حمله هوایی به کمپ معتادان در کابل؛ دهها کشته و زخمی در سایه بحران مواد مخدر
هجده مارچ، یک حمله هوایی به کمپ معتادان در کابل، جان صدها نفر را تهدید کرد و دهها تن کشته و زخمی شدند؛ این حادثه بار دیگر بحران گسترده مواد مخدر در افغانستان و آسیبپذیری جوانان و خانوادهها را به نمایش گذاشت.
بهاران لهیب
کابل- ۲۷ اسفندماه، پاکستان بار دیگر به کابل و ننگرهار حمله هوایی نمود. در کابل، یکی از محلاتی را مورد هدف قرار داد که در آن معتادین نگهداری میشوند.
در سالهای ۱۳۹۹وزارت صحت دولت پیشین، آمار معتادین در سراسر افغانستان سهونیم میلیون تن اعلام شده بود که از جمله آن، ۸۵۰ هزار تن زنان بودند و در میان آنان ۲۶۷۰ تن مصرفکنندگان پرخطر به شمار میرفتند. تعداد کودکان نیز در همین سال ۲۱۵۰ تن اعلام شده بود. افغانستان همواره در صدر لیست تولیدکنندگان مواد مخدر در جهان قرار داشته است.
در سال ۲۰۲۱، زمانی که طالبان حاکمیت را به دست گرفتند، ادعا کردند که کشت و تولید مواد مخدر در افغانستان کاهش یافته است. اما بر اساس آماری که در سال ۲۰۲۳ از سوی دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل (UNODC) منتشر شد، آمار معتادین، کشت و تولید مواد مخدر در افغانستان روز به روز در حال افزایش است. به گفته این سازمان، ۲۷ هزار تن از خطرناکترین انواع مواد مخدر استفاده میکنند که ۱۰ درصد آنان را زنان و ۸ درصد آن را کودکان زیر ۱۵ سال تشکیل میدهد.
اگر به تاریخچه کشت و تولید مواد مخدر در افغانستان توجه شود، این پدیده تاریخچه چندان طولانی ندارد و از زمانی که کشور مورد تجاوز روسها(۱۳۵۷-۱۳۷۰) قرار گرفت، رواج یافت. اما در جریان جنگهای تنظیمها(۱۳۷۰-۱۳۷۵) و در دوره اول حاکمیت طالبان(۱۳۷۵-۱۳۸۰)، رونق بیشتری پیدا کرد. از زمانی که امریکا و ناتو(۱۳۸۰-۱۴۰۱) به افغانستان یورش آوردند و دولت مورد حمایت خود را تاسیس نمودند، آمار کشت، تولید و اعتیاد در افغانستان افزایش یافت و این روند تا امروز ادامه دارد. به گفته شاهدان عینی، قاچاقچیان و تولیدکنندگان بزرگ مواد مخدر در بیست سال حضور امریکا در افغانستان، از سوی مقامات بلندرتبه دولتی حمایت میشدند و اکنون نیز گفته میشود که از سوی برخی مقامات طالبان حمایت میشوند.
ظاهراً زمینهایی که در آن مواد مخدر کشت میشود، توسط نیروهای نظامی طالبان از بین برده میشود؛ اما گفته میشود با همدستی تولیدکنندگان، زمینهای کوچک را در اختیار آنان قرار داده و از آن گزارش تهیه میکنند تا نشان دهند که کشت مواد مخدر از بین رفته است، در حالی که این اقدام بیش از یک سازش نیست.
در این میان، باز هم جوانان خانوادههای فقیر با معتاد شدن به انواع مواد مخدر، عمر و زندگیشان به تباهی کشانده میشود. این بار پاکستان نیز به آنان رحم نکرد و حدود ششصد نفر را به قتل رساند و تعدادی نیز زخم برداشتند.
به همین دلیل، ما به همین کمپ معتادین سر زدیم تا از وضعیت بیشتر آگاه شویم.
تعداد زیادی از خانوادهها در پشت درِ عمومی کمپ جمع شده بودند تا از سرنوشت فرزندانشان باخبر شوند، اما هیچکس اجازه ورود نداشت. در اطراف کمپ، فهرست زخمیها و کشتهشدگان نصب شده بود، اما خانوادهها ادعا میکردند که نام عزیزانشان در این فهرستها نیست.
با ولی نوروز، جوان ۲۲ ساله، همصحبت شدیم. او حدود یک ماه قبل از کمپ رخصت شده بود و برای ما وضعیت داخل کمپ و روند آن را چنین بیان کرد: «من مانند هزاران جوان افغان دیگر تصمیم گرفتم از افغانستان بیرون شوم و به یکی از کشورهای اروپایی پناه ببرم. راه دیگری جز رفتن غیرقانونی نداشتم. از افغانستان به ایران رفتم، مدتی آنجا کار کردم تا پول به دست آوردم و سپس به طرف ترکیه رفتم. در آنجا با چند پسر هماتاق شدم که مواد نشهآور استفاده میکردند. من هم به همراه آنان به این مواد آلوده شدم. پس از رد مرز از ترکیه، یک روز توسط طالبان دستگیر شدم. بعد از معاینات فهمیدند که معتاد هستم. برای ده روز در اتاقی آرام و تنها نگهداری شدم. پس از آن به محل دیگری انتقال داده شدم که در اتاقها شش نفر یا بیشتر زندگی میکردیم. هر روز برای ما درس دینی داده میشد و برخی حرفهها را نیز آموزش میدادند. زمانی که بهبود یافتم، مرا به کمپ امید بردند و پس از معاینات، چون وجودم پاک شده بود، رها شدم.»
ولی گفت:«اتاقهای کمپها از چوب ساخته شدهاند. وقتی فهمیدم که بمب به کمپ امید اصابت کرده، دوستانم به یادم آمدند و ترس سراپایم را فرا گرفت. با خود فکر کردم که اگر تعدادی در اثر انفجار بمب کشته شده باشند، تعداد دیگری هم در اثر آتشسوزی اتاقها از بین رفتهاند.»
آنطرفتر، مادری را دیدم که با چشمان پر از اشک به درِ کمپ میکوبید و میگفت: «در را باز کنید تا از حال پسرم آگاه شوم.»
اما به سکینه علی پاسخی داده نمیشد. با او به سمت لیست کشتهشدگان و زخمیها رفتیم. او نام پسرش را در میان کشتهشدگان پیدا کرد. سکینه در سکوت فرو رفت؛ دستانش میلرزید و گویی فریادهایش در گلویش خفه شده بود. او یگانه پسرش را با امید بهبودی به کمپ آورده بود، اما امروز با جسد بیجانش روبهرو شد.
برخی در میان جمع میگفتند: «افرادی هستند که هیچ اثری از جسدشان باقی نمانده؛ یا سوختهاند یا تکهتکه شدهاند.»
اطراف کمپ، صحنهای از وحشت، سرگردانی و درد دیده میشد. گفته میشد که تعدادی از کارمندان نیز در میان کشتهشدگان هستند.
این رویداد بار دیگر نشان داد که بحران مواد مخدر در افغانستان تنها یک معضل صحی نیست، بلکه به یک فاجعه انسانی، اجتماعی و امنیتی تبدیل شده است. در حالی که سالها جنگ، فقر و بیثباتی زمینه گسترش اعتیاد را فراهم کرده، اکنون حتی مراکزی که برای درمان و نجات معتادین ایجاد شدهاند نیز از خشونت و ناامنی در امان نیستند. حمله به کمپ معتادین، نهتنها جان انسانهای آسیبپذیر را گرفت، بلکه امید خانوادههایی را که با هزاران دشواری فرزندان شان را برای درمان آورده بودند، نابود ساخت.