دیزلآباد کرماشان از زندان تا مرکز شورش رهاییبخش
خیزش دیماه ۱۴۰۴ در دیزلآباد کرماشان، این محله حاشیهنشین را از نماد زندان و سرکوب به کانون اعتراض و مقاومت اجتماعی بدل کرده است.
شیلان سقزی
مرکز خبر- خیزش دیماه ۱۴۰۴، نه یک انفجار ناگهانی، بلکه فوران خشم انباشتهای است که از لایهلایه شکستهای ساختاری، سرکوب ممتد، فقر سیستماتیک و تحقیرهای روزمره سر برآورده است. این خیزش، برخلاف تصور نیروهای حاکم، صرفاً واکنشی به بحران اقتصادی نیست؛ تبلور یک آگاهی تاریخی است که از دل دههها تجربهی سرکوب، تبعیض، و طرد سیاسی، اجتماعی و جنسیتی شکل گرفته است. در این دور، خیابان دیگر تنها فضای اعتراض نیست؛ فضای بازپسگیری «حق حضور» است. نسلی که در ۸۸ و ۹۸ سرکوب شد، اکنون با حافظهای زخمی اما مقاوم بازگشته است. زنان، دانشجویان، ملیتها و تمامی طبقه فرودست، همگی اینبار نه بهعنوان اقشار جدا، بلکه در پیوندی عمقی و اعتراضی، زیر ضرب حکومت ایستادهاند.
حکومت اما همچنان با همان ابزارهای کهنه به استقبال بحران میرود؛ زندان، اعدام، اختلال اینترنت، سرکوب خیابانی و جنگ روایتها در رسانههای حکومتی. این پاسخهای تکراری، نه نشانهای از اقتدار، بلکه جلوهای از بحران عمیق در حاکمیتاند؛ دولتی که نه توان شنیدن دارد، نه ارادهی اصلاح، و نه ظرفیت تحمل مخالفت. در این چارچوب، گزارشها از شهر فرودست دیزلآباد کرماشان، یکی از کانونهای خیزش اخیر، بهوضوح این بحران را عیان میکنند، نیروهای امنیتی با شلیک مستقیم به معترضان و حتی کسبهی محل پاسخ دادهاند. این خشونت عریان در بستری از بحرانهای مزمن بیکاری، فقر، تبعیض ملی-قومی و حاشیهنشینی رخ میدهد؛ مسائلی که دیزلآباد را به نماد خشم انباشته و مقاومت مستمر بدل کردهاند. شهری که دیگر نه فقط محل زندگی، بلکه صحنهای برای تکرار چرخهی سرکوب و اعتراض شده است.
منابع محلی و رسانههای مستقل گزارش دادهاند که در جریان اعتراضات محله دیزلآباد، واقع در بخش جنوبی شهر کرماشان و از محلات حاشیهنشینِ بافت فرودست، نیروهای حکومتی با شلیک مستقیم به کسبه و معترضان برخورد کردهاند. این منطقه با نام زندان دیزلآباد شناخته میشود؛ جایی که بسیاری از آزادیخواهان کورد در دهههای گذشته زندانی و اعدام شدهاند و یادآور خاطرات تلخ سرکوب سیاسی در این شهر است. شاید معروفترین و نمادینترین زندانی سیاسی این زندان زینب جلالیان باشد که مدتی در این زندان بوده است. زینب جلالیان قدیمیترین زندانی سیاسی زن ایران و از نمادهای مبارزاتی فلسفه ژن، ژیان، آزادی است.
کسبه دیزلآباد که در اعتراض به بحران اقتصادی، تورم فزاینده و بیکاری مزمن اعتصاب کرده و مغازههای خود را بستهاند، هدف شلیک قرار گرفتهاند. این اعتراضات همزمان با خیزشهای سراسری دیماه ۱۴۰۴ رخ داده و نشان میدهد که مشکلات ساختاری اقتصادی-اجتماعی در کرماشان بهویژه در میان قشر فرودست و حاشیهنشین، به اعتراضی فراگیر بدل شده است.
کرماشان از دهه ۱۳۹۰ تاکنون بارها عرصه اعتراض و سرکوب بوده است. در اعتراضات دیماه ۱۳۹۶، هزاران نفر در خیابانها شعارهایی علیه فقر، بیکاری و سرکوب سر دادند و درگیری با نیروهای امنیتی منجر به کشتهشدن دستکم ۲۵ نفر در سراسر کشور شد که بخش مهمی از آن در کرماشان رقم خورد.
اعتراضات سراسری آبان ۱۳۹۸ نیز در کرماشان با خشونت شدید روبهرو شد و گزارشهایی از کشتهها و مجروحان در این شهر منتشر شد. در خیزشهای سال ۱۴۰۱ نیز کرماشان و حومه شاهد درگیریهای پراکنده و برخورد نیروهای امنیتی با معترضان بود، هرچند آمار رسمی منتشر نشده است. اکنون در دیماه ۱۴۰۴، معترضان کرماشانی بار دیگر در برابر سرکوب ایستادهاند، در حالی که سایه بحرانهای اقتصادی و تبعیض اجتماعی سالهاست محلههای حاشیهای را به صف مقدم اعتراض تبدیل کرده است.
کرماشان به عنوان بزرگترین شهر روژهلات کوردستان شهری با سابقه طولانی اعتراض اجتماعی و تاریخ مبارزه است، اما همچنین یکی از استانهایی است که نرخ بیکاری آن همواره بالاتر از میانگین کشور گزارش شده و جمعیت قابلتوجهی در حاشیههای شهری-از جمله دیزلآباد-زندگی میکنند. این شرایط موجب افزایش آسیبهای اجتماعی مانند فقر، اعتیاد و بزهکاری شده و بستر نارضایتی طولانیمدت را شکل داده است.
در پاسخ به اعتراضات اخیر، نیروهای امنیتی در سطح گستردهای در شهر مستقر شدهاند و گزارشها از قطع اینترنت، حضور سنگین لباسشخصیها و استفاده از گاز اشکآور و شلیک مستقیم برای پراکنده کردن تظاهرکنندگان حکایت دارد. علیرغم این فشارها، معترضان در بخشهای مختلف شهری همچنان تجمعات و اعتصاب کسبه را ادامه دادهاند، و بهویژه در محلههای جنوبی مانند دیزلآباد حضور فعالی دارند که با ضربات مستقیم نیروهای مسلح مواجه شدهاند.
دیزلآباد: بازتولید سرکوب و استراتژی انقیاد کوردها
زندان دیزلآباد کرماشان تنها یک بازداشتگاه ساده نیست؛ بلکه یکی از ستونهای استراتژیک در «مهندسی سرکوب» منطقهای جمهوری اسلامی محسوب میشود. این زندان به عنوان بزرگترین مرکز حبس در غرب ایران نقش کلیدی در مدیریت تضاد میان «مرکز- پیرامون» ایفا میکند.
در ساختار امنیتی ایران، زندانهای کرماشان و ایلام به دلیل بافت اتنیکی و مذهبی (حضور پررنگ کوردها و پیروان آیین یارسان)، همواره با نگاهی «امنیتیسازی شده» اداره میشوند که دیزلآباد به مثابه یک «اردوگاه انضباطی» عمل میکند که هدف آن نه اصلاح، بلکه درهمشکستن ارادهی معطوف به تغییر در میان فعالان مدنی و سیاسی است.
در دهههای اخیر، دیزلآباد میزبان طیف وسیعی از کنشگران بوده است، هرچند لیست کردن تمامی اسامی در یک متن کوتاه غیرممکن است، اما میتوان چهرههای شاخصی را که در مقاطع مختلف در این زندان تحت فشار بودهاند، در دستههای زیر بررسی کرد، دسته اول فعالانی که به جرم پاسداشت زبان و فرهنگ کوردی یا عضویت در احزاب اپوزیسیون تحت شدیدترین شکنجهها قرار گرفتند یا فعالان یارسانی که به دلیل تبعیضهای سیستماتیک مذهبی و اعتراض به توهین به مقدساتشان، حبسهای طولانیمدتی را در این زندان تجربه کردهاند و سوم زندانیان قیامهای ۹۶ تا ۱۴۰۱ و بازداشتشدگان گمنامی که در سلولهای انفرادی بندهای امنیتی دیزلآباد تحت بازجوییهای وحشیانه قرار گرفتند.
نکته کلیدی اینجاست که دیزلآباد با ادغام زندانیان سیاسی در میان زندانیان جرایم خطرناک، از استراتژی «تحقیر و ناامنسازی» استفاده میکند تا هزینهی فعالیت سیاسی در مناطق حاشیهای را به شدت بالا ببرد. کرماشان در تمامی خیزشهای سراسری دههی اخیر، یکی از کانونهای اصلی اعتراضات بوده است، آمار کشتهشدگان و مجروحان در این شهر نشاندهندهی برخورد «جنگی» حاکمیت با معترضان در این منطقه است.
در دی ماه ۱۳۹۶ کرماشان از اولین شهرهایی بود که شعارهای معیشتی را به سرعت به شعارهای سیاسی علیه کل ساختار تبدیل کرد. در این مقطع، استفاده از سلاحهای ساچمهزن و گاز اشکآور در محلات حاشیهنشین مانند «جعفرآباد» و «دولتآباد» به وقوع پیوست.
در آبان خونین ۱۳۹۸، این مقطع تاریکترین برهه در تاریخ معاصر کرماشان است، آمار غیررسمی کشتهشدگان در کرماشان و جوانرو (به عنوان بخشی از حوزهی نفوذ این استان) تکاندهنده بود. نیروهای امنیتی با استفاده از تیربار و سلاحهای جنگی مستقیم به قلب و سر معترضان شلیک کردند. کرماشان در این سال، رکورددار نرخ خشونت دولتی نسبت به جمعیت بود.
در خیزش انقلابی ۱۴۰۱ «ژن، ژیان، آزادی» در این خیزش، محلههای این شهر به سنگر مقاومت تبدیل شدند، جانباختگانی چون مینو مجیدی به نمادهای مقاومت این شهر بدل گشتند. درواقع تفاوت برخورد در کرماشان با شهرهای مرکزی، در «نظامیگری عریان» است، حاکمیت در کرماشان به جای استفاده از ابزارهای کنترل جمعیت، از رویکرد «پاکسازی دشمن» استفاده میکند که ریشه در نگاه تبعیضآمیز به ملیت کورد دارد.
اقتصادِ فلاکت؛ کرماشان در تلهی تبعیض ساختاری و فروپاشی اجتماعی
کرماشان استانی با ظرفیتهای عظیم کشاورزی، تجاری و مرزی، همواره در قعر جدول شاخصهای رفاه و در صدر جدول فلاکت قرار دارد. این وضعیت، نه یک «اتفاق اقتصادی»، بلکه یک «پروژهی سیاسی» برای ضعیف نگه داشتن مناطق مرزی است. نرخ بیکاری در کرماشان سالهاست که رتبهی اول یا دوم بیکاری در ایران را به خود اختصاص داده است، نرخ بیکاری جوانان در برخی فصول به بالای درصد میرسد. شاخص فلاکت(مجموع تورم و بیکاری) در کرماشان همواره فراتر از میانگین کشوری است، این به معنای له شدن طبقهی متوسط و سقوط به زیر خط فقر مطلق برای اکثریت جامعه است.
از بعد آسیبهای اجتماعی هم آمار خودکشی (به ویژه خودسوزی زنان) در استان به دلیل بنبستهای اقتصادی و فشارهای سنت- مرکزگرا، در سطح هشدار قرار دارد. گسترش سیستماتیک مواد مخدر در محلات فقیرنشین از سوی منتقدان به عنوان ابزاری برای «تخدیر پتانسیل اعتراضی جوانان» نگریسته میشود. کرماشان امروز، ویترینی از ناکارآمدی و ستیز یک ساختار ایدئولوژیک با یک جامعهی مطالبهگر است. از انفرادیهای دیزلآباد تا خونهای ریخته شده در خیابان و فقر گسترده در حاشیهها، همگی قطعات پازلی هستند که نشان میدهند کرماشان نه تنها در حاشیه نیست، بلکه قلب تپندهی مقاومت علیه ساختار موجود است.