پیام وریشه مرادی از زندان: نه استبداد دینی، نه سلطنت؛ زن، زندگی، آزادی

وریشه مرادی زندانی سیاسی کورد در بند زنان زندان اوین، در پیامی حمایتی از اعتراضات سراسری ایران نوشت: این مسیر، امتداد گسست تاریخی «زن، زندگی، آزادی» است؛ گسستی که جامعه را از هر دو قطب ارتجاعی عبور داده است: هم از استبداد دینی و هم از سلطنت.

مرکز خبر– امروز چهارشنبه ١٧ دی‌ماه، وریشه مردای زندانی سیاسی کورد در زندان اوین، در حمایت از اعتراضات سراسری ایران، در پیامی که از بند زنان زندان اوین منتشر کرد، ضمن ابراز همبستگی با معترضان، اعلام کرد: اعتراضات جاری در شهرهای مختلف ایران، به‌ویژه در ایلام و کرماشان، محصول مستقیم ناکارآمدی سیستمی‌ است که با توپ، تفنگ، زندان و اعدام، زندگی و کرامت مردم را به گروگان گرفته است. کشتار مردم در ملکشاهی، نشانه‌ی عریانِ بی‌رحمی و استیصال این سیستم است؛ گواهی روشن بر این‌که سرکوب و خون نه مشروعیت می‌آفریند و نه ثبات، بلکه مقاومت و اراده‌ی جمعی را بازتولید می‌کند.

او در بخشی از پیام خود تاکید کرده است: این مسیر، امتداد گسست تاریخی «زن، زندگی، آزادی» است؛ گسستی که جامعه را از هر دو قطب ارتجاعی عبور داده است: هم از استبداد دینی و هم از سلطنت. زنان، پیشاهنگان این مبارزه‌اند؛ نه به‌عنوان نماد، بلکه به‌مثابه نیرویی که نظم مردسالار و اقتدارگرای هر دو شکل قدرت را به چالش می‌کشد.

 

متن کامل پیام وریشه مرادی از بند زنان زندان اوین به شرح زیر است:
 

نه استبداد دینی، نه سلطنت؛ زن، زندگی، آزادی
این کلمات از پشت دیوارهای زندان و از کنار سلول‌هایی نوشته می‌شوند که صدای آن‌ها با اعدام و سرکوب پیوسته است. قدرت گمان می‌کند می‌تواند بدن‌ها را حبس کند، صداها را خاموش سازد و اراده‌ی خلق را خرد کند، اما تاریخ بارها نشان داده است که هیچ دیواری، هیچ میله‌ای و هیچ طناب داری نتوانسته آتش مقاومت را خاموش کند.
اعتراضات جاری در شهرهای مختلف ایران، به‌ویژه در ایلام و کرماشان، محصول مستقیم ناکارآمدی سیستمی‌ است که با توپ، تفنگ، زندان و اعدام، زندگی و کرامت مردم را به گروگان گرفته است. کشتار مردم در ملکشاهی، نشانه‌ی عریانِ بی‌رحمی و استیصال این سیستم است؛ گواهی روشن بر این‌که سرکوب و خون نه مشروعیت می‌آفریند و نه ثبات، بلکه مقاومت و اراده‌ی جمعی را بازتولید می‌کند.
این مسیر، امتداد گسست تاریخی «زن، زندگی، آزادی» است؛ گسستی که جامعه را از هر دو قطب ارتجاعی عبور داده است: هم از استبداد دینی و هم از سلطنت. زنان، پیشاهنگان این مبارزه‌اند؛ نه به‌عنوان نماد، بلکه به‌مثابه نیرویی که نظم مردسالار و اقتدارگرای هر دو شکل قدرت را به چالش می‌کشد. حضور زنان در میدان، نه‌تنها معادلات قدرت را برهم می‌زند، بلکه نشان می‌دهد آزادی در دل جامعه نهفته است و هیچ دیکتاتور، شاه یا نظام ارتجاعی نمی‌تواند آن را ربوده یا محصور کند.
مردم کوردستان بارها و در بزنگاه‌های تاریخی ثابت کرده‌اند که با اتکا به سازمان‌یابی اجتماعی و حافظه‌ی زنده‌ی مبارزاتی‌شان، آگاهانه و مستقل از هر مرکز قدرت، در کوتاه‌ترین زمان ممکن در میدان حاضر می‌شوند. مبارزه در کوردستان محصول اراده‌ی جمعی، تجربه‌ی تاریخی مقاومت و شبکه‌های زنده‌ی جامعه است؛ مبارزه‌ای که آزادی را نه وعده، بلکه کنش می‌داند. این جغرافیا نشان داده است که تاریخ نه با دیکته‌ها، پیام‌ها و نوستالژی‌های شاهانه، بلکه با عمل، ایستادگی و هزینه‌دادن رقم می‌خورد.
امروز مسئله بازگشت نیست؛ نه بازگشت به تاج و تخت و نه بازتولید نظام اسلام‌گرا. مسئله، عبور تاریخی از هر دو شکل قدرت ارتجاعی است. رهبری این مسیر در دست خلق است، نه پادشاهان دیروز و نه حاکمان امروز. ما به جامعه‌ای بااراده، دموکراتیک و چندصدایی باور داریم؛ جامعه‌ای که با حضور همه‌ی خلق‌ها، اتنیک‌ها و باورداشت‌ها، سرنوشت خویش را خود رقم می‌زند.
آزادی در دل همین جامعه نهفته است، و هیچ زندان، هیچ اعدام، هیچ سرکوب و هیچ قدرتی نمی‌تواند این مسیر تاریخی را متوقف کند.