زنان در درمان بیماریها کمتر از مردان درمانهای تهاجمی دریافت میکنند
پژوهشی جدید نشان میدهد زنان در مقایسه با مردان، برای بیماریهای مشابه کمتر تحت جراحی قرار میگیرند یا داروهای مسکن قوی دریافت میکنند؛ تفاوتی که میتواند نشاندهنده نابرابری جنسیتی در روند درمان باشد.
مرکز خبر- یک پژوهش جدید نشان میدهد زنان در مقایسه با مردان، در شرایط پزشکی مشابه، کمتر برای دریافت درمانهای فعال و تهاجمی مانند جراحی، استنتگذاری و مسکنهای قوی پیشنهاد یا ارجاع میشوند؛ الگویی که پژوهشگران آن را در چندین حوزه پزشکی مشاهده کردهاند.
این پژوهش توسط پژوهشگران دانشکده پزشکی دانشگاه سنتاندروز در اسکاتلند انجام و ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶ در مجله PLOS One منتشر شده است. پژوهشگران از میان یک هزار و ۱۱۲ مطالعه، مطالعاتی را که مستقیماً شیوه درمان زنان و مردان را مقایسه کرده بودند بررسی کردند. از میان ۳۸ مطالعهای که دادههای پرونده بیماران را تحلیل کرده بودند، ۳۳ مطالعه تفاوت معناداری در نوع درمان زنان و مردان نشان دادند.
این تفاوت در حوزههایی مانند قلب و عروق، جراحی، پیوند اعضا و مراقبتهای اورژانسی دیده شده است. برای نمونه، زنان مبتلا به نارسایی قلبی، سکته قلبی یا تاکیکاردی در موارد بیشتری با درمان دارویی و محافظهکارانه مدیریت شدهاند، در حالی که مردان بیشتر برای روشهایی مانند جراحی بایپس عروق کرونر یا مداخلات عروقی ارجاع شدەاند.
در بیماران مبتلا به پارکینسون نیز مردان بیشتر برای تحریک عمقی مغز، یک روش درمانی مبتنی بر کاشت دستگاه در مغز، ارجاع شدهاند. در موارد نارسایی کبد نیز احتمال دریافت پیوند برای زنان کمتر بوده و در برخی شرایط دردناک، زنان کمتر از مردان مسکنهای قوی دریافت کردهاند.
با این حال، پژوهشگران تأکید میکنند که هنوز مشخص نیست این تفاوتها در همه موارد ناشی از تبعیض یا نابرابری در مراقبت پزشکی است یا میتواند بخشی از تفاوتهای بالینی میان بیماران باشد. نکته قابل توجه این است که تقریباً هیچیک از مطالعات بررسیشده، تفاوت در درمان زنان و مردان را به دستورالعملهای پزشکی مبتنی بر جنسیت نسبت ندادهاند.
پژوهشگران احتمال میدهند بخشی از این تفاوت به کمبود تاریخی زنان در کارآزماییهای بالینی و شکلگیری برخی دستورالعملهای پزشکی بر اساس دادههایی مربوط باشد که عمدتاً از بیماران مرد به دست آمدهاند. آنها تأکید کردهاند که پزشکان باید بررسی کنند تصمیمهای درمانی بر اساس وضعیت واقعی بیمار گرفته میشود یا تحت تأثیر فرضهای مربوط به جنسیت قرار دارد.
یافتههای این پژوهش بار دیگر شکاف جنسیتی در نظام سلامت را مورد توجه قرار میدهد؛ شکافی که فقط به تشخیص بیماری محدود نیست و میتواند در مرحله انتخاب و شدت درمان نیز خود را نشان دهد. با این حال، برای مشخص شدن علت این تفاوتها و میزان تأثیر آنها بر پیامدهای سلامت زنان، پژوهشهای بیشتری لازم است.