شکاف درون قدرت؛ جدال پنهان بر سر مذاکره در دل ساختار حاکمیت ایران
در حالی که مذاکرات ایران در یکی از حساسترین مراحل خود قرار دارد، نشانههای یک دو قطبی عمیقتر و فرسایشیتر در درون حاکمیت بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است؛ شکافی که این بار در دل جریانهای همسو و ذینفع درون ساختار قدرت در حال گسترش است.
مرکز خبر- این روزها همزمان با پیشروی محتاطانه پرونده مذاکرات ایران، فضای سیاسی داخلی شاهد نوعی بازآرایی پرتنش و در عین حال ناپیدا در درون حاکمیت است؛ بازآراییای که بیش از آنکه در قالب اختلافات کلاسیک سیاسی قابل توضیح باشد، نشانههایی از یک شکاف منافع، رقابت بر سر منابع قدرت و نگرانی از پیامدهای توافق احتمالی را در خود دارد.
برخلاف روایتهای رسمی که تلاش میکنند وضعیت را یکدست و همسو نشان دهند، واقعیت میدانی در سطوح مختلف تصمیمسازی و رسانهای، از تشدید اختلافات درونی حکایت دارد؛ اختلافاتی که این بار نه فقط میان طیفهای موسوم به اصلاحطلب و اصولگرا، بلکه در میان خود جریان اصولگرا و مجموعه نیروهای نزدیک به ساختار قدرت بروز یافته است.
از اختلاف سیاسی تا شکاف منافع درون قدرت
در سالهای گذشته نیز نوعی رقابت پنهان میان جریانهای همسو در ساختار سیاسی ایران وجود داشته است، اما آنچه امروز این وضعیت را متفاوت میکند، عبور تدریجی این رقابتها از سطح اختلافنظر سیاسی به سطح منازعه بر سر منافع اقتصادی، شبکههای رانت و موقعیتهای قدرت است. همین تغییر ماهیت باعث شده است که شکافها نه تنها ترمیم نشوند، بلکه در مقاطع حساس مانند مذاکرات خارجی، به شکل آشکارتری خود را نشان دهند.
در این میان، تیم مذاکرهکننده با ایالات متحده، بهجای برخورد صرفاً بیرونی، با نوعی فشار چندلایه داخلی نیز مواجه است؛ فشاری که بخشی از آن از تریبونهای رسانهای رسمی و نیمهرسمی و بخشی دیگر از شبکههای نفوذ غیررسمی درون حاکمیت اعمال میشود.
رسانه رسمی و تشدید منازعه روایتها
در این فضای متشنج، نقش رسانههای اصلی جمهوری اسلامی، بهویژه صدا و سیما، بار دیگر محل بحث و تنش شده است. در حالی که بخشی از ساختار قدرت بر مدیریت پیام و کنترل فضای عمومی برای حفظ انسجام ظاهری تأکید دارد، بخشهای دیگری از همین ساختار، در قالب نقدهای تند و گاه تخریبی، به تیم مذاکرهکننده حمله میکنند و تلاش دارند مسیر گفتوگوها را پرهزینه و پرمخاطره نشان دهند.
این وضعیت موجب شکلگیری نوعی جنگ روایتها درون ساختار رسمی شده است؛ جنگی که بیش از آنکه مخاطب خارجی داشته باشد، مخاطب داخلی و جناحی دارد و هدف آن تثبیت موقعیت در آینده احتمالی پس از مذاکرات است.
نقش نیروهای ایدئولوژیک و تشدید فشارهای غیررسمی
در کنار رسانهها، برخی جریانهای ایدئولوژیک و چهرههای مذهبی بانفوذ نیز در این روند نقشآفرینی میکنند. مداحان و حلقههای وابسته به گفتمانهای سختگیرانه، که در سالهای گذشته نیز در بزنگاههای سیاسی نقش بسیج اجتماعی و فشار غیررسمی را ایفا کردهاند، این بار نیز با هشدارها و موضعگیریهای تند، فضای سیاسی را به سمت تقابل بیشتر سوق میدهند.
این گروهها با برجستهسازی خطر «امتیازدهی در مذاکرات» و هشدار نسبت به پیامدهای توافق، عملاً به تقویت جریانهای مخالف درون ساختار رسمی کمک میکنند؛ روندی که به گفته برخی تحلیلگران، میتواند بر محاسبات تیم مذاکرهکننده نیز اثرگذار باشد.
از شکاف تاریخی تا بحران کنترلپذیری
اگر به گذشته بازگردیم، نشانههای این نوع شکافها در ساختار قدرت ایران همواره وجود داشته است؛ از اختلافات در دورههای مختلف سیاست خارجی گرفته تا رقابتهای شدید در حوزه اقتصاد و امنیت. اما تفاوت امروز در این است که این شکافها دیگر در سطح کنترلشده و مدیریتشده باقی نماندهاند و در برخی موارد به سطحی از آشکارگی رسیدهاند که حتی برای بازیگران درون قدرت نیز قابل انکار نیست.
در شرایط کنونی، بسیاری از گروهها تلاش میکنند با تأکید بر وحدت و انسجام، تصویر یکپارچهای از حاکمیت ارائه دهند؛ اما همزمان، نشانههای عملی در حوزه رسانه، سیاست و اظهارنظرهای غیررسمی نشان میدهد که این انسجام بیش از آنکه واقعی باشد، یک روایت مدیریتی است.
در نهایت، آنچه امروز در فضای سیاسی ایران دیده میشود، صرفاً اختلاف نظر بر سر مذاکره نیست، بلکه بازتاب یک رقابت عمیقتر درون ساختار قدرت است؛ رقابتی که میان حفظ وضعیت موجود و پذیرش تغییر در حال شکلگیری است. هرچه مذاکرات شکننده به مراحل حساستر نزدیک میشود، این شکافها نیز از سطح پنهان به سطح آشکارتر حرکت میکنند و کنترل آنها برای همه طرفهای درگیر دشوارتر میشود.