«زنان فعال در جنگ: آموزش خوددفاعی و همبستگی برای مقابله با خشونت»
رضوان مقدم میگوید: «زنان فعال باید فراگیری آموزش را گسترش دهند، مهارتهای خوددفاعی را تقویت کنند و با همبستگی و اقدامات عملی، خشونت خانگی و فشارهای اقتصادی را در شرایط بحرانی کاهش دهند.»
شهلا محمدی
مرکز خبر- در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴، جنگی میان آمریکا، اسرائیل و ایران آغاز شد و اکنون یک ماه از تداوم آن میگذرد. در چنین شرایطی که جنگ، ناامنی و قطع اینترنت بر زندگی مردم در ایران سایه افکنده است، و در چارچوب فرهنگی و قوانین موجود که غالباً به زیان زنان عمل میکنند، وضعیت زنان چگونه شکل میگیرد؟
در این میان، این پرسش نیز مطرح است که مسائل، رنجها و تجربههای زیسته زنان چگونه به حاشیه رانده میشود و چرا کمتر دیده و شنیده میشود؟
در اینباره با رضوان مقدم، سخنگوی کمپین توقف قتلهای ناموسی، به گفتوگو مینشینیم. همچنین به بررسی این موضوع میپردازیم که در طول یک ماه گذشته، وضعیت زنان در ایران چه تغییراتی را تجربه کرده است.
زنان در شرایط جنگی با لایههای متعددی از خشونت روبهرو میشوند؛ خشونتی که تنها به ویرانی و ناامنی محدود نمیشود، بلکه بهصورت مضاعف و در قالب خشونتهای جنسی و جنسیتی نیز بروز پیدا میکند.
در وضعیت آوارگی، از دست دادن اعضای خانواده، فشارهای اقتصادی و تشدید خشونتهای خانگی، قطع اینترنت نیز به عاملی نگرانکننده تبدیل میشود؛ عاملی که نهتنها مانع اطلاعرسانی است، بلکه خطرات را افزایش داده و زنان را بیش از پیش در معرض تهدید قرار میدهد.
در پی اعتراضات دیماه و فجایع خونین آن، بر اساس مستندات و تحقیقات انجامشده، تا پایان آذرماه ۱۸۷ مورد قتل ناموسی بهطور کامل ثبت و مورد تحلیل کمی و کیفی قرار گرفته است.
با این حال، در ماههای دی، بهمن و اسفند بهندرت اخباری درباره قتلهای ناموسی منتشر شده است. این کاهش انتشار خبر بهمعنای توقف این وقایع نیست، بلکه نشاندهنده محدود شدن دسترسی به اطلاعات در داخل کشور است. در شرایطی که اخبار جنگ در صدر توجه قرار دارند و بینظمیها و فضای بحرانی حاکم است، بسیاری از این رخدادها در سکوت خبری باقی میمانند.
چرا در شرایط جنگی، جامعه از وضعیت زنان غافل میشود؟ چرا حتی رسانهها نیز از پرداختن به این موضوع بازمیمانند و گویی کارکرد اصلی خود را از دست میدهند؟
خبرنگاران معمولاً در جستوجوی «خبر روز» هستند و در شرایط جنگی، تمرکز اصلی آنها بر پوشش رویدادهای مرتبط با جنگ قرار میگیرد. به همین دلیل، مسائل اجتماعی و بهویژه موضوعات مرتبط با زنان، کمتر مورد توجه قرار میگیرد و به حاشیه رانده میشود.
از سوی دیگر، در وضعیت جنگ، افراد بیش از هر چیز در پی یافتن نقطهای امن هستند. شرایط تحمیلی جنگ، آنها را ناگزیر میکند که بر حفظ جان خود و نزدیکانشان تمرکز کنند و در نتیجه، پرداختن به دیگر مشکلات و مسائل، در اولویتهای بعدی قرار میگیرد.
در چنین فضایی، گاه این مردم عادی هستند که با انتقال اطلاعات، خبرنگاران را از برخی واقعیتها آگاه میکنند. با این حال، واقعیت تلخ این است که در جنگ، بیشترین آسیب متوجه زنان و کودکان میشود؛ آسیبهایی که اغلب در دوران صلح بیشتر دیده و بازتاب داده میشوند. در نتیجه، یکی از پیامدهای مهم جنگ، کمرنگ شدن توجه به مسائل انسانی و اجتماعی است.
در حال حاضر، در کشورهایی مانند سودان و سومالی، زنان قربانی خشونتهای سیستماتیک جنسی و جنسیتی ناشی از جنگ هستند. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح میشود که زنان چه در داخل این کشورها و چه در خارج، چگونه میتوانند برای سازماندهی این وضعیت اقدام کنند و سازوکارهای مؤثری برای حمایت و همبستگی با یکدیگر ایجاد نمایند؟
زنان در عرصههای اجتماعی همواره نقش فعالی داشتهاند و در شرایط کنونی نیز، مسئولیت کنشگران اجتماعی آن است که در برابر خشونت سکوت نکنند. فعالیتهایی که پیشتر در حوزههای مختلف انجام میدادند، اکنون بیش از گذشته اهمیت یافته و نیازمند گسترش و تقویت است. آنها میتوانند با روشهای گوناگون، از جمله در حوزههایی مانند حقوق کودکان، خشونت خانگی و دیگر مسائل اجتماعی، به بازتاب واقعیتها و نیز شکستن سکوت رسانهای کمک کنند.
در این میان، توجه به آموزش زنان از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ این وظیفهای است که بر دوش زنان فعال و کنشگران اجتماعی قرار دارد تا با ارتقای آگاهی، مهارتهای خوددفاعی و توانمندسازی، به زنان کمک کنند در برابر خشونت، فشارهای اقتصادی و فقر ایستادگی کنند.
در دوران جنگ، سطح خشونت بهطور قابل توجهی افزایش مییابد و مواجهه مداوم با مرگ و ناامنی میتواند به عادیسازی خشونت در ذهن افراد منجر شود. از اینرو، ضروری است که آگاهی جمعی نسبت به این خطر حفظ شود و از عادیسازی خشونت جلوگیری گردد. در صورت امکان، برگزاری کارگاههای آموزشی و اجرای اقدامات عملی از سوی کنشگران اجتماعی میتواند به کاهش سطح خشونت خانگی در شرایط بحرانی کمک کند.