موج سرکوب در سایه مذاکرات سکوت جهانی؛ از ناپدیدسازی تا اعدامهای شتابزده
هفته گذشته ایران شاهد موجی از بازداشتهای گسترده، ناپدیدسازی قهری، احکام اعدام و کشتار مستقیم شهروندان بهدست نیروهای امنیتی بود؛ روندی که همزمان با فضای مذاکراتی مبهم و سکوت جامعه جهانی تشدید شده است.
مرکز خبر- در هفت روز گذشته، مجموعهای از رویدادهای امنیتی و قضایی در ایران نشان داده است که جمهوری اسلامی از شرایط نیمه جنگی و فضای ناشی از مذاکرات شکننده برای تشدید سرکوب داخلی استفاده میکند؛ سرکوبی که اینبار تنها به بازداشت معترضان محدود نمانده و از اعدامهای سیاسی شتابزده تا حذف فیزیکی شهروندان در خیابان و مصادره اموال، تهدید خانوادهها و بیخبر نگه داشتن بازداشتشدگان را در بر گرفته است، روندی که زنان، نوجوانان، زندانیان سیاسی، شهروندان کورد و بلوچ، و حتی اتباع خارجی بهویژه افغانها را دربر گرفته و همزمان با سکوت نهادهای بینالمللی در هیچیک از مذاکرات سیاسی نیز بازتابی نیافته است.
در روژهلات کوردستان و استانهای مختلف ایران، دهها تن تنها طی چند روز گذشته بازداشت شدهاند؛ بخشی از این بازداشتها با اتهامهای کلیشهای چون «همکاری با دشمن»، «جاسوسی»، «ارتباط با رسانههای خارج کشور» و «اقدام علیه امنیت» صورت گرفته و بخش مهمی از بازداشتشدگان به مکانهای نامعلوم منتقل شدهاند.
در کوردستان مریم داوودیان، شهروند ۵۸ ساله اهل بوکان و نیز شماری دیگر از شهروندان کورد و کودکان زیر سن قانونی بدون شفافیت قضایی بازداشت و به بازداشتگاههای امنیتی اورمیه منتقل شدهاند. همزمان، بیخبری از وضعیت شهروندان بازداشتشده در بوکان، کامیاران، ایلام، کرماشان و دیگر شهرهای روژهلات همچنان ادامه دارد.
در شیراز و کازرون مریم دریسی و فریبا حسینی از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه با احکام حبس و شلاق روبهرو شدهاند. در تهران، بازداشت شهروندانی به دلیل تصویربرداری از محل اصابت موشکها یا استفاده از اینترنت ماهوارهای گزارش شده و در کرمان، دستکم ۵۱ نفر در یک پرونده امنیتی جمعی بازداشت شدهاند.
در فارس و اورمیه روژهلات نیز دستگاه قضایی از صدور احکام حبس برای دستکم ۷۰ شهروند خبر داده است؛ بدون آنکه هویت، وضعیت دادرسی یا محل نگهداری بسیاری از آنان روشن باشد.
زنان بازداشتشده؛ فشار مضاعف بر زندانیان زن
در میان بازداشتها و احکام هفته گذشته، نام زنان بازداشتشده و زندانی بیش از پیش برجسته است؛ زنانی که علاوه بر فشار امنیتی، با محرومیت درمانی، تهدید خانواده و احکام سنگین نیز مواجهاند. فاطمه عباسی از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، پس از دورهای بیخبری به بند زنان اوین منتقل شده و در دادگاهی شتابزده به ۲۵ سال حبس محکوم شده است. پرستو چمنآرا پس از ۳۶ روز بازداشت تنها با وثیقه سنگین دو میلیارد تومانی آزاد شد و اعظم محبی نیز در بازداشتگاه اطلاعات سپاه اورمیه نگهداری میشود. همچنین بشری مصطفوی، ناهید نعیمی (النا) و دیدار احمدی، سه شهروند زن بهائی ساکن رفسنجان، جهت تحمل دوران محکومیت خود بازداشت و به زندان مرکزی کرمان منتقل شدند.
همزمان، فشار بر زنان زندانی سیاسی قدیمی و محکومان به اعدام ادامه دارد؛ آمنه سلیمانی، پزشک معترضی که به مجروحان اعتراضات کمک کرده بود، به اعدام محکوم شده است.
نوجوانان زیر ۱۸ سال در آستانه مرگ
در میان احکام صادرشده، وضعیت کودکان و نوجوانان بازداشتشده از نگرانکنندهترین موارد است. یک نوجوان ۱۶ ساله از مهاباد به اعدام محکوم شده است. سه نوجوان ۱۷ و ۱۸ ساله بازداشتشده در اعتراضات دیماه که احکام آنان به اجرای احکام ارسال شده، اکنون در آستانه اعداماند. در نورآباد فارس نیز دو جوان ۲۰ و ۲۷ ساله ماههاست در بازداشت و زیر فشار برای پذیرش اتهام محاربه قرار دارند. این روند نشان میدهد دستگاه قضایی حتی در مورد متهمانی که هنگام بازداشت زیر سن قانونی بودهاند نیز مسیر اعدام را با شتاب پیش میبرد.
وثیقههای نجومی؛ آزادی به بهای فروپاشی اقتصادی خانوادهها
یکی از ابزارهای تازه سرکوب در هفته گذشته، تحمیل وثیقههای بیسابقه و سنگین بوده است. آزادی موقت برخی بازداشتشدگان تنها با سپردن وثیقههای چند میلیارد تومانی ممکن شده؛ چنانکه برای دو شهروند در ایلام مجموعاً ۷ میلیارد تومان وثیقه تعیین شد.
همزمان، مقامهای قضایی در ایلام رسماً از توقیف برخط حسابهای بانکی، خودرو، املاک و داراییهای متهمان و حتی افراد متهم به «حمایت از دشمن» خبر دادهاند؛ اقدامی که عملاً سرکوب را از زندان به حوزه معیشت خانوادهها و حتی شهروندان خارج از ایران کشانده است.
ناپدیدسازی قهری و انتقالهای بیاطلاع؛ خانوادهها در بیخبری مطلق
در چندین پرونده، خانوادهها نه از محل نگهداری عزیزانشان خبر دارند و نه از اتهام آنان. شهروندان بازداشتشده در اصفهان، نورآباد، سیریک، بوکان و کامیاران همچنان در وضعیت ناپدیدسازی قهری قرار دارند.
همزمان، ۹ زندانی سیاسی از اوین و تهران بزرگ به زندان قزلحصار منتقل شدهاند؛ انتقالی که با دستبند قپانی، ضربوشتم، تراشیدن اجباری موها، سلولهای تنگ و قطع تماس همراه بوده است. گزارشها از شکنجه شدید زندانیان منتقلشده در انفرادی تحت شرایط غیرانسانی حکایت دارد. در نهاوند نیز نیز کل زندانیان یک زندان به سولهای در حوالی ملایر منتقل شدهاند؛ بدون اطلاعرسانی شفاف به خانوادهها.
اعدامهای شتابزده؛ سیاست حذف در سایه جنگ
مهمترین محور هفته گذشته، جهش آشکار در اجرای احکام اعدام بوده است؛ بهویژه اعدامهای سیاسی که با سرعتی بیسابقه در حال انجام است.
در این مدت زندانیان با اتهامهای سیاسی یا امنیتی اعدام شدند. همچنین احکام اعدام برای سه معترض در مهاباد و سه معترض دیگر در شیراز صادر شده است.
با احتساب موارد رسانهایشده، منابع حقوق بشری تأکید میکنند که اعدامهای غیرسیاسی نیز در همین مدت بهطور محسوسی شدت گرفته، اما به دلیل تمرکز افکار عمومی بر اعدامهای سیاسی تقریباً دیده نمیشوند.
اعدام خاموش اتباع خارجی؛ افغانها در صف مرگ بیصدا
در کنار این موج، اعدام اتباع خارجی بهویژه شهروندان افغان همچنان یکی از خاموشترین ابعاد ماشین اعدام در ایران است. هرچند طبق گزارشهای منتشر شده هفته پیش هیچ اتباع خارجی اعدام نشده، اما گزارشهای سالانه حقوق بشری نشان میدهد افغانها بیشترین سهم را در میان اتباع اعدامشده دارند؛ افرادی که اغلب بدون دسترسی مؤثر به وکیل، مترجم، اطلاعرسانی کنسولی یا پوشش رسانهای اعدام میشوند. در روزهای گذشته نیز گزارشهایی از اجرای احکام تازه علیه اتباع خارجی منتشر شده، اما جزئیات آن بهندرت رسانهای میشود.
کشتار مستقیم شهروندان؛ از سنه تا راسک
در هفته گذشته چند شهروند غیرنظامی نیز با شلیک مستقیم نیروهای سپاه و امنیتی کشته شدند. یک کاسبکار جوان سنندجی در سیمره ایلام هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت. در راسک نیز دو شهروند بلوچ در خودروی شخصی خود با تیراندازی مستقیم سپاه کشته شدند؛ در حالی که رسانههای حکومتی ابتدا آنان را «تیم تروریستی» معرفی کرده بودند.
منابع محلی میگویند در برخی از این موارد، پیکر قربانیان با تأخیر تحویل خانوادهها شده یا تحویل آن با فشار امنیتی و محدودیت مراسم همراه بوده است؛ الگویی که پیشتر نیز در پرونده کشتهشدگان سیاسی دیده شده بود.
سکوت جهان؛ اعدام و سرکوب بیرون از متن مذاکرات
آنچه این هفته را بیش از هر زمان دیگر هولناک میکند، همزمانی این حجم از اعدام، بازداشت، ناپدیدسازی و کشتار با سکوت نهادهای بینالمللی است. در حالی که مذاکرات منطقهای و رایزنیهای دیپلماتیک بر محور جنگ، آتشبس و امنیت جریان دارد، نام زندانیان سیاسی، زنان محکوم به اعدام، نوجوانان در آستانه مرگ و صدها بازداشتشده حتی به حاشیه گفتوگوها نیز راه نیافته است.
فعالان حقوق بشر هشدار میدهند جمهوری اسلامی دقیقاً از همین خلأ استفاده کرده و زیر سایه بحران نظامی، پروژه تصفیه داخلی را با اعدامهای شتابزده، بازداشتهای انبوه، شکنجه، مصادره اموال و حذف بیصدای مخالفان پیش میبرد؛ پروژهای که اگر همچنان بیپاسخ بماند، میتواند در روزها و هفتههای آینده به یکی از خونینترین دورههای سرکوب سالهای اخیر تبدیل شود.