ایران زیر سایه اعدام؛ گسترش ماشین سرکوب از زندانها تا خیابانها
در حالیکه ایران با فشار امنیتی و موج تازهای از سرکوب روبهروست، گزارشها از اعدامهای پنهانی، احکام سنگین و بازداشتهای خودسرانه حکایت دارد؛ روندی که به گفته منتقدان، به ابزار ایجاد رعب در جامعه تبدیل شده است.
مرکز خبر- همزمان با تشدید فضای امنیتی در ایران و ادامه سکوت جامعه جهانی در قبال نقض گسترده حقوق بشر، موج تازهای از اجرای مخفیانه احکام اعدام، فشار سیستماتیک بر زنان زندانی، دانشجویان، روزنامهنگاران و اقلیتها گزارش شده است؛ روندی که بخشی از سیاست سازمانیافته برای ایجاد رعب عمومی و مهار جامعه پس از اعتراضات و بحرانهای سیاسی اخیر ارزیابی میشود.
اعدامهای بیصدا؛ گسترش چرخه مرگ در زندانها
گزارشهای متعدد از زندانهای اراک، رشت، شیراز، همدان، گرگان، تبریز، کرمان و اصفهان نشان میدهد اجرای احکام اعدام در هفتههای اخیر بهطور قابل توجهی افزایش یافته است. در زندان عادلآباد شیراز تنها در یک روز، ۱۰ زندانی اعدام شدهاند و در زندانهای رشت و اراک نیز چندین حکم دیگر به اجرا درآمده است.
در همدان نیز حکم یک زندانی مرتبط با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بهصورت مخفیانه اجرا شده است. نهادهای حقوق بشری تأکید میکنند بخش قابل توجهی از این احکام بر پایه پروندههای غیرشفاف، اعترافات اخذشده تحت فشار و بدون دسترسی مؤثر به وکیل مستقل صادر شدهاند. عفو بینالملل نیز از افزایش اعدامهای سیاسی و خطر جدی برای دهها زندانی دیگر هشدار داده است.
زنان در مرکز فشار امنیتی
فشار بر زنان زندانی و فعالان زن در ایران به شکل محسوسی افزایش یافته است.
در زندان اوین ۱۰ زن زندانی سیاسی، از جمله چند فعال شناختهشده، همچنان از حق تماس و ملاقات محروم هستند؛ اقدامی که همزمان با گزارشهایی از اعتصاب غذا و اعتراض درونبندی، نگرانیها درباره وضعیت جسمی و روانی آنان را افزایش داده است.
گزارشها از قزوین، خوزستان، ایذه و دیگر شهرها نشان میدهد بازداشتشدگان قبل از اعدام در معرض فشارهای شدید جسمی و روانی برای گرفتن اعترافات اجباری قرار گرفتند. موارد متعددی از ضربوشتم، تهدید و نگهداری در شرایط انفرادی گزارش شده است.
گزارش از مرگ دو بازداشتشدگان بر اثر «عدم رسیدگی پزشکی» و «جراحات وارده»
گزارشهای منتشر شده حاکی از جانباختن دو تن از بازداشتشدگان در زاهدان و اهواز است که بر اثر جراحات ناشی از بازداشت و فقدان رسیدگی پزشکی جان خود را از دست دادهاند.
در نخستین مورد، شهروند ۳۰ ساله اهل شهرک سرجنگل زاهدان، در جریان یورش نیروهای امنیتی، هدف تیراندازی مستقیم قرار گرفت و مجروح شد. وی پس از انتقال به بازداشتگاه، به دلیل شدت جراحات در تاریخ ۲۷ بهمن جان سپرد.
در رویدادی دیگر شهروندی، ۴۷ ساله اهل اهواز، که در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شده بود، به دلیل وخامت وضعیت جسمانی ناشی از بیماری پیشین و عدم ارائه مراقبتهای درمانی لازم در بازداشتگاه، پس از انتقال به بیمارستان جان باخت. پیکر این شهروند نیز پس از مرگ به خانواده وی تحویل داده شد.
در همان راستا، چهار زندانی ازجمله یک زن، در زندانهای گرگان، تبریز، کرمان و اصفهان اعدام شدند. حکم اعدام دو تن از زندانیان اجرایی شده است.
همچنین در صبحگاه دوشنبه ۲۸ ادریبهشتماه ۱۴۰۵، افسانه زیدآبادی در زندان تبریز اعـدام شد. وی که قربانی سواستفاده، تجاوز و اغفال بود در سن ۱۹ سالگی به اتهام غیرسیاسی بازداشت و به اعدام محکوم شده بود.
در خوزستان و ایذه هم، برخی زندانیان سیاسی بدون دسترسی به وکیل انتخابی در انتظار محاکمههای سنگین هستند.
روژهلات؛ مرگ در ایستهای بازرسی
در مناطق روژهلات، گزارشها از تیراندازی مستقیم نیروهای امنیتی و کشته شدن شهروندان در ایستهای بازرسی حکایت دارد. در بیجار، یک شهروند بر اثر شلیک مستقیم نیروها جان باخته و خانواده او نیز تحت فشار برای سکوت قرار گرفته است. این موارد بخشی از الگوی تکرارشونده خشونت دولتی در روژهلات میدانند؛ الگویی که در آن نبود شفافیت، پاسخگویی و پیگیری قضایی، چرخه خشونت را بازتولید میکند.
سوختبران بلوچ؛ مرزهای فقر و گلوله
در منطقه مرزی نیمروز، یک سوختبر بلوچ حدوداً ۱۹ ساله در پی تیراندازی مستقیم نیروهای هنگ مرزی جان خود را از دست داد. این حادثه در حالی رخ داده که برادر او نیز دو هفته پیش در همان منطقه زخمی شده بود.
سوختبری در سیستان و بلوچستان، به گفته نهادهای محلی، نتیجه مستقیم فقر ساختاری و نبود فرصتهای شغلی است؛ اما در سالهای اخیر بهجای حمایت، با برخورد نظامی و تیراندازی مستقیم مواجه بوده است.
در حالی که مذاکرات سیاسی میان ایران و کشورهای غربی ادامه دارد، موضوع حقوق بشر، زندانیان سیاسی، اعدامها و شکنجه عملاً از دستور کار خارج شده است. فعالان حقوق بشر این سکوت را عاملی برای تقویت سیاستهای سرکوب داخلی میدانند.
مجموعه گزارشهای اخیر از اعدام در زندان اوین تا شیراز، از روژهلات تا بلوچستان، و از ایذه تا قزوین نشان میدهد یک الگوی سیستماتیک در حال گسترش است؛ الگویی که در آن زنان، زندانیان سیاسی، دانشجویان و ملیتها و اقلیتهای مذهبی در خط مقدم فشار قرار دارند و همزمان، نبود فشار بینالمللی، این چرخه را تشدید کرده است.