بحران وجودی در سودان؛ طرح «گفت‌وگوی داخلی» و مطالبه سهم ۴۰ درصدی زنان در ساختار صلح

هم‌زمان با فراتر رفتن شمار آوارگان سودان از ۱۱ میلیون نفر و طرح دوباره «گفت‌وگوی داخلی»، فعالان زن با رد حضور تشریفاتی، خواستار توقف جنگ و سهمیه الزام‌آور ۴۰ درصدی در روند صلح شدند.

ميرفت عبدالقادر

سودان- در سایه بحران وجودی کم‌سابقه‌ای که سودان از زمان آغاز درگیری‌ها با آن دست‌وپنج نرم می‌کند، بار دیگر طرح «گفت‌وگوی داخلی» به‌عنوان یک مسیر و فرآیند داخلی برای برون‌رفت از این بحران به صراحت مطرح شده است.

این طرح این‌بار در زمانی بسیار حساس ارائه می‌شود؛ در شرایطی که تراژدی انسانی روزبه‌روز ابعاد گسترده‌تری می‌یابد و بر اساس آخرین گزارش‌های سازمان ملل متحد و کمیساریای عالی پناهندگان تا سپتامبر ۲۰۲۶، شمار آوارگان و پناهجویان از مرز ۱۱ میلیون نفر گذشته است.

در مرکز این صحنه بحران‌زده، زنان سودانی نه صرفاً به عنوان یک رقم در آمارها، بلکه به عنوان کنشگرانی اصلی ایستاده‌اند که بیشترین هزینه را پرداخته‌اند و در عین حال، الگوهایی استثنایی از ایستادگی، ابتکار عمل و صلح‌سازی را به نمایش گذاشته‌اند.

آمارها به تنهایی عمق این فاجعه را بیان می‌کنند: ۶۰ درصد از آوارگان در داخل و خارج سودان را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند. بیش از ۲.۳ میلیون زن با ناامنی شدید غذایی مواجه هستند. تنها در کمپ «طویله» در شمال دارفور، هماهنگی عمومی کمپ‌های آوارگان از ورود ۱۹۳ خانواده جدید طی هفته‌های گذشته از کردفان و دیگر مناطق دارفور خبر داده است؛ خانواده‌هایی که به هزاران آواره دیگر پیوسته‌اند که از ابتدایی‌ترین امکانات زندگی نظیر غذا، دارو، آب آشامیدنی سالم و سرپناه محروم هستند.

هم‌زمان با این وضعیت، جنبش «ارتش آزادی‌بخش سودان» در مناطق تحت کنترل خود اعلام قحطی کرده است، در حالی که کمبود بودجه برای پاسخگویی به کمک‌های بشردوستانه بین‌المللی به بیش از ۶۵ درصد رسیده است. این آمارها نه تنها روایتی از درد و رنج است، بلکه این پرسش مستقیم را مطرح می‌سازد: چگونه می‌توان از آینده سودان سخن گفت بدون اینکه زنانی که سنگین‌ترین بار این بحران را بر دوش می‌کشند، شریک تصمیم‌گیری برای این آینده باشند؟

 

از حاشیه تا متن

رفقه عبدالله، روزنامه‌نگار سودانی، درباره حضور زنان در گفت‌وگوهای پیشین و نقش آنان در حل بحران‌ها می‌گوید: «زنان سودانی نقشی بزرگ و مؤثر در بسیاری از رویدادها و در تاریخ سودان داشته‌اند؛ به‌ویژه در انقلاب دسامبر که حضوری بسیار تعیین‌کننده داشتند. همچنین پس از وقوع درگیری‌های اخیر، حضور برجسته آنان در کمپ‌های آوارگان و نهادهای جامعه مدنی چشمگیر بوده است.»

او می‌افزاید: «با وجود حضور زنان در تمامی عرصه، مشارکت آنان در سطح مذاکرات و گفت‌وگوهای سیاسی همچنان پایین‌تر از حد انتظار است و در بسیاری از موارد، حضورشان در منابر مذاکره یا تصمیم‌گیری‌های سیاسی شکلی و نمادین بوده است.»

وی تأکید می‌کند که تجربه سودان با گفت‌وگوهای ملی، از زمان توافق‌نامه «نیواشا» تا سند دوحه و توافق‌نامه صلح «جوبا» در سال ۲۰۲۰ ممتد بوده است. در تمامی این مراحل زنان حضور داشتند، اما غالباً در حاشیه نگاشته شدند: «در توافق‌نامه جوبا مفاد متعددی بر سهمیه حداقل ۴۰ درصدی زنان تأکید داشت، اما در عمل این میزان از ۱۰ درصد تجاوز نکرد. زمانی که روند به سمت گفت‌وگو و کار سیاسی رفت، نقش زنان بسیار کم‌رنگ شد.»

رفقه عبدالله خاطرنشان می‌سازد: «با اینکه یکی از پایه‌های اصلی انقلاب دسامبر مطالبه حقوق زنان در زمینه عدالت و نمایندگی سیاسی بود، اما حضور آنان در ساختار تصمیم‌گیری بسیار ضعیف و نابرابر با نقش واقعی‌شان بوده است.»

امروز با طرح دوباره «گفت‌وگوی داخلی»، امیدها و نگرانی‌ها هم‌زمان زنده شده‌اند. اهمیت این طرح در این است که خود را خروجی کاملاً سودانی و به‌دور از قیمومیت خارجی معرفی می‌کند؛ اما شرط موفقیت این‌بار متفاوت است. دیگر پذیرفتنی نیست از شمولیتِ ناقص سخن گفته شود؛ چرا که زنان دیگر نه به دنبال مقعدی تشریفاتی، بلکه خواهان سهم واقعی خود به‌عنوان صاحبان حق هستند.

در این میان، نقش سازمان‌های زنانه که حتی در میان جنگ متوقف نشده‌اند، برجسته است. ابتکار عمل «نه به سرکوب زنان» از نخستین گروه‌هایی بود که جرائم خشونت جنسی را مستندسازی کرد. همچنین «ائتلاف زنان سودان برای صلح و امنیت» که بیش از ۵۰ سازمان زنانه را در بر می‌گیرد، طرحی شفاف برای گفت‌وگو ارائه داده که خواستار سهمیه الزامی ۴۰ درصدی زنان در تمامی کمیته‌های گفت‌وگو، پیگیری و اجرا شده است.

این ائتلاف همچنین خواستار مشارکت دادن زنان آواره و پناهجو شده است؛ چرا که صدای یک زن از کمپ «زمزم» یا «طویله» یا از بازارهای پورت‌سودان، رساترین صدا برای بیان نیازهای بازگشت داوطلبانه و جبران خسارت‌هاست.

 

 

زنان سودان از این گفت‌وگو چه می‌خواهند؟

زنان سودانی حضور نمادین در گفت‌وگوهای پیش‌رو را رد می‌کنند و خواستار آن هستند که شریک واقعی در شکل‌دهی به آینده کشور و پایان دادن به درگیری‌ها باشند.

رفقه عبدالله مطالبات زنان را در ۳ محور خلاصه می‌کند: «نخست، نمایندگی واقعی و عادلانه ۴۰ درصدی بر اساس توافق‌نامه‌ها؛ دوم، قرار دادن موضوعات مشخص روی میز گفت‌وگو از جمله عدالت جنسیتی، امنیت اقتصادی و توانمندسازی زنان آواره، و وضعیت بهداشت و آموزش در مناطق جنگ‌زده؛ سوم، ایجاد سازوکارهای اجرایی و نظارتی مستقل، زیرا مشکل در غیاب توافق‌نامه‌ها نبوده، بلکه در نبود اراده سیاسی برای اجرای آن‌ها بوده است.»
 

از سوی دیگر، منی بله، مسئول دفتر ساختار و سازماندهی در شبکه زنان سودانی، مطالبات خود را این‌گونه بیان می‌کند: «نخست باید جنگ متوقف شود، دوم تسهیل ورود کمک‌های بشردوستانه صورت گیرد، و سوم یک فرآیند سیاسی که به صلحی جامع منجر شود شکل گیرد. گفت‌وگو باید در محیطی سالم رخ دهد؛ آنچه در حال حاضر رخ می‌دهد تلاش برای مشروعیت‌بخشی به یک طرف و تجزیه دوفاکتوی سودان است.»

او می‌افزاید: «نخستین اعتراض شجاعانه در ابتدای جنگ، در استان نیل آبی و از سوی جنبش "مادران سودان" شکل گرفت که من نیز در تأسیس آن نقش داشتم. جنگ در ۱۵ آوریل ۲۰۲۳ آغاز شد و ما اولین تجمع خود را در ۲۳ آوریل برگزار کردیم؛ زیرا ما در نیل آبی در میان جنگ‌ها بزرگ شده‌ایم و بیشترین رنج بر دوش زنان بوده است که همسران و فرزندان خود را از دست می‌دهند و آواره می‌شوند.»

او ادامه می‌دهد: «زنان همواره در ارائه راهکارها پیشگام و تدبیرکننده بوده‌اند و اغلب خانوارها در سودان به لطف پایداری زنان سرپا مانده‌اند.» این فعالیت‌های میدانی موجب شد منی بله و همکارانش «شبکه زنان سودانی» را تأسیس کنند تا بیشترین تعداد از زنان و تشکل‌های زنانه را حول یک هدف مشترک گرد هم آورند.

وی تأکید کرد که اولویت اصلی آنان این است: «چگونه جنگ را متوقف کنیم؟ چگونه صلح را به سودان بازگردانیم؟ و چگونه برای حفظ یکپارچگی خاک و مردم سودان تلاش کنیم؟»

 

ابتکارات زنانه برای حل بحران

در دارفور، کردفان و جنوب نیل آبی، زنانِ ساختارهای سنتی و نهادهای مدنی رهبری بیش از ۷۰ درصد از ابتکارات صلح محلی را بر عهده داشته‌اند که به نوبه خود موفق به توقف درگیری‌های قومی و بازگرداندن آوارگان به روستاهایشان شده است.

ابتکار عمل «زنان برای صلح» (WIPSU) نمونه‌ای برجسته است که در آن زنان اقوام مختلف توانستند در اوج درگیری‌ها کنار یکدیگر بنشینند و پیمان‌های عدم تعرض امضا کنند. در جریان انقلاب دسامبر ۲۰۱۸ نیز «کنداکه»ها (لقب زنان مبارز سودانی) برجسته‌ترین چهره بودند؛ به‌طوری که بیش از ۷۰ درصد از جمعیت برخی راهپیمایی‌ها را زنان تشکیل می‌دادند و هزینه‌های سنگینی چون بازداشت و سرکوب را متحمل شدند.

منی بله می‌گوید: «من در میانجی‌گری ژنو در آگوست ۲۰۲۴ شرکت کردم. ما با قاطعیت صدای خود را به گوش هیئت‌ها رساندیم. وقتی زن سودانی از فاجعه کشورش سخن می‌گوید، بر خلاف مردان که نگاهی سیاسی و خشک دارند، بعد انسانی را وارد می‌کنند و در بیان آن بسیار صادق هستند.»

او تأکید کرد که مشارکت کنونی آنان در گفت‌وگوها هنوز در حد مطلوب نیست، اما آنان مصمم هستند با قدرت حضور داشته باشند؛ چرا که بر اساس نقش‌آفرینی در انقلاب دسامبر و هزینه‌هایی که در جریان جنگ پرداخته‌اند، حق مسلم آنان است که در فرآیند صلح حضور داشته باشند.

 

چشم‌انداز زنان از آینده گفت‌وگوی داخلی

سودان در گذرگاهی تاریخی قرار دارد که تاب آزمون‌های ناکام دیگر را ندارد. دیوار پایداری مردم و به‌ویژه زنان نمی‌تواند بدون افق روشن سیاسی دوام آورد. اما موفقیت هرگونه گفت‌وگو مشروط به سه امر است: اراده واقعی سیاسی، دور نگه داشتن گفت‌وگو از سهم‌خواهی‌های حزبی، و اعتراف به اینکه هر صلحی که ریشه‌های تبعیض را درمان نکند و مشارکت زنان و جوانان را تضمین ننماید، صلحی موقت خواهد بود.

رفقه عبدالله ابراز امیدواری می‌کند که گفت‌وگوی داخلی در خرطوم موفق و مؤثر باشد و به استقرار کشور و توقف جنگ بینجامد. او پیشنهاد می‌کند کمیته‌ها و چارچوب‌های اصلی با ضمانت‌ها و منشورهای الزام‌آور تشکیل شوند تا حضور واقعی زنان در مواضع تصمیم‌گیری تضمین گردد.

منی بله نیز با تاکید بر صلحی واقعی می‌گوید: «چگونه می‌توان در حالی که صدای گلوله‌ها قطع نشده و آوارگی و از دست دادن عزیزان ادامه دارد، از گفت‌وگو سخن گفت؟»

او سخنان خود را این‌گونه به پایان می‌برد: «محیط سالم شرط اولیه موفقیت هر گفت‌وگویی است. اما گفت‌وگویی که زیر سایه انفجار، آوارگی و جنگ انجام شود، تنها به دنبال تثبیت وضعیت موجود و تجزیه سودان است. ما گفت‌وگوهای ساختگی و سفارشی را که فاقد معیارهای درست انتخاب نمایندگان است و افراد دست‌آموز را وارد میدان می‌کند، برنمی‌تابیم.»