بحران بیآبی در جوانرو؛ حق مردم یا امتیاز برای خاصها؟
وقتی «مایه حیات» در جوانرو به کالایی نابرابر تبدیل شود، پرسشها جدیتر از همیشه است؛ چرا محلههایی روزها بیآب میمانند، اما استخر ویلاها پر است؟ چرا انشعابات غیرمجاز آزادانه رشد میکنند، ولی تانکرها به موقع نمیرسند؟

سوماکرمی
جوانرو- در میان مشکلات امروز جوانرو، بیآبی پررنگتر از همه است. قطع برق هم بحرانی تازه آورده، اما اعتراضها بیشتر به نبود آب است؛ همان «مایه حیات.» هر تابستان، روستاها و محلههای کمبرخوردار مثل سعدی، شورا و مسکنمهر با کمآبی دستوپنجه نرم میکردند، اما امسال بحران همه شهر را فرا گرفته است. این فقط یک مشکل فنی نیست؛ نتیجه سالها سوءمدیریت و بیبرنامگی است. وقتی محلههایی روزها بیآب میمانند، یعنی یا شبکه درست طراحی نشده، یا توزیع عادلانه نیست، یا آب مردم به پروژههای خاص میرود؛ ضربهای نهفقط به زندگی، که به کرامت انسانها.
تهمینه مرادی، از ساکنان محله شورا، میگوید: سه روز کامل حتی یک قطره آب نداشتیم. برای نیازهای ضروری با دبه به پارکها یا خانه آشنایان میرفتیم. وقتی همسرم نبود، خودم این کار را میکردم و بعدش کمر درد میگرفتم. با اینهمه، حتی یک تانکر هم برای ما نفرستادند.
او ادامه میدهد: سالهاست در حاشیه شهر و کوچههای پلکانی زندگی میکنیم. حتی قبل از بحران، در تابستان فقط چند ساعت در روز آب داشتیم و با تانکرها روزگار میگذراندیم، اما محلههایی مثل بهداری و هلانی هیچوقت قطع آب نداشتند؛ این یعنی تبعیض و نادیده گرفتن صدای ما.
تهمینه به مشکل دیگری اشاره میکند: در آپارتمانها وقتی آب وصل میشود، برق قطع است و پمپها کار نمیکنند؛ آب فقط به طبقه همکف میرسد، این برای خانوادههای دارای کودک یا سالمند رنج روزانه است.
او از گرانی قبضها هم گلایه دارد: حالا که آب گران شده، شرم میکنم برای آببردن به خانه دیگران بروم. حتی پارکها هم گاهی بیآباند و چمنها خشک شده، اما ویلاهای چند میلیاردی پر از استخرند.
تهمینه چند پرسش دارد:
چرا تانکرها بهموقع نمیرسند؟
چرا جلسات بحران فقط حرف است؟
و مهمتر از همه، چرا هیچ مسئولی پاسخگو نیست؟
«تخلف انشعابات غیر مجاز به ویلا ها و خانه باغ ها»
در حاشیههای جوانرو، ساخت ویلاها و خانهباغها رو به افزایش است، اما مشکل اصلی انشعابات غیرمجاز این ویلاهاست؛ افراد پرنفوذ بدون مجوز، با پرداخت پول حق مردم را میخرند. در حالیکه بسیاری از خانوادهها با بیآبی و افت فشار مواجهاند، منابع آب صرف استخرها، آبیاری باغها و شستوشوی خودروها میشود؛ نمادی از بیعدالتی و ضعف نظارت. بیتوجهی به این وضعیت، هم زیرساختها را فرسوده میکند و هم اعتماد مردم به عدالت را از بین میبرد.
در کنار این، طرحهایی چون حفر تونل و انتقال آب از بانیلوان به شهرهایی مانند سرپلذهاب، بدون توجه به شکنندگی منابع اورامانات، زنگ خطر جدی برای محیطزیست است. نبود مدیریت پایدار و نادیده گرفتن واقعیتهای اقلیمی، منابع آبی ارزشمند منطقه را به سمت نابودی میبرد.
«صفیآباد؛ روستایی که از سال ۹۸ درگیر بحران آب است»
هانا احمدی، از ساکنان صفیآباد، میگوید: بیآبی برای ما دیگر فصلی نیست؛ بخشی از زندگی شده، جمعیت روستا چند برابر شده، اما هیچ مخزن جدیدی ساخته نشده. مخزن قدیمی برای ۱۶۰ خانوار بود، حالا باید نیاز جمعیت دهبرابری را تأمین کند و نمیتواند.
او ادامه میدهد: هر روز ساختمانهای ششهفتطبقه ساخته میشود، در حالیکه مجوز رسمی سهطبقه است. بسیاری با پرداخت پول به شورا یا دهیار مجوز اضافهطبقه میگیرند یا حتی بدون مجوز میسازند و برای ساختوساز از آب شهری استفاده میکنند؛ آبی که باید به مردم برسد، خرج بتن میشود.
با این همه درآمد ساختوساز، انتظار داریم بخشی برای حل مشکل آب خرج شود، اما هیچ اقدامی نمیشود. مجوزها هم بیشتر سهم افراد بانفوذ است، نه کسانی که نیاز واقعی دارند.