زنان سودانی گرفتار آوارگی، گرسنگی و خشونت؛ هزار روز تراژدی مداوم
پس از سپری شدن هزار روز از آغاز درگیریها در سودان، زنان همچنان بیشترین هزینه را میپردازند. آنها با اشکال مختلف نقض حقوق انسانی از خشونت جنسی و آوارگی مکرر گرفته تا فقدان نانآور خانواده، گرسنگی و دستگیریهای بیدلیل مواجه هستند.
ميرفت عبد القادر
سودان - زنان سودانی در این هزار روز جنگ، تجربیات بسیار دردناکی را پشت سر گذاشتهاند که تصویرگر گستردگی فاجعهی انسانی است. آنها بارها مجبور به ترک خانههایشان شدهاند، بسیاری نانآور خانواده را از دست دادهاند و با خشونتهای شدید، از جمله تجاوز جنسی و بازداشتهای بیرویه مواجه شدهاند؛ تا جایی که زن سودانی به اولین قربانی این جنگ تبدیل شده است، جنگی که آثارش هنوز بر جامعه سنگینی میکند.
در غیاب قوانین حمایتی و فقدان همدلی اجتماعی، زنان نه تنها بار سنگین مراقبت از فرزندانشان را در میان جنگ به دوش میکشند، بلکه علیرغم همهی دردها و سختیهایی که تجربه کردهاند در چشم بسیاری از افراد جامعه بهجای «قربانی» بهعنوان «مقصر» دیده میشوند.
زنان سودانی خاطرات تلخی از سفرهای آوارگی پیدرپی دارند: روزها پیادهروی در بیابان با کودکان در آغوش، بدون آب، غذا و حتی حداقل امکانات. آنها زیر بار سنگین صبر و تحمل، با رنج بیپایان و ترس از آیندهی نامعلوم روبهرو هستند، سفری که بیشتر شبیه آزمون بیرحمانهای برای انسانیت و قدرت تحمل است تا یک «آوارگی معمولی».
هر منطقهای که نیروهای پشتیبانی سریع وارد شدهاند، برای سکونت غیرقابلتحمل شده و زنان مجبور به ترک دوباره و جستجوی امنیت برای خود و فرزندانشان شدهاند. در اردوگاههای اطراف شهر «الأبيض» در ایالت شمال کردفان، چادرهای سادهای برای پناه دادن به آوارگان جنگی برپا شدهاند؛ مکانی که نمادی از سختی آوارگی و رنج زنان است که بار نجات خانوادهها را بر دوش دارند.
وضعیت زنان
زنانی مانند زینب مالک از الفاشر مجبور شدند برای فرار از گرسنگی و محاصرهای که زندگی را غیرقابلتحمل کرده بود، پنج روز پیاده راه بروند. او که نوزادش را روی شانه حمل میکرده، در مسیر با شلیک گلوله زخمی شده و هنوز توان پرداخت هزینه درمان را ندارد.
زینب مالک آنچه را که در طول سفر طاقتفرسای پنج روزهاش با پای پیاده، در حالی که نوزادش را بر دوش داشت و دیگر فرزندانش را همراهی میکرد، بدون هیچ وسیلهای که آنها را تغذیه کند یا سختی آوارگیشان را کاهش دهد، اتفاق افتاد، بازگو میکند. «این فقط یک نقل مکان از مکانی به مکان دیگر نبود، بلکه آزمونی تلخ از صبر و اراده در مواجهه با گرسنگی، ترس و ناشناختهها بود. در حین فرار به من شلیک شد. گلوله در پایم گیر کرد و باعث شد نتوانم حرکت کنم. مجبور شدم فرزندانم را بفرستم تا از ساکنان شهر کمک بخواهند تا بتوانم در حالی که شوهرم مدت زیادی از ما دور بود و هیچ تماسی با ما نداشت، برایشان امرار معاش کنم.»
او تأیید کرد که هنوز یک گلوله در پایش گیر کرده است و در بحبوحه این رنج، قادر به پرداخت هزینههای بیمارستان و عمل جراحی لازم برای خارج کردن آن نیست.
همچنین نسمه محمد که در حملات نیروهای پشتیبانی سریع همسر و پدرش را از دست داده و مجبور شده با کودکانش فرار کند، شاهد مرگ مادرش در مسیر آوارگی بهخاطر گرسنگی و تشنگی بوده است. با این حال او هنوز تلاش میکند در بندر سودان زندگی جدیدی برای خود و فرزندانش بسازد.
با وجود درد و رنج، نسما محمد سفر طاقتفرسای خود را بدون آب و غذا ادامه داد و بین اردوگاههای ایالت شمالی و سپس عطبره در ایالت رود نیل جابجا شد تا به اردوگاههای بندر سودان رسید، جایی که امروز در تلاش است تا زندگی جدیدی را در میان شرایط سخت آوارگی آغاز کند.
او با صدایی پر از غم، تأیید کرد که نیروها مرتکب خشونت علیه غیرنظامیان شدهاند و خاطرنشان کرد که تمام خانواده و هر آنچه را که داشت از دست داده است و در این زندگی چیزی جز فرزندانش برایش باقی نمانده است. «امیدوارم جنگ تمام شود و ما بتوانیم به خانههایمان بازگردیم، خانههایی که اکنون چیزی جز خاطرات محو شده ندارند، خاطراتی که چهره عزیزانمان را که در جنگ از ما گرفته شدند، تداعی میکنند و گواهی بر بیرحمی فقدان و غربت باقی ماندهاند.»
زینب و نسمه نمونههایی از میلیونها زن در سودان هستند که رنج زیادی کشیدهاند و تمام دارایی خود را از دست دادهاند و تنها امیدشان این است که این درگیری که سالهاست ادامه دارد، متوقف شود و آنها بتوانند خاطرات باقیمانده خود را بازیابی کنند.
خشونت جنسی در این جنگ بهطور گسترده گزارش شده و علیه زنان بهعنوان ابزار اجبار، انتقام و ارعاب استفاده شده است، طوری که زنان در مناطق تحت کنترل نیروهای جنگی در معرض خطر بیشتر قرار دارند.
سازمانهای بینالمللی هشدار دادهاند که خشونت جنسی با هدف مهاجرت اجباری و از بین بردن جوامع در حال افزایش است و زنان و دختران بهطور نامتناسبی با این بحران مواجهاند.
وضعیت بشردوستانه
بر اساس گزارشهای سازمان ملل، بیش از ۲۱ میلیون نفر در سودان با ناامنی غذایی شدید روبهرو هستند و زنان، بهویژه خانوارهایی که به دست زنان اداره میشود، سه برابر بیشتر از دیگران در معرض گرسنگیاند، بهطوری که بیش از سهچهارم این خانوارها غذای کافی ندارند.
همچنین میلیونها نفر از خانههایشان آواره شدهاند، چه در داخل کشور و چه در کشورهای همسایه، و تنها بخشی از آنها توانستهاند به مناطق خود بازگردند.
امنیت برای زنان تنها به دور ماندن از مناطق جنگی محدود نمیشود. بازداشتهای بیدلیل، شکنجه و نگهداری طولانیمدت تحت عنوان «همکاری با طرف دیگر» یکی دیگر از فجایعی است که زنان آواره را تهدید میکند، حتی اگر حضور آنها در آن مناطق بهصورت اجبار بوده باشد.
تا زمانی که این جنگ ادامه دارد و خشونتها و نقض حقوق انسانی متوقف نشود، زنان سودان بیش از دیگران رنج میکشند. آنها همچنان بار سنگین آوارگی، فقدان غذا، خشونت جنسی و بیعدالتیهای اجتماعی را به دوش میکشند و آرزو دارند این درگیری پایان یابد تا بتوانند زندگی و خاطرات از دسترفتهی خود را بازسازی کنند.