«زن و بچه»؛ روایتی از خشونت، انتخابهای دشوار و بحران روابط خانوادگی
فیلم «زن و بچه» با پرداختن به خشونت خانوادگی و ضعف حمایت از زنان، آنان را میان ماندن، طلاق و پنهانکاری گرفتار میکند، بیآنکه راهی برای رهایی از این چرخه ترسیم کند.
مرکز خبر- فیلم «زن و بچه» ساخته سعید روستایی، تلاش میکند خشونت، نابسامانیهای خانوادگی و بخشی از مسائل اجتماعی را به تصویر بکشد؛ با این حال، به نظر میرسد در پرداختن به ریشههای اصلی این مسائل و ارائه راهی برای برونرفت از آنها چندان موفق عمل نمیکند. فیلم در بخشهایی، زن را نیز در جایگاه یکی از عوامل بازتولید خشونت در خانواده قرار میدهد و در نهایت، با پیوستن دوباره مهناز به علییار، او را بار دیگر در چرخهای از خشونت و مناسبات آسیبزا قرار میدهد.
فیلم، زن را در مواجهه با مسائل خانوادگی میان سه انتخاب دشوار قرار میدهد: پنهانکاری، طلاق یا ماندن در شرایط موجود. در حالی که طلاق میتواند برای زن ناامنیهای روانی، جسمی و اقتصادی به همراه داشته باشد، ماندن در یک رابطه آسیبزا نیز پیامدهای روحی، روانی و جسمی خود را دارد. قرار گرفتن زن در چنین دوگانهای، امکان چارهیابی و یافتن راهحلهای مؤثر را محدود میکند و او را در موقعیتی قرار میدهد که گاه ناچار است میان چند گزینه آسیبزا دست به انتخاب بزند.
در این میان، نبود حمایتهای قانونی کافی از زنان در مسائل خانوادگی نیز یکی از عواملی است که میتواند موانع بیشتری در برابر آنان ایجاد کند و گاه آنها را به تصمیمها یا اقداماتی ناخواسته سوق دهد؛ مسئلهای که فیلم نیز بهخوبی آن را به تصویر میکشد.
اثر همچنین نقدی جدی به نظام آموزشی وارد میکند؛ سیستمی که در قبال دانشآموزان مسئولیتپذیری کافی ندارد و در درک نیازها و بحرانهای نسل جدید ناکام مانده است. کودکان و نوجوانان فیلم در فضایی از بیتوجهی و طردشدگی رشد میکنند؛ وضعیتی که زمینهساز بسیاری از تراژدیهای داستان میشود و نشان میدهد بیتوجهی به نیازهای عاطفی و اجتماعی نسل جوان چگونه میتواند پیامدهایی جبرانناپذیر به همراه داشته باشد.
واکنش مهناز به مرگ فرزندش نیز بیش از آنکه از سوگ و مسئولیت مادرانه سرچشمه بگیرد، به انتقامی شخصی و تلاشی برای رهایی از احساس گناه نزدیک میشود. این مسئله زمانی آشکارتر است که او در قبال دختر هشتسالهاش، که پس از مرگ برادر دچار آسیب روحی شده، تنها توجهی روزانه و مقطعی نشان میدهد، نه حضور مستمر و حمایتگرانهای که از یک مسئولیت مادرانه انتظار میرود.
فیلم همچنین به فرسایش معیارهای اخلاقی در روابط انسانی میپردازد. تصمیم حمید برای کنار گذاشتن مهناز پس از دو سال رابطه و خواستگاری از خواهر کوچکتر او، و پذیرش این وضعیت از سوی خانواده، نمونهای از مناسباتی است که در آن خواست و قدرت مرد بر شأن و جایگاه زن غلبه میکند و به بازتولید ساختارهای مردسالارانه یاری میرساند.
با این حال، یکی از نقدهای اساسی که میتوان از منظر برخی منتقدان، فیلمسازان و کنشگران حوزه زنان به چنین آثاری وارد کرد، محدود ماندن روایت در بازنمایی مسئله و گرفتار شدن شخصیتها در چرخهای از بحران و خشونت است. انتظار میرود سینما، در کنار به تصویر کشیدن آسیبهای اجتماعی، بتواند ضرورت ایجاد بستری امنتر از نظر اجتماعی، اقتصادی و قانونی برای زنان و جوانان را نیز برجسته کند؛ بستری که امکان تغییر نگرشها و اصلاح قوانین را فراهم آورد.
در نهایت، مسئله این است که زنان نباید تنها میان انتخابهایی دشوار و آسیبزا رها شوند و سرنوشتشان به شرایط موجود واگذار شود. روایت مسائل اجتماعی زمانی میتواند اثرگذارتر باشد که علاوه بر نشان دادن رنج و بحران، مخاطب را به تأمل درباره ریشههای آن و ضرورت ایجاد راهکارهایی برای تغییر نیز وادارد.
برای تماشای این فیلم اینجا را کلیک نمایید