اعتراضات دی‌ماه در هفته چهارم؛ ادامه‌ی سرکوب شدید و مقاومت پایدار

ورود اعتراضات سراسری ایران به چهارمین هفته، همچنان با فضای امنیتی شدید و قطع اینترنت سراسری همراه است، اما خلوت خیابان‌ها نتیجه‌ی جو امنیتی شدید سیستماتیک و حضور گسترده نیروهای امنیتی است.

مرکز خبر- با ورود اعتراضات سراسری ایران به بیست‌وچهارمین روز خود(۳۰ دی‌ماه ۱۴۰۴)، فضای امنیتی شدید، قطع گسترده اینترنت و حضور پررنگ نیروهای سرکوب ادامه دارد؛ وضعیتی که خلوتی خیابان‌ها را رقم زده، اما نشانه‌ای از پایان جنبش مردمی نیست.

درواقع جو امنیتی شدید و محاصره کامل مناطق شهری توسط نیروهای امنیتی و انتظامی، همراه با منع رفت‌وآمد گسترده، مانع حضور آزادانه مردم در خیابان‌ها شده است، زیرا گزارش ها حاکی از آن ست نیروهای حکومتی کوچک‌ترین تجمع حتی دو نفره را نیز متفرق کرده و شرکت‌کنندگان را بازداشت می‌کنند.

 

از روژهلات تا وداع در کهریزک تهران

بر اساس تصاویر و روایت یک شهروند ایلامی هفته‌ی پیش معترضان با انگیزه اعتراضی و بدون ترس به خیابان‌ها آمدند اما با سرکوب شدید مواجه شدند و ناچار به ترک خیابان شدند. وی از تشدید سرکوب با استفاده از نیروهای غیرفارس زبان(احتمالا حشدالشعبی عراقی) خبر داده و می‌گوید آمار واقعی کشته‌ها، زخمی‌ها و بازداشت‌شدگان بسیار فراتر از ارقام رسانه‌ای است.

از سوی دیگر، یک فعال مدنی کورد ۴۰ ساله، متأهل و پدر یک فرزند، اهل دهگلان، توسط نیروهای امنیتی در سنندج بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد، وی پیش‌تر نیز دو بار سابقه بازداشت داشته است.

همچنین شهروند کورد ساکن مریوان، روز دوشنبه ۲۹ دی‌ماه توسط نیروهای امنیتی در یکی از خیابان‌های این شهر بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد و مأموران پس از بازداشت، منزل این شهروند را نیز تفتیش کرده و تعدادی از لوازم شخصی او را ضبط کرده‌اند.

از سوی دیگر، بنابرگزارش‌های منتشرشده شنبه شب از منطقه طاق‌بستان کرماشان صدای شدید درگیری و تیراندازی شنیده شده است و بعد گزارش شده که ماموران در حال جمع‌آوری دوربین‌های فروشگاه‌ها و ادارات برای استخراج تصاویر معترضان بودند.

انتشار تصویری تکان‌دهنده از وداع پدری کرماشانی با پیکر تک فرزند ۱۹ ساله‌اش در پزشکی قانونی کهریزک بار دیگر ابعاد فاجعه انسانی ناشی از سرکوب‌های اخیر را آشکار کرده است. در این تصویر، پدر داغدار در میان انبوه پیکرها، فرزند خود را درون یک کیسه پلاستیکی سیاه می‌یابد؛ صحنه‌ای که به نمادی از خشونت عریان و بی‌رحمانه رژیم ایران علیه معترضان کورد تبدیل شده است. این جوان کورد ۱۹ ساله، از معترضان خیزش مردمی، در روز ۱۹ دی‌ماه در تهران، به دست نیروهای سرکوبگر حکومتی جان خود را از دست داده است.

از سوی دیگر گزارش شده در روژهلات نیروهای امنیتی حتی افرادی را که در تجمعات کوچک دو تا سه نفره حضور داشته‌اند، بازداشت کرده و پرونده قضایی برای آنان تشکیل داده‌اند. برخی از این بازداشت‌ها منجر به ضرب و جرح و انتقال فوری به بازداشتگاه‌های مخفی شده است.

 

ادامه‌ی خشونت سازمان‌یافته و سرکوب سیاسی

استقرار نیروهای نظامی و امنیتی در شهرهای مختلف و طراحی محلات به‌عنوان نقاط کنترل، خیابان‌ها را تحت تسلط امنیتی قرار داده است و بازداشت‌های گسترده و تهدید به محاکمه‌های سریع و اعدام ابزاری برای ایجاد ترس و بازدارندگی در جامعه است.

در حالی که رژیم ایران مدعی است اقداماتش علیه «آشوبگران» است، گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد این ادعا پوششی برای اجرای خشونت سیستماتیک و کنترل سیاسی است. از بازداشت‌های شبانه گرفته تا پرونده‌سازی سریع ابزارهایی هستند که برای ایجاد جو ترس و فشار بر جامعه به کار گرفته می‌شوند.

در بسیاری از شهرها، خانواده‌ها مجبور شده‌اند عزیزان خود را به صورت شبانه به خاک بسپرند تا از برخورد مستقیم ماموران جلوگیری شود. برخی از بازماندگان گزارش داده‌اند که در مسیر خاکسپاری با توهین و فشار ماموران مواجه شده‌اند و از ارائه مراسم سوگواری عادی محروم شده‌اند.

بازداشت‌ها همچنان ادامه دارد و فعالان مدنی و شهروندان معترض، حتی هنگام تلاش برای ثبت تصاویر و فیلم‌های میدانی، با تهدید، ضرب و جرح یا بازداشت مواجه می‌شوند.

این وضعیت نشان می‌دهد که خشونت سازمان‌یافته و سرکوب سیاسی، همزمان با محدود کردن اطلاع‌رسانی و فشار بر خانواده‌ها، به ابزاری برای حفظ کنترل سیاسی و ایجاد جو رعب و وحشت در جامعه تبدیل شده است.

ویدئویی که شامگاه یک‌شنبه ۲۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در رسانه‌ها منتشر شده، از حضور گسترده نیروهای نظامی و امنیتی در دزاپ (زاهدان) حکایت دارد؛ نیروهایی که با فاصله‌های نزدیک و به‌صورت پرشمار در نقاط مختلف شهر مستقر شده‌اند. این وضعیت در حالی رقم خورده که پس از آغاز اعتراضات سراسری، شهروندان بلوچ در دزاپ، پهره، چابهار و سراوان نیز به موج اعتراضات پیوسته‌اند و بنا بر گزارش‌ها، تاکنون  ۵۶۰ نفر از مردم بلوچ در این مناطق بازداشت شده‌اند.

افزایش محسوس نیروهای سرکوب و تشدید فضای امنیتی در دزاپ، نگرانی‌ها درباره احتمال برخوردهای خشونت‌آمیز با معترضان و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی آن را به‌طور جدی افزایش داده است.

انتشار اعترافات اجباری در رسانه‌های رسمی و صداوسیما، ابزاری برای مدیریت افکار عمومی و مشروعیت‌زدایی از اعتراض‌هاست. این اعترافات، اغلب با فشار مستقیم و تهدید فعالان، ضبط شده و به عنوان بخشی از استراتژی سرکوب سیاسی به کار گرفته می‌شود.

از سوی دیگر. یک نهاد حقوق بشری گزارش داده است که مقام‌های رژیم ایران تحویل پیکر جان‌باختگان اعتراضات مردمی را به امضای تعهدنامه از سوی خانواده‌ها مشروط کرده‌اند؛ تعهدی که آنان را از ادامه یا مشارکت دوباره در تجمعات اعتراضی منع می‌کند.

 بر اساس گزارش سازمان حقوق بشری هرانا، از آغاز اعتراضات تاکنون دست‌کم ۲۴ هزار و ۶۶۹ نفر بازداشت شده‌اند، ۳ هزار و ۹۱۹ نفر جان خود را از دست داده و ۲ هزار و ۱۰۹ نفر نیز زخمی شده‌اند که در میان کشته‌شدگان، نام ۲۵ کودک زیر ۱۸ سال به چشم می‌خورد.

 

افزایش آمار قربانیان زن در اعتراضات جاری

گزارش‌های دریافتی از منابع حقوق‌بشری و فعالان مدنی حاکی از احراز هویت تعداد بیشتری از زنان جان‌باخته در جریان اعتراضات سراسری است. با شناسایی ۱۳ چهره جدید دیگر، شمار کلی زنان کشته شده در این ناآرامی‌ها به ۳۳ نفر افزایش یافته است.

طبق مستندات جدید، موج خشونت‌ها در شهرهای مختلف ایران قربانیان متعددی گرفته است. در گیلان، نام سه زن به نام‌های سارا بهبودی، صنم پوربابایی و شعله ستوده (اهل رشت، لاهیجان و لنگرود) در فهرست جان‌باختگان قرار گرفته است؛ گزارش‌ها حاکی از آن است که یکی از این زنان در زمان وقوع حادثه باردار بوده است.

همچنین در سایر نقاط کشور، هویت زنان دیگری از جمله آیدا عقیلی، زیبا دستجردی، آرزو عابدی، مائده مرادی‌کیا، نسترن زارع‌منش، سونیا صالحی‌راد و غزل آقایی‌لیندی در شهرهای تهران، نیشابور، اصفهان، شیراز و سوادکوه احراز شده است. یکی از موارد مورد توجه، جان‌باختن صنم پوربابایی است؛ وی نوازنده و مدرس ویولن بود که بر اثر شلیک مستقیم مأموران حکومتی جان خود را از دست داد.

در اصفهان نیز گزارش شده است که مونا حسینی پس از انتقال به بیمارستان «غرضی» جان‌باخته است. طبق اطلاعات واصله، دختر و داماد وی نیز که همراه او بودند، بر اثر اصابت گلوله جنگی به شدت مجروح شده و در حال حاضر تحت مراقبت‌های ویژه قرار دارند. همچنین نام فرزانه توکلی، مادر دو فرزند اهل اراک، در میان کشته‌شدگان اخیر دیده می‌شود.

گزارش‌های رسیده حاکی از اعمال فشار نهادهای حکومتی بر خانواده‌های جان‌باختگان برای پذیرش روایت‌های رسمی است. در یک مورد مشخص، مقامات از خانواده مونا حسینی خواسته‌اند تا او را با عنوان «شهید» (تحت حمایت بنیاد شهید) در قطعه شهدای باغ رضوان دفن کنند، اما همسر وی با رد این درخواست، در برابر این فشارها مقاومت کرده است.

در کنار آمار زنان آمار کودکان کشته شده نشان از «کودک و زن‌کشی» با نام امنیت است، منابع آگاه از جان‌باختن دست‌کم ۲۱ کودک در جریان این اعتراضات خبر می‌دهند که نشان‌دهنده ابعاد گسترده خشونت‌ها در جریان تجمعات مردمی است.

 

بحران معیشتی و فشار اقتصادی؛ زمینه‌ساز ادامه مقاومت

در ادامه‌ی اعتراضات در دی ماه، افزایش مداوم قیمت کالاهای اساسی، کمبود مواد اولیه و رکود اقتصادی، جامعه را به بحران چندلایه امنیتی-اقتصادی کشانده است. این بحران، بیش از هر چیز فشار روزمره بر خانواده‌ها را افزایش داده و نگرانی‌ها را برای تأمین نیازهای اولیه زندگی شدت بخشیده است.

در سه هفته‌ی خیزش، جهش کم‌سابقه قیمت گوشت، برنج و دارو بسیاری از خانوارها را دچار چالش کرده است. برخی خانواده‌ها گزارش داده‌اند که برای خرید یک کیلو گوشت باید تا دو برابر درآمد روزانه خود هزینه کنند و قیمت داروهای ضروری تا سه برابر افزایش یافته است. همزمان، کمبود سوخت و مواد اولیه، فعالیت بسیاری از کسب‌وکارها، به‌ویژه در صنایع کوچک و متوسط، را متوقف کرده و بازار کار را با رکود جدی مواجه ساخته است.

طبقه متوسط که پیش‌تر از ثبات نسبی برخوردار بود، اکنون با دغدغه تأمین نیازهای اولیه زندگی روبه‌رو است.

این فشارهای معیشتی نه تنها شرایط زندگی را دشوار کرده، بلکه زمینه را برای استمرار و بازتولید مقاومت اجتماعی فراهم کرده است، چرا که نارضایتی اقتصادی در هم‌آمیختگی با محدودیت‌های اجتماعی و سرکوب، به یک محرک مهم برای اعتراض‌های مردمی تبدیل شده است.

 

واکنش‌های بین‌المللی و فشار سیاسی

واکنش جهانی از بیانیه‌های ۲۰۰ چهره فرهنگی اروپایی تا هشدار علیه حضور عباس عراقچی در داووس نشان‌دهنده نیاز به فشار بین‌المللی الزام‌آور استو بی‌عملی جامعه جهانی می‌تواند به معنای مشارکت منفعلانه در سرکوب گسترده تعبیر شود. نمونه‌ها، درخواست عفو بین‌الملل برای ارجاع ایران به دیوان کیفری بین‌المللی، هشدار دیده‌بان سازمان ملل برای ثبت شکایت کیفری علیه مقامات