چاقی در زنان؛ شیوع چاقی و حرکت به سوی تعادل در وزن
شیوع چاقی در زنان در سطح جهانی بالا مانده؛ کارشناسان میگویند علتها پیچیده هستند، از تغذیه و کمتحرکی تا سلامت روان و ساختارهای اجتماعی و راهحلها باید هم درمانهای بالینی و هم تغییرات سیاستی بلندمدت را ترکیب کنند.
مرکز خبر- چاقی، که سازمان جهانی بهداشت آن را یک بیماری مزمن اعلام کرده، در یک دهه اخیر در جهان و در بسیاری از کشورها بهویژه بین زنان افزایش یافته است؛ براساس آمار جهانی، در ۲۰۲۲ حدود ۱ نفر از هر ۸ بزرگسال در جهان به چاقی مبتلا بوده است. پژوهشها نشان میدهند ترکیبی از رفتارهای خوراکی، الگوهای حرکت و عوامل اجتماعی و روانی این روند را هدایت میکنند.
چرا زنان بیشتر در معرض چاقیاند؟
گسترش غذاهای فرآوریشده پرکالری و دسترسی محدود به گزینههای سالم در برخی محلات، مصرف کالری بالاتر و کیفیت پایینتر رژیم را ترویج میکند. تغییرات سریع شهری و اقتصادی در کشورهای در حال توسعه نیز الگوی غذای شهری را بهسمت کالریمحوری سوق داده است.
افزایش کارهای نشسته، دسترسی محدود به فضاهای امن برای ورزش و الگوی حملونقل شهری که حرکت روزمره را کاهش میدهد از عوامل مهم هستند. مطالعات اپیدمیولوژیک نشان میدهد کاهش فعالیت بدنی یکی از محرکهای اصلی افزایش BMI در جمعیت بزرگسال است.
ارتباط بین افسردگی و اضافهوزن دوطرفه گزارش شده است؛ افراد مبتلا به افسردگی بیشتر در معرض افزایش وزن قرار میگیرند و برعکس چاقی میتواند بر سلامت روانی تأثیر منفی بگذارد. مکانیزمها شامل تغییرات اشتها، خوردن احساسی و تاثیر استیگما و تنهایی است.
بارداری، شیردهی، یائسگی و اثرات داروهای روانپزشکی یا هورمونی میتوانند در برخی زنان موجب افزایش وزن شوند. عوامل ژنتیکی و تفاوتهای متابولیک نیز زمینهساز حساسیت بیشتر برخی زنان به افزایش وزن هستند.
فقر، کارکرد چندشیفت زنان، مسئولیتهای مراقبتی و دسترسی ناکافی به خدمات سلامت از طریق سازوکارهای ساختاری بر رفتارهای غذایی و زمان اختصاصیافته به ورزش تأثیر میگذارند. این عوامل بهویژه در زنان برجستهتر است.
چاقی با افزایش خطر بیماریهای قلبی، دیابت نوع ۲، برخی سرطانها و مشکلات مفصلی همراه است؛ همزمان بار روانی از جمله کاهش عزتنفس، اضطراب اجتماعی و افسردگی را نیز افزایش میدهد. سیاستگذاران سلامت عمومی این ترکیب از بار جسمی و ذهنی را یک چالش چندبعدی میدانند که نیازمند پاسخ بینبخشی است.
کارشناسان مستقل و سازمانهای بینالمللی تأکید میکنند که برای کاهش بلندمدت شیوع چاقی در زنان، باید فراتر از مشاوره بالینی رفت و محیطهای اجتماعی و اقتصادی را تغییر داد. سیاستهایی مانند مالیات بر نوشیدنیهای قندی، برچسبگذاری ساده مواد غذایی، حمایت از عرضه غذای سالم در مدارس و مناطق شهری. ایجاد پیادهروها، دوچرخهسواری امن و دسترسی آسان به امکانات ورزشی، بهویژه در محلات کمدرآمد. مرخصیهای مادری مناسب، برنامههای مراقبت روزانه ارزان، و سیاستهای کار دوستانه خانواده که زمان و ظرفیت زنان را برای ورزش و تهیه غذای سالم افزایش دهد. پوشش بیمهای برای برنامههای کاهش وزن، دسترسی مقرونبهصرفه به داروها و خدمات مشاورهای در سطح اولیه سلامت. مطالعات سیاستی پیشنهاد میکنند ترکیب اقدامات ساختاری با سرمایهگذاری در مراقبتهای اولیه بهترین بازگشت سرمایه سلامت را دارد.
متخصصان تغذیه و سلامت عمومی تأکید دارند که «چاقی در زنان» مسألهای زیستاجتماعی است؛ موفقیت پایدار نیازمند بسته سیاستی است که رفتار فردی، دسترسی به خدمات و ساختارهای اقتصادی را همزمان هدف بگیرد. دستورالعملهای مرجع بالینی پیشنهاد میکنند ترکیب درمان رفتارمحور، فعالیت بدنی، مداخلات دارویی مناسب و در موارد شدید، جراحی متابولیک، مطابق با نیازها و ترجیحات فردی، مسیر استاندارد مراقبت را شکل میدهد.