تحولات جهانی ۲۰۲۶ و تهدیدهای حقوق زنان: از فروپاشی سرمایه‌داری تا پرونده اپستین

سال ۲۰۲۶ با تنش‌های سیاسی شدید آغاز شد؛ از جنگ‌ها و بحران‌های خاورمیانه گرفته تا فروپاشی سیستم سرمایه‌داری و افشای پرونده‌های جفری اپستین، این تحولات تأثیرات جدی بر حقوق و آزادی زنان و امنیت جوامع داشته است.

 

روژبین پَلین

مرکز خبر- از ابتدای ورود به سال ۲۰۲۶ تاکنون، نبض سیاست با شدت فوق‌العاده‌ای در جریان بوده است. دستور کار جهانی و محلی در بسیاری از موارد تکان‌دهنده بوده است. از ربوده شدن مادورو، تحرکات جنگ داخلی در سوریه، جنگ احتمالی با ایران، اجلاس‌های داووس و مونیخ، تا پرونده‌های افشا شده جی. اپستین، تحت فشار این رویدادهای مهم، دو ماه اول سال سپری شد.

اجلاس امنیتی مونیخ امسال سبب بحث‌های گسترده‌ای شد. این اجلاس، همانند اجلاس داووس، پر از اذعان‌هایی بود مبنی بر اینکه سیستم سرمایه‌داری در مسیر فروپاشی قرار دارد. سیستم سرمایه‌داری جهانی وارد فرآیند تخریب شده است. پیش‌تر غیرنظامیان و نیروهای خارج از سیستم این نکته را مطرح می‌کردند، اما اکنون خود قدرت‌هایی که مغز و روح سیستم را تشکیل می‌دهند نیز آن را بیان می‌کنند. باید از وضعیت عدم قطعیت بزرگی که بر جهان حاکم است سخن گفت. در سخنرانی‌های مقامات دولتی حاضر در مونیخ، نکته مشترک این بود که ما در دورانی زندگی می‌کنیم که سیستم بین‌المللی مبتنی بر قوانین اصالتاً وجود ندارد و جهان در عصر رقابت خصمانه و روابط قدرت است.

 

سیستم سرمایه‌داری و منافع بین‌المللی

سیستم سرمایه‌داری تنها فرسوده نیست، بلکه فروپاشیده است؛ نظم جهانی وجود ندارد، بلکه ویرانی است. کشورهای غربی از این فرآیند ویرانی آگاهند و در تلاشند آن را به تأخیر بیندازند، اما برخی قدرت‌ها در دیگر مناطق جهان از این ویرانی چندان آگاه نیستند و با نادیده گرفتن خطر، در مسیر مخالف حرکت می‌کنند و ممکن است زیر آوار سیستم بین‌المللی فروپاشیده گیر کنند.

غرب بیشترین اعتراض را نسبت به سیاست‌های آمریکا مطرح کرد و در پیام‌های خود تأکید کرد: «اروپای مستقل، اروپای قدرتمند است». آنها خواستار روابط متقابل برابر با آمریکا شدند و نخواستند تحت حمایت آمریکا قرار گیرند. آمریکا در جنگ اخیر اوکراین و روسیه نه تنها روسیه را تضعیف نکرد، بلکه سیاست‌های استقلال استراتژیک اتحادیه اروپا را نیز تضعیف کرد و با تمام قدرت خود، اتحادیه اروپا و روسیه را وارد فرآیند جنگ کرده است. بودجه‌ای که کشورهای اروپایی برای دفاع و تسلیحات اختصاص می‌دهند، گویای این موضوع است. خطرات جنگ هیبرید، پیشرفت‌های فناوری و اطلاعاتی، ریسک‌های سایبری، استفاده کنترل‌نشده از هوش مصنوعی، رکود اقتصادی، افزایش بلایای طبیعی، تمرکز قدرت، فقر و نابرابری همچنان در دستور کار جهانی قرار دارند.

جهان چندقطبی کنونی شاهد جنگ‌های بی‌رحمانه‌ای است که قدرت‌ها برای تثبیت حوزه نفوذ خود به راه می‌اندازند. اولویت قدرت‌های هژمون هرگز حفاظت از حقوق مردم برای صلح، امنیت، سلامت و آموزش نبوده است؛ دغدغه اصلی آنها نه محیط زیست است و نه حقوق و آزادی‌ها، بلکه تنها سودی است که آن را مقدس می‌دانند. سهم ما مردم و زنان، زندگی در بحران‌هایی است که قدرت‌ها ایجاد کرده‌اند.

 

جنگ علیه کوردها: سیاست «تفرقه بینداز و  حکومت کن»

در خاورمیانه که قلب سیاست جهانی محسوب می‌شود، در طول فوریه تحولات مهمی رخ داد. در منطقه کوردستان، شاهد رویدادهای تاریخی بودیم. حملات به محله‌های کوردها در حلب در ۵ ژانویه طی زمان کوتاهی به کل مناطق شمال و شرق سوریه گسترش یافت. این حملات، مانند زلزله، اکثریت مردم در سراسر جهان را به واکنش واداشت. گروهک جهادی هیئت تحریرالشام، در سوریه تثبیت شد و عراق و سوریه به توافق رسیدند. مشابه طالبان در افغانستان، یک خط مصنوعی در سوریه شکل گرفت. مدل اسلامی مصنوعی در منطقه اجرا شد و گروهک جهادی هیئت تحریرالشام برای جنگ‌های کثیف منطقه آماده شد.

اما طبق دیدگاه رهبر آپو «راه مقاومت دموکراتیک»، مردم کورد در سراسر منطقه به طور مؤثر از دستاوردهای خود محافظت کردند. همانطور که ایشان گفته بود، «جنگ گروهک جهادی هیئت تحریرالشام علیه نیروی دموکراتیک سوریه(ه.س.د)، جنگ تفرقه بینداز و حکومت کن است». عقل کلاسیک ضدکورد بریتانیا بار دیگر بی‌رحمانه فعال شد. قدرت‌های غربی خاورمیانه را به عنوان زمین بازی خود می‌دانند و می‌خواهند منطقه را از طریق خط سُنی طراحی کنند. خط گروهک جهادی هیئت تحریرالشام و طالبان ضدزن و ضدحقوق و آزادی‌هاست و می‌تواند منطقه را صدها سال به عقب برگرداند.

 

نظام آزادی مبتنی بر زن و مبارزه زنان

خطر و تهدید برای زنان بالاتر است. نظام آزادی مبتنی بر زن در روژآوا سازماندهی شده است. هدف این نیست که جایگزین زن ایجاد شود، بلکه تقویت سیستم مردانه هیولاگونه است. این روند جدید بیش از همه کوردها را تحت تأثیر قرار خواهد داد. رهبری پیش‌بینی کرده بود که جهان توسط شرکت‌ها اداره می‌شود، نه دولت‌های ملی، و این شرکت‌ها بر منافع خود تمرکز دارند. موفقیت این سیستم به مقاومت و مبارزه مردم بستگی دارد.

 

نسخه‌های مدرن سیستم قاتل جنسیتی

در همین شرایط سیاسی پرتنش، شاهد تحولات مهمی در عرصه زنان بودیم. در افغانستان، طالبان قانونی وضع کرد که «خشونت علیه زنان، مگر شکستن استخوان» آزاد است.

پرونده‌های جفری اپستین و قتل زنان در سودان توسط رژیم، نشان‌دهنده اعتراف سیستم مردسالار بود. قدرت و سرمایه در دست عده‌ای اندک، خشونت علیه زنان و کودکان را ایجاد کرده است. تیم جفری اپستین، نمونه‌ای از سیستم قاتل جنسیتی مدرن است. این پرونده نشان داد خشونت ساختاری در سیستم‌های مردسالار نه تنها یک حادثه منفرد نیست، بلکه نمایانگر شبکه گسترده‌ای از سوءاستفاده است.

 

سیستم سرمایه‌داری و پرونده اپستین

پس از افشای پرونده‌های اپستین، بارها تلاش شد آن را صرفاً با «پدوفیلی» توضیح دهند، اما این نمونه‌ای استثنایی نیست؛ بلکه نشان‌دهنده سیستم سرمایه‌داری و مردسالار است. اپستین جهان فانتزی مرد حاکم را گسترش داد و آن را سیستماتیک کرد. مثال‌های مشابه در ترکیه و دیگر کشورها وجود دارد، از جمله پرونده‌های Ensar . سیستم مردسالار با سرمایه و قدرت چنین ساختارهایی را تولید و گسترش می‌دهد، بنابراین زنان باید با مبارزه سازمان‌یافته و رادیکال از وجود، هویت و حقوق خود محافظت کنند.

زنان باید با آگاهی، کار، سازماندهی و دفاع جمعی، وضعیت قانونی خود را تضمین کنند. حقوق و آزادی زنان باید به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی تبدیل شود و همواره در تمام زمان و مکان به رسمیت شناخته شود. این امر در شرایط بحران‌ها و جنگ‌ها باید اولویت اصلی حرکت‌های زنان باقی بماند.