یکاولنگ؛ زنان بازمانده از قتل‌عام، از دل ویرانی تا ساختن دوباره زندگی

پس از قتل‌عام صدها مرد و جوان در یکاولنگ، زنان این ولسوالی با بازگشت طالبان از کار و فعالیت‌های اجتماعی کنار گذاشته شدند؛ اما با راه‌اندازی «بازار زنانه» تلاش کردند استقلال اقتصادی خود و خانواده‌هایشان را حفظ کنند.

 

بهاران لهیب

 

بامیان- یکاولنگ یکی از ولسوالی‌های ولایت بامیان است که سادات و هزاره‌ها در آن زندگی می‌کنند. این ولسوالی در دور نخست حاکمیت طالبان شاهد یکی از خونین‌ترین رویدادهای تاریخ معاصر افغانستان بود؛ رویدادی که در آن بیش از ۳۵۰ تن به‌صورت دسته‌جمعی کشته شدند. شماری دیگر برای نجات جان‌شان به کوه‌های پوشیده از برف پناه بردند؛ برخی در سرمای سوزان یخ زدند و برخی دیگر پس از بازگشت، تیرباران شدند. این حادثه، که از سوی طالبان رخ داد، در ۱۹ جدی ۱۳۹۷ اتفاق افتاد و بیشتر قربانیان آن جوانان و نوجوانان مرد این ولسوالی بودند.

از آن دوره، روایت‌های دردناکی به جا مانده است. زنان نیز همراه با کودکان ‌شان برای روزها به کوه‌ها پناه می‌بردند. در آن زمان، جنگ میان طالبان و حزب وحدت در بامیان و ولسوالی یکاولنگ جریان داشت. (حزب وحدت از جمله احزاب شیعه‌ای بود که در جریان مقاومت ضد شوروی با حمایت جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت و در میان شیعیان افغانستان نفوذ داشت. پس از سقوط حکومت نجیب‌الله و آغاز جنگ‌های داخلی(۱۳۷۱-۱۳۷۵)، احزاب مختلف شیعه که به «احزاب هشت‌گانه» مشهور بودند، در قالب حزب وحدت گردهم آمدند و عبدالعلی مزاری رهبری آن را بر عهده داشت. در جریان جنگ‌های داخلی، نیروهای وابسته به گروه‌های مختلف درگیر در جنگ، از جمله حزب وحدت، به نقض حقوق غیرنظامیان و ارتکاب جنایت متهم شده‌اند. از فرماندهان شناخته‌شده این حزب می‌توان به محمدکریم خلیلی و محمد محقق اشاره کرد که در دو دهه گذشته در مقام‌های بلند دولتی نیز حضور داشتند.)

پس از پایان قتل‌عام، طالبان برای سه روز اجازه دفن اجساد را ندادند. سرانجام، با میانجی‌گری ریش‌سفیدان، اجساد از محل قتل‌عام و گوشه‌وکنار ولسوالی جمع‌آوری و دفن شدند. از آن روز تاکنون، این حادثه همچنان زخمی ناسور است که بر روان مردم یکاولنگ سنگینی می‌کند.
در جریان جنگ میان طالبان و حزب وحدت در بامیان و یکاولنگ، زمانی که نیروهای حزب وحدت کنترل این ولسوالی را به دست گرفتند، شماری از خانه‌های مردم را به آتش کشیدند و دلیل آن را همکاری ساکنان با طالبان عنوان کردند. اما در میان این درگیری‌ها، درد مادر میرعلی که فرزندش به دست طالبان به شکل فجیعی کشته شده بود، و درد صدها همسر و فرزند دیگر را نیز نادیده گرفته شد.
پس از فروپاشی نخستین حکومت طالبان، مردمی که بیشتر زنان و کودکان‌شان زنده مانده بودند، به منطقه بازگشتند و زندگی خود را با دستان خالی از نو آغاز کردند. از آن‌جا که در جریان قتل‌عام بیشتر مردان کشته شده بودند، زنان دریافتند که برای ادامه زندگی و زنده ماندن خانواده‌های‌شان باید خود دست به کار شوند.

نخستین اقدامی که بسیاری از خانواده‌ها انجام دادند، آغاز تحصیل زنان به‌صورت نوبتی بود. زنان پس از پایان تحصیل، به‌عنوان معلم، استاد پوهنتون(دانشگاه) و کارمند در نهادهای دولتی و موسسات مشغول به کار شدند. آنان در کنار باسواد شدن، در طول دو دهه گذشته، با تلاش فراوان توانستند در بخش‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی فعالیت کنند.

با بازگشت دوباره طالبان به قدرت، مردم بامیان با شوک و نگرانی روبه‌رو شدند؛ زیرا قتل‌عام مردم و تخریب بت‌های تاریخی بامیان توسط طالبان را فراموش نکرده بودند. با گذشت زمان، اما شرایط جدید به‌تدریج برای مردم عادی‌تر شد.

زنانی که در طول ۲۰ سال با هزاران زحمت برای فراگیری علم و ساختن آینده‌ای بهتر تلاش کرده بودند، پس از بازگشت طالبان همه از وظایف و کارهای‌شان برکنار شدند. این زنان در ولسوالی یکاولنگ، نان‌آور خانواده‌های خود بودند و از دست دادن کار، زندگی آنان را با دشواری‌های جدی روبه‌رو کرد.

با وجود این، زنان یکاولنگ برای ادامه زندگی دست از تلاش نکشیدند. آنان گوشه‌ای از بازار محلی را به نام «بازار زنانه» ایجاد کردند. این بازار در ابتدا تنها چند دکان داشت، اما با گذشت زمان گسترش یافت و اکنون شمار زیادی از زنان یکاولنگی در آن مشغول کار هستند. آنان با درآمد اندک خود تلاش می‌کنند زندگی خانواده‌های‌ شان را پیش ببرند.


 


        

 ما نیز به همین منظور سری به این بازار زدیم تا از وضعیت زنان شاغل در آن آگاهی پیدا کنیم. با بسما رضایی، یکی از زنان تجارت‌پیشه یکاولنگ، هم‌کلام شدیم.

بسما رضایی می‌گوید: «من صنایع دستی و لباس‌فروشی دارم. حدود ده سال می‌شود که در بازارچه زنان کار می‌کنم. کار ما سال‌های قبل بهتر بود، اما امسال برای پرداخت کرایه دکان با مشکل مواجه هستیم.»

او درباره ایجاد این بازارچه می‌گوید: «ما قبلاً در محل دیگری دکان داشتیم. بعد به شاروالی درخواست دادیم که برای ما بازارچه اعمار کنند تا ما زنان یک‌جا باشیم و یک‌جا کار کنیم. خریداران ما بیشتر از همین ولسوالی هستند. سال‌های قبل خارجی‌ها برای خریداری به بازارچه ما می‌آمدند.»

بسما درباره فعالیت‌هایش در بخش‌های دیگر نیز می‌گوید: «من در بخش گلدوزی با موسسه‌ای اردو کار کردیم.»

او در پایان برای زنان افغانستان پیامی دارد: «پیام من برای زنان افغانستان این است که کوشش کنند سر پای خود ایستاده شوند. یک لقمه نان را توسط دستان خود بدون منت به دست بیاورند. کاری را انجام دهند، مانند ساختن یک تجارت خوب.»