آتشبس «جنگ ۴۰ روزه» اعلام شد؛ توافقی مرحلهای با مفادی بحثبرانگیز و تداوم سرکوب داخلی
آتشبس جنگ ۴۰ روزه آغاز شد؛ پس از تحمیل هزینههای انسانی سنگین بر مردم ایران، توافقی که همچنان بهدلیل بیتوجهی به رنج شهروندان با انتقاد روبهروست.
مرکز خبر- امروز چهارشنبه ۱۹ فروردینماه ۱۴۰۵، دونالد ترامپ از دستیابی به توافقی برای «آتشبس کامل و تمامعیار» میان طرفهای درگیر خبر داد؛ توافقی که به گفته او، قرار است بهصورت مرحلهای اجرا شده و ظرف ۲۴ ساعت به پایان رسمی «جنگ ۴۰ روزه» بینجامد.
این جنگ در حالی آغاز شد که مقامهای آمریکایی در ابتدای آن، از «کمک به مردم ایران» بهعنوان یکی از اهداف خود یاد میکردند؛ ادعایی که اکنون و در پایان ۴۰ روز درگیری، بدون اشاره به هیچ سازوکار مشخص حمایتی برای مردم، با اعلام آتشبس به پایان رسیده و با انتقادهای جدی نسبت به نقش آمریکا در تحمیل هزینههای انسانی بر جامعه ایران همراه شده است.
بر اساس جزئیات اعلامشده، روند اجرای آتشبس در دو مرحله زمانی طراحی شده است، ابتدا یکی از طرفها آتشبس را آغاز میکند و پس از گذشت ۱۲ ساعت، طرف مقابل نیز به آن ملحق میشود. در صورت پایبندی دو طرف، پس از ۲۴ ساعت، وضعیت جنگی بهطور رسمی خاتمهیافته تلقی خواهد شد. با این حال، گزارشهای اولیه از ساعات آغازین اجرای توافق، از ادامه برخی حملات و بیثباتی در میدان حکایت دارد؛ موضوعی که تردیدها درباره پایداری این آتشبس را افزایش داده است.
همزمان، ترامپ از دریافت یک طرح ۱۰مادهای از سوی ایران خبر داد که به گفته او، مبنای شکلگیری این توافق قرار گرفته است. بر اساس اطلاعات منتشرشده، این طرح شامل موارد زیر است:
۱. توقف کامل هرگونه حمله به ایران و نیروهای همپیمان آن ۲. خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه و توقف هرگونه آرایش نظامی علیه ایران ۳. عبور محدود کشتیها از تنگه هرمز تحت نظارت ایران برای مدت دو هفته ۴. لغو تمامی تحریمهای اولیه، ثانویه و تحریمهای سازمان ملل ۵. جبران خسارات ایران از طریق ایجاد صندوق مالی ۶. تعهد ایران به عدم ساخت سلاح هستهای ۷. پذیرش حق غنیسازی ایران و مذاکره درباره سطح آن ۸. آغاز مذاکرات برای پیمانهای صلح منطقهای ۹. تعمیم اصل عدم تجاوز به تمامی طرفهای درگیر با گروههای همپیمان ایران ۱۰. خاتمه قطعنامههای شورای امنیت و تثبیت توافق در قالب سند سازمان ملل.
با وجود گستردگی این مفاد، این بندها بیش از آنکه بازتابدهنده مطالبات و منافع مردم ایران باشند، در چارچوب ملاحظات امنیتی و ژئوپلیتیکی تنظیم شدهاند. بهعنوان مثال، بندهای مرتبط با «عدم تجاوز» و «خروج نیروهای نظامی» عمدتاً به توازن قوا میان دولتها میپردازد، در حالی که هیچ اشارهای به تضمین امنیت، رفاه یا حقوق شهروندان عادی ندارد. در این میان، کشوری که جنگ را با ادعای «حمایت از مردم ایران» آغاز کرد، در تنظیم این توافق نیز هیچ سازوکار مشخصی برای حفاظت از جان، معیشت و حقوق همان مردم پیشبینی نکرده است.
در حوزه اقتصادی نیز، هرچند از «لغو تحریمها» و «جبران خسارات» سخن گفته شده، اما تجربههای گذشته نشان داده است که چنین منابعی لزوماً به بهبود شرایط معیشتی مردم منجر نمیشود و اغلب در ساختارهای غیرشفاف دولتی متمرکز میگردد. همچنین، محدودسازی عبور کشتیها از تنگه هرمز، بیش از آنکه نشانهای از ثبات اقتصادی باشد، بیانگر تداوم فضای امنیتی و کنترلشده در یکی از مهمترین شریانهای تجاری منطقه است.
در بخش هستهای نیز، تأکید بر «عدم ساخت سلاح» در کنار «پذیرش غنیسازی»، بیش از آنکه ناظر بر رفاه عمومی باشد، در چارچوب چانهزنیهای سیاسی میان دولتها قرار میگیرد. در این میان جای خالی هرگونه سازوکار مشخص برای بهبود وضعیت زندگی، آزادیهای مدنی و حقوق اساسی مردم بهوضوح احساس میشود.
این انتقادها در حالی مطرح میشود که اظهارات دونالد ترامپ درباره «نابودی تمدن ایران» در آغاز جنگ، همچنان محل مناقشه است. این مواضع نمونهای از تناقض در سیاست آمریکا است، کشوری که از یکسو با ادبیاتی تهدیدآمیز از نابودی سخن گفت و از سوی دیگر، با ادعای حمایت از مردم وارد جنگ شد، اما در پایان، توافقی را اعلام کرد که در آن هیچ نشانی از جبران رنج و خسارت مردم دیده نمیشود.
در طول این درگیریها، گزارشهای متعددی از تلفات غیرنظامیان و آسیب به زیرساختهای حیاتی منتشر شد که مردم عادی، اصلیترین قربانیان این جنگ بودهاند؛ جنگی که در آن، اقدامات نظامی آمریکا و اسرائیل از یکسو و سیاستهای داخلی جمهوری اسلامی از سوی دیگر، فشار مضاعفی بر جامعه وارد کرده است.
در همین چارچوب، گزارشهای حقوق بشری از تشدید سرکوب داخلی در ایران حکایت دارد. بهگفته این گزارشها، حاکمیت ایران از فضای جنگی برای افزایش فشار بر معترضان استفاده کرده و در موارد متعددی، آنان را با اتهاماتی چون «جاسوسی» و «همکاری با دشمن» مواجه کرده است.
نگرانیها بهویژه درباره وضعیت بازداشتشدگان خیزش انقلابی «ژن، ژیان، ئازادی» و همچنین معترضان دیماه خونین ۱۴۰۴ افزایش یافته است. منابع مختلف از تشدید روند صدور و اجرای احکام اعدام و ادامه بازداشتهای گسترده خبر میدهند؛ روندی که به باور منتقدان، همزمان با شکلگیری توافقهای بینالمللی، شدت بیشتری یافته است.
در مجموع، اگرچه آتشبس اعلامشده میتواند به کاهش موقت درگیریهای نظامی منجر شود، اما مفاد این توافق و روندهای همزمان داخلی، نشان میدهد که این توافق در چارچوب ملاحظات قدرت و امنیت تعریف شده است؛ وضعیتی که همچنان چشمانداز روشنی برای بهبود شرایط زندگی شهروندان عادی ترسیم نمیکند.