از دادگاه تا سلول انفرادی؛ قانون در خدمت حذف صداها

در میان بازداشت‌ها، احضارها و احکام سنگین، در ایران الگویی از ارعاب و فشار نهادینه شده که به‌ویژه زنان، دانشجویان، خانواده‌های دادخواه و اقلیت‌ها را هدف قرار داده و در سایه سکوت بین‌المللی تشدید شده است.

 

مرکز خبر- امروز سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، گزارش‌ها از تشدید هم‌زمان بازداشت‌ها، احضارها و فشارهای امنیتی در نقاط مختلف ایران حکایت دارد؛ روندی که به‌طور ویژه خانواده‌های دادخواه، فعالان مدنی و زنان را هدف قرار داده است.

کژال رحمانی، از خانواده‌های دادخواه کوردستان، که در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ به همراه همسرش و برادرش توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شد، اکنون در هشتمین روز اعتصاب غذای خود در زندان زنان سنندج (کانون اصلاح و تربیت) به سر می‌برد. خانواده او پس از ملاقات اخیر، وضعیت جسمی‌اش را «نگران‌کننده» توصیف کرده‌اند. اعتصاب غذای او در اعتراض به بازداشت خود و اعضای خانواده‌اش ادامه دارد؛ موضوعی که نگرانی‌ها درباره وضعیت جسمانی او را افزایش داده است.

در کامیاران نیز گزارش‌هایی از بی‌خبری کامل از سرنوشت دو برادر پس از احضار به اداره اطلاعات منتشر شده است؛ افرادی که پس از یورش نیروهای امنیتی، به مکان نامعلومی منتقل شده‌اند و تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت آنان در دست نیست.

 

احضارهای گسترده و پرونده‌سازی قضایی

در تهران، مرضیه فتحی با دریافت ابلاغیه‌ای به دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۳۳ احضار شده و موظف است ظرف پنج روز در شعبه ۲ بازپرسی مستقر در زندان اوین حاضر شود. اتهامات او در ابلاغیه ذکر نشده، اما سابقه تفتیش منزل و ضبط وسایل شخصی او در ماه‌های گذشته گزارش شده است.

در پرونده‌ای دیگر، سارا شمسایی و همسرش در شهرستان زرندیه استان مرکزی با اتهامات سنگینی از جمله «اغوا و تحریک مردم به جنگ»، «تبلیغ علیه نظام» و «نشر اکاذیب» به دادسرا احضار شده‌اند؛ اتهاماتی که دامنه آن‌ها به «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» نیز گسترش یافته است.

همچنین تکتم گل‌مکانی، زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین، دوران محکومیت پنج‌ساله خود را به اتهام فعالیت‌های مرتبط با شبکه‌های اجتماعی می‌گذراند؛ پرونده‌ای که همچنان در زمره موارد پرابهام قضایی قرار دارد.

 

بازداشت اقلیت‌ها و بلاتکلیفی بازداشت‌شدگان

در یزد، یک شهروند بهائی پس از احضار به دادسرا بازداشت شده و هم‌زمان همسر او فلورا صمدانی نیز همچنان در بازداشت و بلاتکلیفی به سر می‌برد. مقام‌های قضایی با آزادی او به قید وثیقه مخالفت کرده‌اند.

در سقز، یک شهروند کورد بازداشت و به مکان نامعلوم منتقل شده و در بوکان نیز یک معلم بازنشسته با یورش نیروهای امنیتی بازداشت شده است؛ بدون آنکه حکم قضایی ارائه شود.

در قزوین، پس از احضار به دادسرا، یک شهروند بازداشت و به زندان چوبیندر منتقل شده و در موارد دیگر نیز گزارش‌هایی از بازداشت‌های بدون اطلاع خانواده‌ها منتشر شده است.

 

دانشجویان، وکلا و فشار بر جامعه دانشگاهی

در تهران، آرزو عبدی و چندین دانشجوی دیگر همچنان دوران محکومیت یا بازداشت خود را در زندان‌های مختلف از جمله اوین و تهران بزرگ سپری می‌کنند. در یک پرونده دیگر، یک دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران به دو سال حبس محکوم شده و حکم او در دادگاه تجدیدنظر نیز تأیید شده است.

همچنین گزارش‌هایی از صدور احکام اخراج برای دو دانشجوی دیگر به اتهام آتش‌زدن پرچم جمهوری اسلامی منتشر شده که با محرومیت از تحصیل مواجه شده‌اند.

در شیراز، سه وکیل دادگستری از جمله نازنین سالاری به احکام سنگین حبس و محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی محکوم شده‌اند؛ پرونده‌ای که به فعالیت‌های حقوق بشری و حمایت از زنان و کودکان مرتبط است.

 

احکام اعدام و انتقال زندانیان محکوم

در زندان تهران بزرگ، چندین زندانی محکوم به اعدام به زندان قزلحصار کرج منتقل شده‌اند؛ اقدامی که نگرانی خانواده‌ها را درباره اجرای قریب‌الوقوع احکام افزایش داده است.

همچنین گزارش‌هایی از تأیید احکام اعدام برای برخی بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ منتشر شده که روند رسیدگی قضایی آن‌ها در دیوان عالی کشور همچنان بلاتکلیف است.

در کنار آن، مواردی از انتقال زندانیان بدون اطلاع خانواده و محرومیت از ملاقات آخر گزارش شده که با انتقاد نهادهای حقوق بشری مواجه شده است.

 

اعتصاب غذا، وضعیت جسمی وخیم و محرومیت درمانی

 

کژال رحمانی تنها نمونه‌ای از زندانیانی است که در اعتراض به شرایط بازداشت دست به اعتصاب غذا زده‌اند. در موارد دیگر نیز گزارش‌هایی از محرومیت زندانیان از درمان تخصصی، محدودیت‌های پابند الکترونیکی و عدم دسترسی به خدمات پزشکی منتشر شده است.

در برخی پرونده‌ها، وضعیت جسمی زندانیان به دلیل بیماری‌های قلبی و مزمن رو به وخامت گذاشته و با وجود هشدار پزشکان، همچنان از اعزام به مراکز درمانی جلوگیری شده است.

در سراسر این گزارش، زنان بازداشت‌شده و تحت فشار نقش پررنگی دارند؛ از کژال رحمانی و تکتم گل‌مکانی تا مرضیه فتحی، سارا شمسایی و فلورا صمدانی. این زنان در کنار دانشجویان، وکلا و فعالان مدنی، در مرکز موجی از بازداشت، احضار و محکومیت قرار گرفته‌اند.

 

فشار ساختاری بر زنان؛ از بازداشت تا خاموش‌سازی تدریجی صداها

در ماه‌های اخیر، الگوی برخورد با زنان در ایران وارد مرحله‌ای فراتر از بازداشت‌های مقطعی شده و به یک سازوکار چندلایه فشار تبدیل شده است؛ سازوکاری که هم‌زمان از ابزارهای قضایی، امنیتی و اجتماعی برای محدودسازی زنان استفاده می‌کند. زنان بازداشت‌شده نه‌تنها با اتهامات کلی و مبهمی مانند «تبلیغ علیه نظام» یا «اجتماع و تبانی» مواجه‌اند، بلکه در بسیاری موارد از ابتدایی‌ترین حقوق دادرسی نیز محروم می‌مانند.

در این میان، احضارهای ناگهانی، تفتیش منزل، ضبط وسایل شخصی و تهدید خانواده‌ها به ابزارهای ثابت پرونده‌سازی تبدیل شده است؛ روندی که عملاً زنان را در وضعیت «پیش از مجرمیت» و بلاتکلیفی طولانی‌مدت نگه می‌دارد. گزارش‌ها نشان می‌دهد که در برخی موارد، زنان بازداشت‌شده ماه‌ها بدون دسترسی مؤثر به وکیل یا ملاقات منظم در بازداشتگاه‌های امنیتی نگهداری می‌شوند.

در سطح زندان‌ها نیز فشارها ادامه دارد؛ از محدودیت‌های درمانی گرفته تا انتقال‌های ناگهانی و انفرادی‌سازی طولانی‌مدت. برخی زندانیان زن در شرایطی قرار دارند که به‌دلیل بیماری‌های جسمی یا فشار روانی، در وضعیت هشدار قرار گرفته‌اند، اما همچنان از اعزام به مراکز درمانی تخصصی محروم‌اند.

در کنار این فشارها، خانواده‌های زنان بازداشت‌شده نیز هدف قرار می‌گیرند؛ از تهدیدهای تلفنی گرفته تا بازداشت اعضای خانواده و ایجاد محدودیت در پیگیری حقوقی پرونده‌ها. این روند، عملاً یک حلقه فشار جمعی ایجاد کرده که هدف آن نه فقط فرد بازداشت‌شده، بلکه شبکه حمایتی اطراف اوست.

از منظر ناظران حقوق بشری، این الگو نشان‌دهنده تغییر کیفیت سرکوب است؛ از برخوردهای موردی به سمت کنترل ساختاری و مستمر بر بدن، صدا و حضور اجتماعی زنان. نتیجه این روند، نه فقط محدودسازی فعالیت مدنی، بلکه ایجاد فضای دائمی از ترس و خودسانسوری در میان زنان فعال، دانشجو و روزنامه‌نگار است.

در نهایت، سکوت بین‌المللی و واکنش‌های محدود جهانی، این چرخه را در وضعیت تداوم قرار داده است؛ چرخه‌ای که در آن بازداشت، احضار، محکومیت و فشار روانی به‌صورت پیوسته بازتولید می‌شود و بیشترین هزینه آن را زنان، دانشجویان و خانواده‌های دادخواه می‌پردازند.

 

سکوت بین‌المللی و تداوم چرخه سرکوب

در حالی که گزارش‌های متعدد از افزایش اعدام‌ها، بازداشت‌های گسترده و نقض حقوق بشر منتشر می‌شود، واکنش جامعه جهانی همچنان محدود، پراکنده و در حد ابراز تأسف است. این سکوت، به باور ناظران حقوق بشری، زمینه را برای تداوم و تشدید سرکوب در ایران فراهم کرده است.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که چرخه بازداشت، احضار، صدور احکام سنگین و فشار بر خانواده‌ها همچنان بدون وقفه ادامه دارد؛ چرخه‌ای که بیش از همه، زنان، دانشجویان و اقلیت‌های قومی و مذهبی را هدف قرار داده است.