هشت سال فرسایش؛ اقتصاد ایران از جهش قیمتها تا سقوط اشتغال
از سال ۱۳۹۷، جهش قیمتها، گسترش فقر و کاهش اشتغال، اقتصاد و جامعه ایران را وارد دورهای متفاوت کرده است؛ روندی که به بازنگری جدی در سیاستها نیاز دارد.
مرکز خبر- از سال ۱۳۹۷ تاکنون، اقتصاد و جامعه ایران مجموعهای از تغییرات کمسابقه را تجربه کرده است؛ جهش نرخ ارز و قیمت کالاها، افزایش جمعیت زیر خط فقر، کاهش اشتغال و مشارکت اقتصادی و ریزش شدید اشتغال صنعتی. مجموعه این شاخصها تصویری از اقتصادی ارائه میدهد که بخش بزرگی از جامعه در آن، نهتنها فرصت بهبود شرایط زندگی، بلکه امنیت اقتصادی خود را نیز از دست داده است.
نرخ ارز از سال ۱۳۹۷ تاکنون حدود ۵۰ برابر شده و سطح عمومی قیمتها بیش از ۱۹ برابر افزایش یافته است. در همین مدت، قیمت خوراکیها بیش از ۳۴ برابر شده؛ افزایشی که فشار آن بیش از همه بر زندگی خانوارهای کمدرآمد و زنان و جوانان سنگینی میکند.
همزمان، درآمد خالص ملی سرانه حدود ۱۲ درصد کاهش یافته و بر اساس برآوردهای مطرحشده، بین سالهای ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۳ حدود ۱۶ میلیون نفر به جمعیت زیر خط فقر افزوده شدهاند.
بازار کار نیز از این روند در امان نمانده است. از سال ۱۳۹۸ حدود پنج میلیون نفر به جمعیت در سن کار اضافه شده، اما خالص اشتغال تنها ۴۰۰ هزار نفر افزایش یافته است. در حال حاضر حدود ۴۰ میلیون نفر از جمعیت در سن کار غیرفعال و حدود ۲.۵ میلیون نفر بیکارند؛ به این معنا که بخش بزرگی از جمعیت در سن کار نقشی در ایجاد درآمد اقتصادی ندارند.
زنان؛ بازندگان پنهان بازار کار
در این میان، وضعیت زنان نگرانکنندهتر است. طی این دوره ۲.۶ میلیون زن به جمعیت در سن کار اضافه شده، اما اشتغال زنان حدود ۷۰۰ هزار نفر کاهش یافته است. این وضعیت در کنار مشکلات معیشتی، میتواند زنان، بهویژه زنان جوان و تحصیلکرده، را بیش از گذشته در معرض فقر و وابستگی اقتصادی قرار دهد.
در بخش صنعت نیز تنها در فاصله بهار ۱۴۰۴ تا بهار ۱۴۰۵ حدود ۶۳۰ هزار شغل از بین رفته است؛ رقمی که نشان میدهد بخشی از اشتغال صنعتی ایجادشده طی سالها، در مدت کوتاهی از دست رفته است.
این تحولات اقتصادی در شرایطی رخ داده که جامعه ایران طی سالهای اخیر همزمان با بحرانهای اجتماعی و سیاسی، اعتراضات، همهگیری کرونا و جنگ مواجه بوده است؛ مجموعهای از رخدادها که آثار آنها تنها در جدولهای اقتصادی قابل اندازهگیری نیست.
مسئله اصلی این است که پشت هر عدد، زندگی یک انسان قرار دارد؛ کارگری که شغل خود را از دست داده، زنی که فرصت ورود به بازار کار را پیدا نکرده و جوانی که چشمانداز روشنی برای اشتغال و تشکیل زندگی ندارد. ادامه این روند بدون بازنگری جدی در سیاستهای اقتصادی و اجتماعی، میتواند هزینههای آن را برای جامعه در سالهای آینده سنگینتر کند.