تشکلهای صنفی به صف حمایت از اعتراضها پیوستند؛ بیانیهها: «سکوت خیانت است»
در روزهای اخیر چندین تشکل صنفی معلمان و جمعی از اتحادیهها و گروههای کارگری در بیانیههایی رسمی از اعتراضهای سراسری در ایران حمایت کردند؛ بیانیهها خواستار همبستگی صنفی، توقف سرکوب و حفاظت از مجروحان شدند.
مرکز خبر- از روز ۱۳ دی ۱۴۰۴ و همزمان با تدوام اعتراضات بهتدریج بیانیههای متمرکزِ تشکلهای صنفی فرهنگیان و چند تشکل مستقل کارگری و آموزشی منتشر شد که در آنها همبستگی آشکار با معترضان شهری و مطالبه «پاسخگویی» حکومتی دیده میشود. این اسناد که عمدتاً در صفحات رسمی گروهها، شبکههای اجتماعی و سایتهای صنفی منتشر شدهاند، بر سه محور مشترک تأکید دارند؛ دفاع از حق اعتراض مسالمتآمیز، فراخوان به همبستگی صنفی و هشدار نسبت به سرکوب و تلاش برای مصادره روایتها.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، در بیانیهای که روز شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴ (۳ ژانویه ۲۰۲۶) منتشر شد، با شرح «فریاد خشم و رنج مردم» اعلام کرد این اعتراضات حاصل «فقر، تبعیض و بیعدالتی» است و از معلمان خواست بهواسطه وجدانِ حرفهای خود سکوت را بشکنند؛ این شورا همچنین خطاب به نیروهای نظامی و انتظامی هشدار داد که «علیه مردم قرار نگیرند» و از نیروهای امنیتی خواست بهعنوان نگهبانان جامعه از برخورد مسلحانه پرهیز کنند. متن بیانیه و تاریخ انتشار آن در وبسایتهای صنفی و صفحات شبکههای اجتماعی بازنشر شد.
در استانها، انجمنها و کانونهای استانی معلمان نیز بیانیه صادر کردند؛ انجمن صنفی فرهنگیان شاغل و بازنشسته کرماشان در تاریخ ۱۳ دی ۱۴۰۴ (۳ ژانویه) حمایت خود را از اعتراضها اعلام و بر «پایبندی به خواستههای معیشتی» و حق تجمع مسالمتآمیز تأکید کرد؛ کانون صنفی معلمان مازندران و انجمنهای فارس و نورآباد ممسنی بهسرعت پیامهای مشابهی منتشر و از همکاران خواستند در شکلگیری «امواج همبستگی» مشارکت کنند. این متون اغلب در صفحات رسمی این انجمنها و کانالهای اجتماعی منتشر شد.
در روز بعد، ۱۴ دی ۱۴۰۴ (۴ ژانویه ۲۰۲۶)، گروهی از معلمان خوزستان بهصورت مکتوب و با درج بیش از یکصد امضا بیانیهای منتشر کردند که در آن فقر، نابرابری و «نابودی آموزش عمومی» بهعنوان محرکهای مشارکت صنفی ذکر شده و «سکوت» در این بزنگاه تاریخی خیانت قلمداد شده است؛ بیانیه معلمان خوزستان، علاوه بر فراخوان عمومی، خواستار حفظ کرامت مجروحان و امکان برگزاری مراسمِ عزاداری بدون مداخله امنیتی شد. انتشار این متن در صفحات محلی و رسانههای مستقل استان انعکاس یافت.
بیانیه انجمن صنفی فرهنگیان اسلام آباد غرب(شاباد) هم ضمن حمایت از مردم معترض در سراسر ایران از سیاستهای اقتصادی فقیرسازی اقشار مردم انتقاد میکند و در مورد آسیبهای آن هشدار میدهد. این تشکل به حکومت ایران تاکید میکند به جای خشونت، سرکوب، کشتار و زندان صدای واقعی مردم را بشنود.
علاوه بر مجموعههای صنفی معلمان، گزارشها حاکی است برخی تشکلهای مستقل کارگری و گروههای صنفی دیگر مانند کانونهای وکلای مرکز و کانونهای استانی نیز طی ۳–۴ ژانویه بیانیههای حمایتی یا مشترک منتشر کردند که ضمن محکومکردن سرکوب، از حقوق اولیه بازداشتشدگان، دادرسی عادلانه، حق وکیل و خواستههای اقتصادی معترضان (افزایش دستمزد، پایان سیاستهای «فقرزا») حمایت کرده و خواهان آزادی بازداشتشدگان شدند. سایتها و صفحههای خبری محلی این بیانیهها را بهعنوان «بیانیههای مشترک تشکلهای مستقل» بازنشر کردند.
از ویژگیهای برجسته این بیانیهها میتوان به تأکید بر حق «اعتراض مسالمتآمیز» و مخالفت با استفاده از قوه قهریه؛ فراخوان به همبستگی «قومی و صنفی» برای خلق امواجِ اعتصاب و سکوتزدایی و درخواست صریح برای حفاظت از مجروحان و دسترسی بشردوستانه به درمان (بهویژه با اشاره به موارد گزارششده از یورش به بیمارستانها در استانهایی مانند ایلام) اشاره کرد. این مضامین در متن شورای هماهنگی، بیانیههای استانی و فراخوان معلمان خوزستان بهطور مکرر تکرار شدهاند.
پیام این موج بیانیهها دوگانه است؛ از یک سو، تقویتِ بعد صنفیِ اعتراضها میتواند ظرفیتِ شکلگیری اعتصابات سازمانیافته را بالا ببرد و حرکت را از خیابان به فضای اقتصادی و خدمات عمومی منتقل کند؛ از سوی دیگر، بیانیهها فشار مضاعفی بر حکومت ایجاد میکنند تا بین تشدید سرکوب یا گفتگو و عقبنشینی از برخی مواضع یکی را برگزیند. انتخابی که تعیینکننده مسیر بحران خواهد بود. فعالان صنفی در متون خود صراحتاً هشدار دادهاند که تداوم سیاستهای اقتصادی کنونی و سرکوب معترضان میتواند به «طولانی و عمیقتر شدن» خیزش بیانجامد.