۸ مارس، روز تحقق پیشاهنگی زنان با ژن، ژیان، ئازادی و بنیاد بازسازی اخلاق، سیاست و تمدن است
آرین روژهلات
۸ مارس را نمیتوان صرفا به یک مناسبت تقویمی یا فراخوان اخلاقی برای «آزادی زنان» تقلیل داد، زیرا این روز، در معنای ژرف تاریخی و دیالکتیکی خود، لحظهای است برای ظهور سوژهگی زنانه در برابر نظم انقیادآفرین مردسالار و برای عبور از اعتراض نمادین به کنش آگاهانهی تاریخی و پذیرش مسئولیت تمدنی. ریشههای این روز، در حافظهی تاریخی جهان با خون زنان پیشاهنگ و مبارزهی آنان علیه مناسبات استثماری سرمایهداری صنعتی گره خورده است و نه تنها یادمان یک واقعه، بلکه نشانهای از شکاف در منطق سلطه است، شکافی که بدن زن پیشاهنگ را به متن مقاومت سیاسی بدل میکند و امکان همصدایی و همبستگی زنان را در گسترهای فراملی فراهم میآورد، تا مطالبات سیاسی، اجتماعی و معرفتی آنان از حاشیه به متن تاریخ رانده شود و جهان خشن مرد دولت را به چالش بکشد.
تاریخچه مختصر ۸ مارس
ریشههای روز جهانی زن به اعتراضات کارگری زنان در نیویورک در سال ۱۸۵۷ بازمیگردد، زمانی که زنان کارگر در صنعت نساجی علیه شرایط ناعادلانه کار و ساعات طولانی دست به اعتصاب زدند. این جنبشها تا سال ۱۹۰۸–۱۹۱۰ ادامه یافت و شکل مدرن روز جهانی زن را بنیان نهاد، روزی که در ابتدا عمدتا در چارچوب فمینیسم لیبرال و مبارزه برای برابری حقوقی و مدنی مطرح شد. هرچند این جنبشها با محدودیتهای نظری خود مواجه بودند، اما ارزش تاریخی و نمادین عظیمی برای پیشاهنگی زنانه در سطح جهانی دارند.
اسطوره و تاریخ، قتل الهه و پارادایم سلطه
در افق درازدامن تاریخ اسطورهای، از کیهانروایت تیامات و ستیز او با ماردوک در اسطورهی بابلی انوما الیش، تا منازعات الاهگانی اینانا و انکی، و از اسطورههای سامی مرتبط با بعل و صورتهای کهن الوهیت مادینه تا کیهانروایت یونانی زئوس، الگویی تکرارشونده دیده میشود، حذف یا انقیاد اصل مؤنث به سود استقرار نظمی عقلانی اقتدارگرا.
این رخداد، نه صرفا جابهجایی خدایان، بلکه دگرگونی پارادایمهای معرفتی است، گذار از پارادایم هرمنوتیکی زیستجهانی به پارادایم مکانیکی دگماتیک، از فهم تکوینی هستی به مهار ابزاری آن.
«قتل الهه» لحظهای نمادین برای تاسیس سوژهی سلطهگر است، جایی که کثرت کیهانی و زایندگی طبیعت جای خود را به یگانگی اقتدار و تمرکز قدرت میدهد و زمینه را برای ظهور صورتبندیهای متاخر توحیدی فراهم میآورد، صورتبندیای که الوهیت را از امر زاینده و درونماندگار، به امر متعالی و فرمانروا منتقل میکند.
رهبرآپو این واقعه را نخستین «سقوط زن» و استقرار دین تکخدایی را «دومین سقوط زن» میخواند، انتقال پیشاهنگی اجتماعی از زن به مرد و تثبیت شبکهای از مفاهیم که با پیدایش دولت قدرت همزادند، طبقاتیسازی، دوگانه سوژه ابژه، خودمحوری انسانمدار، نسبت سلطهگر سلطهپذیر، انباشت سرمایهی نمادین و مادی، و استقرار منطقی بیاخلاق که کارویژهاش عادیسازی سلطه است.
فرهنگ الاهه مادر، بنیاد بازتولید زندگی و بازسازی پارادایم
در برابر این گسست تاریخی، فرهنگ الاهه مادر، حامل منطق فداکاری، مراقبت و بازتولید حیات است، فرهنگی که در سپیدهدم نئولیتیک و در بطن انقلاب کشاورزی شکل گرفت و نخستین اشکال همزیستی، کشاورزی، آیین و هنر را پدید آورد.
مادری در این چارچوب، نه صرفا نسبت بیولوژیک، بلکه صورت اعلی مسئولیتپذیری بیچشمداشت است، پرورش سوژه، تبدیل رنج به امکان و نگاهداری هستی دیگری.
از منظر جامعهشناسی تاریخی و فلسفه زندگی، انسان نه ابزار، بلکه غایت است، نه سرمایه، بلکه امانت.
آزادی زن، نه رهایی حقوقی صرف، بلکه بازسازی معنای "انسان بودن" است، بازسازیای که تنها از خلال احیای فرهنگ الاهه مادر ممکن میشود و زنان حامل نخستین سازماندهی اجتماعی و شکلدهندگان بنیادین تمدن بشری بودهاند.
مقاومت مدرن زنان، خودسازماندهی با استراتژی ژن، ژیان، ئازادی و فلسفه عملی
در پهنه زاگرس و خاورمیانه، هر ساله در ۸ مارس، زنان آزاد با ارادهای جمعی و سازمانیافته در نهادهای سیاسی و اجتماعی حاضر میشوند.
حضور آنان نه صرفا یادمانی تاریخی، بلکه نمود عینی یک مقاومت سیستمیک و چندلایه در برابر ساختارهای پدرسالار است، ساختارهایی که از آغازین مرحلههای شکلگیری قدرت در این سرزمین تا امروز، همواره تلاش کردهاند پیشروی زنان آزاد را محدود سازند.
خودسازماندهی زنان بر مبنای فلسفه بنیادین «ژن، ژیان، ئازادی» الگویی عملی از تحقق انسان آزاد و پاسخگوی تمامی پرسشهای جامعه است، الگویی که در سطح نظریه قدرت، امکان ایجاد نظم اجتماعی مبتنی بر همزیستی، عدالت جنسیتی و رهایی جمعی را نشان میدهد.
قیامهای جاری در شرق کوردستان، جغرافیای سیاسی ایران و روژاوا، تداوم یک مقاومت جهانی و پرچم مخالفت با سلطه سیستماتیک پدرسالاری را افراشتهاند و پیشاهنگان تاریخی مبارزه در کوردستان، همچون سکینه جانسز، زیلان، بریتان و روناهی، امر زنانه را از سطح هویت زیستی به سطح کنش تاریخی ارتقا دادهاند.
تجربەی مقاومت در کوبانی و روژاوا نشان میدهد که زن نه قربانی جنگ و خشونت، بلکه فاعل تاریخ و معمار نظم نوین اجتماعی است، الگویی که جامعەی کمونال، مشارکت دموکراتیک و بازسازی ملت دموکراتیک را در برابر دولت ملت اقتدارگرا به نمایش میگذارد.
ژنئولوژی، بازتعریف بنیادین زن و جامعه
تصور رایج مبنی بر اینکه زنان کورد با پارادایمها و مفاهیم فمینیستی مبارزه میکنند، برداشت دقیق و همساز با واقعیت تاریخی سیاسی این جنبش نیست. کنشگران زن کوردستان، بهویژه آنان که در میدانهای واقعی مقاومت حضور دارند، نه بر اساس معرفتشناسی فمینیستی، بلکه با اتکا به جهانبینی ژنئولوژی مبارزه میکنند.
ژنئولوژی زن را صرفا یک امر جنسیتی نمیداند، بلکه آن را پدیدهای اجتماعی، تاریخی و برساختهی مناسبات قدرت میشناسد، پدیدهای که ریشههای آن به انحراف تاریخی بازمیگردد که با قرار گرفتن مرد در رٵس قدرت و شکلگیری نخستین ساختارهای سلطه آغاز شد. تفاوت بنیادین فمینیسم و ژنئولوژی در این است که فمینیسم زن را عمدتا در چارچوب جنسیت میفهمد و در نهایت بازتولید همان رابطەی سلطه سوژه ابژه است، در حالی که ژنئولوژی به بازتعریف بنیادین جامعه و لغو ساختارهای سلطه در ساحت اجتماعی، هستیشناختی و تاریخی میاندیشد.
رهبر آپو تاکید میکند که فمینیسم رادیکال، اگر واقعا رادیکال باشد، باید شیوه زیست خود را دگرگون کند و خویشتن را از چنگال مدرنیتەی کاپیتالیستی رها سازد، زیرا فمینیسم، با جابهجایی جایگاه زن و مرد در چارچوب جنسیت، تنها شکل دیگری از همان رابطەی سلطه را بازتولید میکند، در حالی که ژنئولوژی زن را معیار بازسازی اخلاق، سیاست و اقتصاد میداند و پیششرط تکوین جامعه دموکراتیک و اکولوژیک است.
۸ مارس به مثابه عهد تاریخی
۸ مارس، نه پایان مبارزه، بلکه آغاز تجدید عهد تاریخی است، عهدی برای بازآفرینی زندگی، گشودن راه آزادی و استقرار نظمی که زن در آن نه حاشیه، بلکه مرکز تاریخ باشد. این روز، بهمثابه یک دال جهانی، لحظه تبلور همصدایی زنان، شکستن سکوت تاریخی مرد دولت و جریانسازی فرهنگ مسئولیتپذیری و خدمت به عموم جامعه و منافع جامعه را دربرگیرد، فرهنگی که روح زنانه روح زندگی، همبستگی، آفرینش و مقاومت را در سراسر جامعه جاری میسازد و معنای اصیل انسان بودن را آشکار میکند.
به تمامی زنان مقاوم، پیشرو و آفرینندەی آینده در کوردستان، خاورمیانه و سراسر جهان، روز جهانی زن را تبریک میگوییم.
زندهباد قیام متحد زنان!
آزادی زن، آزادی جامعه است!
دل شورش، در شعلههای قیام زنان میتپد!
آزادی مردم خاورمیانە با پیشاهنگی زنان در کوردستان، از آزادی زن سرچشمه میگیرد!