرد هم می‌آیند. در این میان، زنان نقش اصلی را در این مبارزه بر عهده دارند. «مادران شنبه» از ۲۷ مه ۱۹۹۵ تاکنون هر شنبه در میدان گالاتاسرای استانبول جمع می‌شوند و با گل میخک و عکس عزیزانشان، خواستار حقیقت و عدالت هستند. «مادران آشتی» نیز با روسری‌های سفید سرنوشت فرزندانشان را مطالبه می‌کنند.

این خانواده‌ها با وجود بازداشت، فشار و برخوردهای امنیتی، هرگز از میدان‌ها عقب‌نشینی نکرده‌اند. رنج این مبارزه در یک جمله بازتاب پیدا می‌کند: «بیا کنارم، بیا مادر / دو طرفم دو پلیس / دست‌هایم در زنجیر / مرا پیدا کن مادر»