مادری پس از ۱۱ سال انتظار: آزادی پسرم پایان مبارزه نیست

رمزیه جانبگ، مادر هریکول آسو جانبگ، که پسرش ۱۱ سال است در زندان به‌سر می‌برد، در انتظار آزادی اوست و می‌گوید پس از آزادی، این‌بار در کنار فرزندش به مبارزه ادامه خواهد داد.

مَمیهان هیلبین زَیدان

بدلیس- روند «صلح و جامعه دموکراتیک» در ترکیه با تصویب «قانون تقویت همبستگی ملی و انسجام اجتماعی» وارد مرحله تازه‌ای شده است؛ قانونی که انتظار می‌رود زمینه آزادی نزدیک به سه‌هزار و ۹۰۰ زندانی سیاسی را فراهم کند. این خبر برای خانواده‌های زندانیان، به‌ویژه در جامعه کوردستان، امید ایجاد کرده، هرچند محدود بودن دامنه شمول قانون همچنان نگرانی‌هایی به همراه دارد.

رمزیه جانبگ، مادر هِرکول آسو جانبگ، یکی از مادرانی است که سال‌ها چشم‌انتظار آزادی فرزندش مانده است. هِرکول ۱۱ سال است در زندان به سر می‌برد و در این مدت بارها از زندانی به زندان دیگر منتقل شده است. رمزیه می‌گوید آزادی پسرش برای او پایان مبارزه نیست: «این بار می‌خواهیم در بیرون از زندان، در کنار هم مبارزه کنیم.»

هِرکول که در ابتدا «مسعود» نام داشت، پس از بازداشت نام خود را به «هِرکول آسو» تغییر داد. مادرش می‌گوید او از نوجوانی وارد فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی شد و در سال ۲۰۰۵ به جنبش آزادی پیوست. خانواده چهار سال از او بی‌خبر بودند تا سرانجام از پیوستن او به جنبش مطلع شدند.  

 

۱۱ سال زندان و دوری از خانواده

هِرکول در سال ۲۰۱۶ در پیرسوس، نام کوردی سوروج، بازداشت شد. به گفته مادرش، در دوران بازجویی شکنجه شد اما حاضر به پذیرش قانون ندامت نشد و در نهایت به حبس ابد محکوم شد. او مدتی در زندان رها و سپس چهار سال در آلانیا محبوس بود و بعد دوباره به زندان دیگری منتقل شد. اکنون در زندان نوع S آنتالیا نگهداری می‌شود و مادرش حدود هشت ماه است که امکان ملاقات با او را نداشته است.

نام «آسو» نیز برای هِرکول یادآور خواهرش گلستان است که در سال ۲۰۱۲ به یگان‌های مدافع زنان در روژاوا پیوست و بعدتر جان باخت. هِرکول این نام را به نام خود افزود.

رمزیه می‌گوید با وجود رنج دوری از پسرش، به انتخاب او افتخار می‌کند: «پسرم برای مردمش مبارزه کرد و ما به خاطر مبارزه‌ای که انجام داده به او افتخار می‌کنیم. البته من یک مادرم و قلبم می‌سوزد.»

 

«مادران دیگر به من قدرت دادند»

رمزیه، که هِرکول بزرگ‌ترین فرزندش از میان هشت فرزند است، می‌گوید خانواده‌اش سال‌ها تحت فشار و خشونت قرار داشته‌اند. او معتقد است حضور هزاران مادر دیگر که سرنوشت مشابهی دارند، به او قدرت داده است.

او امیدوار است روند «صلح و جامعه دموکراتیک» به صلحی پایدار منجر شود و فرزندان زندانی خانواده‌ها آزاد شوند. با این حال، تأکید می‌کند که انتظار ندارد فرزندش پس از آزادی تنها به زندگی خانوادگی بازگردد: «ما هم می‌خواهیم در این مرحله جدید، همراه فرزندانمان به مبارزه ادامه دهیم.»

رمزیه همچنین خواهان دیدار با عبدالله اوجالان است و می‌گوید خانواده‌ها با وجود امید به این روند، همچنان نگرانی‌های خود را دارند.

 

«سال‌هاست غذای مورد علاقه هِرکول را نپخته‌ایم»

مادر می‌گوید خانواده سال‌هاست حتی غذاهایی را که هِرکول دوست دارد در خانه نپخته‌اند، زیرا امید داشته‌اند روزی با آزادی او دوباره دور هم جمع شوند.

او می‌گوید خانواده‌های زندانیان هر روز اخبار آزادی احتمالی آنان را در شبکه‌های اجتماعی و تلویزیون دنبال می‌کنند. رمزیه با وجود فشارهایی که در زمان ملاقات با زندانیان بر خانواده‌ها وارد می‌شود، می‌گوید تلاش می‌کنند این فشارها را پنهان کنند تا روحیه فرزندانشان آسیب نبیند.

 

مرگ دختر و عهد مادر

رمزیه در ادامه از دخترش آسو سخن می‌گوید؛ دختری که به گفته او علاقه‌ای به ازدواج و زندگی معمول نداشت و از نوجوانی به فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی گرایش پیدا کرده بود. آسو در ۱۷سالگی و در شب حنابندان، خانه را ترک کرد و به جنبش پیوست.

مدتی بعد، خانواده از کشته شدن او در منطقه گَوَر باخبر شدند. رمزیه می‌گوید پس از پیگیری‌های طولانی توانستند پیکر دخترشان را تحویل بگیرند، در حالی که پلیس تلاش کرده بود مانع حضور مردم در مراسم تشییع شود.

او می‌گوید پیکر دخترش را در حمام خانه، همراه دخترانش شست‌وشو داده و دست‌هایش را حنا گذاشته است. سپس با رنگ‌های زرد، سبز و قرمز او را آراسته و با خود عهد کرده است که راه فرزندانش را ادامه دهد.

رمزیه می‌گوید دو فرزندش را از دست داده، اما همچنان امیدوار است مبارزه آنان به نتیجه برسد و روند «صلح و جامعه دموکراتیک» به صلحی پایدار و آزادی زندانیان منجر شود.