زنان زندانی از ترس انگ اجتماعی، پس از پایان محکومیتشان هم حاضر به ترک زندان نیستند
کوثر حسن، مسئول بخش زنان در مرکز فرهنگی جاف، میگوید: «زندان برای برخی زنان به امنترین پناهگاه تبدیل شده و آنان به دلیل ترس از سرزنش، انگ اجتماعی و تهدید جانی، پس از آزادی حاضر به بازگشت نزد خانوادههایشان نیستند.»
دیرین رحیم
سلیمانی- زنانی که در اقلیم باشور کوردستان، چه به دلیل ارتکاب جرم و چه ناعادلانه، در زندان به سر میبرند، تنها با سختیهای زندان دستوپنجه نرم نمیکنند؛ بلکه نگرانی بزرگتری نیز دارند: بازگشت به جامعه.
بسیاری از آنان از روز آزادی میترسند، زیرا جامعه با نگاهی تحقیرآمیز به زنان زندانی مینگرد. در بسیاری از موارد، خانوادههایشان نیز آنان را طرد میکنند و اگر متأهل باشند، زندانی شدن میتواند به فروپاشی زندگی مشترکشان منجر شود. این در حالی است که شماری از این زنان، در دفاع از خود یا برای مقابله با خشونت، مرتکب جرم شدهاند؛ اما با وجود این، زندان برای زنان به نماد ننگ و شرمساری تبدیل شده و پس از آزادی نیز جامعه آنان را نمیپذیرد.
پروندههای زنان در دادگاههای اقلیم باشور کوردستان بلاتکلیف مانده است
کوثر حسن، مسئول بخش زنان در مرکز فرهنگی جاف، میگوید: «ما بهطور مستمر از زندانهای زنان بازدید میکنیم و از وضعیت آنان آگاه هستیم. چه زنانی که محکوم شدهاند و چه کسانی که در بازداشت هستند، از شرایط نسبتاً مناسبی برخوردارند. آنان در زندان به کارهایی مانند صنایع دستی، خیاطی، طراحی، نقاشی و پخت نان مشغولاند و بهطور مرتب دورههای آموزشی برایشان برگزار میشود. این فعالیتها باعث میشود آرامش روانی بیشتری داشته باشند و کمتر درگیر مشکلات و دغدغههایشان شوند.
البته زندگی در زندان خالی از مشکل نیست و بسیاری از زنان با فشارهای روحی و روانی دستوپنجه نرم میکنند. هر زندانی اتاق مخصوص خود را دارد و محصولاتی که در زندان تولید میکنند، مانند لباس، آثار هنری و مواد غذایی، برای فروش به خارج از زندان فرستاده میشود.
ما به عنوان یک سازمان مردمنهاد، همواره از زندانهای زنان بازدید میکنیم و برای آنان برنامههای فرهنگی، جشنواره و فعالیتهای مختلف برگزار میکنیم. در این دیدارها، زنان مشکلاتشان را با ما در میان میگذارند. بسیاری از آنان وکیل خصوصی دارند و برای برخی دیگر نیز ما وکیل تأمین کردهایم.
یکی از مشکلات جدی این زنان، بلاتکلیف ماندن پروندههایشان در دادگاههای اقلیم باشور کوردستان است. در برخی پروندهها به آنان گفته میشود که باید خارج از دادگاه از طریق صلح و سازش، بهویژه صلح عشایری، اختلافات را حل کنند. بعضی از زنان به دلیل قتل همسر یا شریک زندگی خود، تحت فشار برای انجام صلح عشایری هستند. برخی دیگر نیز به اعدام محکوم شدهاند و از ما میخواهند برای تبدیل حکم اعدام به حبس ابد به آنان کمک کنیم.
ما به عنوان سازمانهای مدافع حقوق زنان، همواره برای دفاع از حقوق آنان تلاش کردهایم.»
زندان برای بسیاری از زنان به یک تجربه و درس زندگی تبدیل شده است
کوثر حسن در ادامه میگوید: «برخی از زنان همراه فرزندان خردسال خود در زندان هستند و برخی دیگر تنها هفتهای یکبار موفق به دیدار فرزندانشان میشوند. برای یک مادر، دیدن فرزندش در فضای زندان بسیار دردناک است. بسیاری از خانوادهها نیز از آوردن کودکان به زندان خودداری میکنند تا تصویر زندان در ذهن آنان باقی نماند.
گاهی خانوادهها برای آرام کردن کودکان به آنان میگویند که مادرشان به سفر رفته است، زیرا نمیخواهند حقیقت را بدانند.
در زندان مددکاران اجتماعی حضور دارند و تلاش میکنند دوران حبس را به فرصتی برای یادگیری تبدیل کنند؛ تا زنانی که آزاد میشوند، از تجربه خود درس بگیرند و دیگران را نیز از ارتکاب جرم بازدارند. آنان همواره در کنار زنان زندانی هستند و برای حل مشکلاتشان تلاش میکنند.»
زنان پس از آزادی با انگ و سرزنش جامعه روبهرو میشوند
او میافزاید: «ما با برگزاری نشستها و سمینارهای مختلف، سعی کردهایم آگاهی جامعه را درباره زنان زندانی افزایش دهیم. بسیاری از زنان به ما میگویند که پس از آزادی، دیگر هیچکس مانند گذشته با آنان رفتار نخواهد کرد و جامعه همواره با نگاه قضاوتگر و سرزنشآمیز به آنان مینگرد.
در حالی که مردان نیز مرتکب جرم میشوند، زنان بیشترین هزینه اجتماعی را میپردازند. اگر کسی مرتکب اشتباه شده باشد، نباید تا پایان عمر از جامعه طرد شود؛ بلکه باید فرصت دوبارهای برای بازگشت و اصلاح به او داده شود.
بسیاری از این زنان به دلیل سالها زندان، دچار آسیبهای روحی شدهاند. جامعه باید به آنان کمک کند تا دوباره به زندگی عادی بازگردند و بپذیرد که هر انسانی ممکن است اشتباه کند.
زنانی که از زندان آزاد میشوند باید مانند دیگر شهروندان امکان زندگی، کار و حضور در جامعه را داشته باشند. نباید با آنان متفاوت رفتار شود. گاهی زندان برای برخی افراد به درسی تبدیل میشود که پس از آزادی، انسان بهتری از گذشته باشند.
نباید زنانی که از زندان آزاد میشوند، وارد زندان دیگری به نام خانواده یا جامعه شوند. همچنین نباید محدودیتها و فشارهای بیشتری بر آنان تحمیل شود. افزایش آگاهی اجتماعی و حقوقی، وظیفه همه ما، از نهادهای مدنی گرفته تا تکتک شهروندان، است تا این زنان دوباره بتوانند جایگاه خود را در جامعه پیدا کنند و احساس طردشدگی نداشته باشند.»
جامعه امنیت زنان را پس از آزادی تضمین نمیکند
کوثر حسن در پایان گفت: «متأسفانه پس از پایان دوران محکومیت، امنیت زندگی زنان از سوی جامعه تضمین نمیشود. دادگاه از خانوادهها تعهد میگیرد که امنیت زن حفظ شود یا اختلافات از طریق صلح عشایری پایان یافته باشد، اما همه خانوادهها به این تعهد پایبند نیستند.
پیام من به زنان این است که پیش از هر تصمیمی، برای زندگی خود برنامه داشته باشند. همه ما ممکن است هر روز با مشکلات و فشارهای روحی روبهرو شویم، اما هیچ مشکلی با قتل و خشونت حل نمیشود.
راهحل، گفتوگو و درک متقابل است.
در زندان با زنانی روبهرو شدهام که پس از ارتکاب قتل، بلافاصله پشیمان شدهاند. از یکی از آنان پرسیدم: «چرا همسرت را کشتی؟» گفت: «به خاطر خیانتی که به من کرده بود.» وقتی پرسیدم چرا پیش از آن راه دیگری برای حل مشکل پیدا نکردی، پاسخ داد: «اصلاً به آن فکر نکرده بودم؛ به محض اینکه او را کشتم، پشیمان شدم.»
پیش از هر تصمیمی باید فکر و برنامه داشت. اگر کسی تحت فشار شدید روحی قرار دارد، بهتر است با فردی مورد اعتماد یا یک دوست صحبت کند و از او کمک بگیرد. در لحظه خشم و فشار روانی نباید به گرفتن جان دیگری فکر کرد؛ بلکه باید با گفتوگو راهحلی منطقی پیدا کرد.
از سازمانهای جامعه مدنی نیز میخواهم که به آگاهیبخشی ادامه دهند. این نهادها با بازدید از زندانهای زنان، لباس و وسایل مورد نیاز آنان را تأمین میکنند و برای بهبود وضعیت زندانیان تلاش دارند. همچنین در حال پیگیری اصلاح و اجرای موادی از قانون هستند که هنوز بهطور کامل اجرا نشدهاند؛ از جمله ماده ۵۹ که هدف از اصلاح آن، جلوگیری از ادامه خشونت و قتل زنان و حفاظت از جان آنان است.»