نامه گلرخ ایرایی از دل اوین به انجمن قلم آمریکا؛ روایت «قلم» در برابر سرکوب

گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی زندان اوین، در نامه‌ای به انجمن قلم آمریکا از فشار بر نویسندگان و محدودیت آزادی بیان در ایران نوشت؛ نامه‌ای که هم‌زمان با اهدای جایزه «آزادی نوشتن» به او منتشر شد.

مرکز خبر- شنبه ۲۶ اردیبهشت‌ماه، گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در نامه‌ای خطاب به انجمن قلم آمریکا، تصویری از وضعیت آزادی بیان و فشار فزاینده بر نویسندگان در ایران ارائه کرده است.

او در این نامه، «قلم» را صرفاً ابزار نگارش نمی‌داند، بلکه آن را صدای جمعی فرودستان، زبان رنج سرکوب‌شدگان و شیوه‌ای برای مقابله با حذف و خاموش‌سازی توصیف می‌کند. به گفته او، نوشتن در شرایط کنونی نه یک کنش ساده ادبی، بلکه شکلی از ایستادگی در برابر ساختار سرکوب است.

این نامه از بند زنان زندان اوین نوشته شده و در بخش‌هایی از آن، به سرکوب سیستماتیک، فقر، اعدام، اعتراضات مردمی و رنج خانواده‌های دادخواه اشاره می‌شود. ایرایی در این روایت، «قلم» را ابزاری برای شکستن سکوت و پیوند دادن دردهای پراکنده اجتماعی معرفی می‌کند.

در ادامه، او تأکید دارد که قدرت حاکم از بازتاب حقیقت و روایتگری مستقل هراس دارد و به همین دلیل، نویسندگان و کنشگران حوزه بیان را تحت فشار قرار می‌دهد.

 

از زندان اوین تا جهان کلمات؛ بازتعریف «قلم» در برابر سرکوب

در بخش‌هایی از نامه، ایرایی «قلم» را فراتر از مرزهای جغرافیایی و هویت‌های فردی می‌بیند؛ ابزاری که رنج انسان‌ها را به زبان مشترک تبدیل می‌کند و در برابر بی‌عدالتی می‌ایستد. او نوشتن را نه فعالیتی فردی، بلکه بخشی از یک مبارزه جمعی علیه سرکوب و فراموشی توصیف می‌کند.

 

نوشتن در سایه تهدید؛ مقاومت به‌رغم زندان و فشار

گلرخ ایرایی در ادامه نامه خود تأکید می‌کند که نوشتن حتی در شرایط زندان، تهدید و محرومیت نیز متوقف نمی‌شود. به باور او، تلاش برای حذف اندیشه و خاموش کردن صداهای منتقد، بخشی از سازوکار قدرت‌های سرکوبگر است؛ اما همین فشارها، نوشتن را به کنشی مقاومتی تبدیل کرده است.

 

قلم و صدای رنج جهانی

در روایت ایرایی، «قلم» از مرزهای ملی و سیاسی عبور می‌کند و به صدای مشترک همه رنج‌ها بدل می‌شود؛ از مادران داغدار و قربانیان خشونت تا مردم مناطق درگیر جنگ و سرکوب. او نوشتن را بازتاب دردهای پراکنده اما مشترک انسان‌هایی می‌داند که در برابر بی‌عدالتی ایستاده‌اند.

 

متن کامل نامه گلرخ ایرایی:

«از راهی دور به شما که برای گرامی‌داشت «آزادی نوشتن» در کنار هم ایستاده‌اید، سلام می‌گویم. از جهانی که در آن حقایق مجال آشکار شدن ندارند و شکستن اختناق و انقیاد، نه یک حق ساده، بلکه در رویارویی با حاکمانی که منافع‌شان با ترسی که بر زبان و عمل سایه می‌اندازد میسر می‌شود.اینجا بی‌پروا نوشتن از رنج مردمانی که ستم را به پیکار برمی‌خیزند، مجرمانه است و «آنان که با قلم تباهی درد را به چشم جهانیان پدیدار می‌کنند»، در سکوت فرسوده می‌شوند و مجرم‌اند و سزاوار محاکمه!نوشتن از رنج مردم تحت ستم، از فقر و نابرابری و سرکوب و کشتار سیستماتیک ـ که همواره بخشی از زندگی‌مان بوده است ـ اگرچه بی‌دغدغه نیست، اما روزنه‌ی امیدی است بر انگیزه‌ی مبارزه و محرکی خواهد بود بر غلیان خشم مردمی که خفگی را زندگی می‌کنند و خروش خشم آگاهانه و هدفمندشان، به گواه تاریخ، تنها شیوه‌ی برچیدن ستم خواهد بود.ارتجاع حاکم، آزادی اندیشه و جسارت بیان را برنمی‌تابد، آنگاه که «قلم» بر چوبه‌های دار افراشته حمله می‌برد و از فقر و نابرابری روایت می‌کند و بازتابی می‌شود از سفره‌های خالی و قیام گرسنگان را نوید می‌دهد.پس به شکستن قلم ایستادند. «قلم» که واقعیت تلخ موجود را به افق روشن فردا پیوند می‌زند و سکوت را که از سرکوب بی‌امان بیش از یک قرن سلطه‌ی «شیخ و شاه» به آن وادار می‌شویم، با آگاهی اجتماعی، آگاهی سیاسی و آگاهی طبقاتی که رهایی‌بخش محرومان و توده‌های تحت ستم است، در هم می‌شکند.می‌نویسیم برای مقابله با حذف فیزیکی انسان، نادیده انگاشتن اندیشه و حذف باور و حقوق سیاسی و ایدئولوژیک و اجتماعی. برای مقابله با حذف ارزش‌ها و عقایدی که همواره وادار به طرد و گوشه‌نشینی بوده‌اند.می‌نویسیم حتی اگر آزادی‌مان به بند کشیده شود. حتی اگر مورد تهدید و تحدید قرار بگیریم و وادار به تبعید و فدای جان شویم. ما این مبارزه را طی سالیان سلطه‌ی بی‌امان دیکتاتورها، زیر یوغ استثمار و ارتجاع، بر فراز کوه‌ها، از دل جنگل‌ها و در خیابان‌های شهرهامان، در خاورمیانه‌ی مورد چپاول استعمار و مورد تهاجم ارتجاع، به شعر و شعار، با جان و خون سرودیم و نقش‌آفرینی کردیم.آنگاه که «قلم» نوشتن می‌آغازد تا از رنج مردم بگوید، نه در مرز می‌گنجد، نه در نژاد و ملیت، نه در جنس و رنگ.«قلم» فریاد رنجی مشترک می‌شود در برابر ستم، برای ما که در نبردی نابرابر پا به میدان گذاشتیم…«قلم» فریاد می‌شود بر سفره‌های بی‌نان. فریاد می‌شود بر زبان مادران اندوه، آنگاه که جنازه‌های آن سربداران رشید را بر ارابه‌های مرگ به سوی گورهایی بی‌نشان اشک می‌ریزند.فریاد می‌شود با کودکان فلسطین، آنگاه که خشم اشغال را در کوله‌بار آوارگی بر دوش کشیدند و رویاهایشان با خاکستر برجای‌مانده از درختان زیتون سوخته از کین دژخیم، دود شد و به هوا رفت.فریاد می‌شود در آن آخرین نگاه ترسیده‌ی دختران میناب، در غبار و خون و گیس‌های آشفته‌ی ماسیده بر گردن‌های نحیف‌شان.فریاد می‌شود در دادخواهی ماه‌منیر مولایی‌راد، مادر کیان پیرفلک، آنگاه که از میان بازی کودکانه‌ی کیان، فرزند کشته‌شده‌اش در اعتراضات ایذه، اندوهی بی‌پایان را به یاد می‌آورد و می‌نویسد ظلم پایدار نیست و ظالم به سزای عملش خواهد رسید.«قلم» فریاد می‌شود بر هر رنجی و بر هر ستمی در هر گوشه‌ی جهان و اگر جز این و به مصلحت بچرخد، رسالت خود را فرو گذاشته است.و شما عزیزانم که قلب‌هاتان برای افشای حقیقت می‌تپد و دغدغه‌تان بی‌دغدغه نوشتن از واقعیت است، شما که «قلم» و مبارزه در راه برابری و رهایی را گرامی می‌دارید، تلاش آگاهانه و مسئولانه‌تان برای مردم تحت ستم که برای «حق» می‌جنگند، انعکاس صدای بی‌صدایان خواهد بود.ما از خفگی رها خواهیم شد و می‌دانیم این جز در حرکتی مشترک میسر نخواهد بود.برای برقراری عدالت و برابری ـ تا رهایی بشر از اختناق و انقیاد حاکمان

گلرخ ایرایی

اردیبهشت ۱۴۰۵

بند زنان زندان اوین»

 

جایزه‌ای در سایه زندان؛ «آزادی نوشتن» برای یک زندانی سیاسی

در حاشیه این رویداد، اعلام شده است که انجمن قلم آمریکا جایزه «آزادی نوشتن» سال ۲۰۲۶ را به گلرخ ایرایی اهدا کرده است. به گفته گزارش‌ها، شامگاه پنجشنبه ۲۴اردیبهشت۱۴۰۵، در مراسم سالانه این نهاد در نیویورک، «فریبا راد»، فعال حقوق بشر، به‌جای او در برنامه حضور یافته است و به نمایندگی از وی، جایزه را دریافت نموده است.

او در پیام جداگانه‌ای با اشاره به این جایزه نوشته است: «ما از خفگی رها خواهیم شد و می‌دانیم این جز در حرکتی مشترک میسر نخواهد بود.»

 

چهره‌ای در تقاطع زندان، نوشتن و مقاومت

گلرخ ایرایی از شناخته‌شده‌ترین زندانیان سیاسی زن در ایران است که طی سال‌های گذشته بارها بازداشت و محاکمه شده است. او به دلیل فعالیت‌های مدنی، نوشتن، حمایت از زندانیان سیاسی و مخالفت با مجازات اعدام، با پرونده‌های امنیتی متعدد مواجه بوده است. ایرایی بخش قابل توجهی از محکومیت خود را در زندان اوین و سایر بندها گذرانده و در دوره‌هایی از حقوق اولیه مانند درمان و ملاقات نیز محروم شده است.