گذار از منازعه به ادغام دموکراتیک؛ تجربه‌های جهانی (۱)

در فضای سیاسی ترکیه، مفهوم «ادغام دموکراتیک» به‌عنوان چارچوبی تازه برای بحث درباره حل مسئله کوردها بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفته است؛ مفهومی که از اصلاحات حقوقی و تقویت نهادهای محلی تا بازتعریف رابطه دولت و جامعه را در بر می‌گیرد.

فریده ییلماز

مرکز خبر– مفهوم «ادغام دموکراتیک» که در مرکز بحث‌های مربوط به حل‌وفصل سیاسی قرار گرفته، شامل تحولی گسترده از اصلاحات حقوقی تا صلح اجتماعی است. اما ادغام دموکراتیک چیست و چه مراحلی را در بر می‌گیرد؟

 ادغام دموکراتیک که بار دیگر در ترکیه مطرح شده، به‌عنوان چارچوبی جدید برای حل مسئله کوردها وارد بحث سیاسی شده است. این مدل نه‌تنها توقف درگیری مسلحانه بلکه اصلاحات حقوقی، دموکراتیزه شدن، تقویت مدیریت‌های محلی و صلح اجتماعی را هدف قرار می‌دهد؛ از تغییرات پارلمانی تا اصلاحات در حکومت‌های محلی، موضوعات متعددی را در بر می‌گیرد. درحالی که این بحث به‌عنوان پایه حقوقی و سیاسی یک روند جدید حل مسئله ارزیابی می‌شود، چگونگی اجرای آن و گام‌های بعدی از مهم‌ترین پرسش‌هاست.

 

روند جدید چگونه شکل گرفت؟

سال ۲۰۲۵ در سیاست ترکیه با تحولات غیرمنتظره و قابل توجهی همراه بود. آغاز این روند با دست دادن دولت باغچلی، رهبر MHP(حزب حرکت ملی)، با نمایندگان حزب دم(حزب برابری و دموکراسی خلق‌ها)  در پارلمان شکل گرفت و به‌سرعت یک مسیر جدید سیاسی ایجاد کرد. این اقدام نمادین توجه گسترده‌ی داخلی و بین‌المللی را جلب کرد.

بیانیه‌ها و فراخوان‌های باغچلی، توانست موضوع مرتبط با عبدالله اوجالان را، که سال‌ها در انزوای کامل بود، دوباره به مرکز بحث آورد. پس از آن، تغییراتی محدود در ممنوعیت دیدارها ایجاد شد؛ ابتدا اجازه دیدار برای یکی از اعضای خانواده او داده شد و سپس برخی نمایندگان حزب دم با او دیدار کردند. این امر نشانه‌ای از باز شدن دوباره‌ی کانال‌های ارتباطی تلقی شد.

پس از این دیدارها، در تاریخ ۲۷ فوریه ۲۰۲۵، «فراخوان صلح و جامعه دموکراتیک» اوجالان منتشر شد. این متن تنها یک تحلیل نبود، بلکه چارچوبی برای رویکرد جدید حل مسئله ارائه می‌داد. بعدها نیز در کنگره دوازدهم پ‌ک‌ک، متنی ۱۶۰صفحه‌ای با عنوان «مانیفست صلح و جامعه دموکراتیک» ارائه شد که این رویکرد را گسترش داد. در هر دو متن، مفهوم ادغام دموکراتیک محور اصلی بود.

هم‌زمان، کمیسیون «همبستگی ملی، برادری و دموکراسی» در پارلمان ترکیه که در ۵ آگوست ۲۰۲۵ تشکیل شده بود، گزارش خود را ارائه کرد. با وجود انتقادها، این گزارش در کلیت پذیرفته شد و قرار شد برخی قوانین پیشنهادی وارد دستور کار پارلمان شود.

 

«ادغام» چیست؟

سؤال اصلی این است: ادغام دموکراتیک چیست؟ به‌طور کلی ادغام به معنای پیوند، هماهنگی و شکل‌گیری یک کل واحد از اجزای مختلف است. این واژه از ریشه لاتین integer به معنای «کامل و دست‌نخورده» گرفته شده و از طریق integrare (یکپارچه کردن) به مفهوم «یکپارچگی» رسیده است.

در زبان سیاسی و اجتماعی، معنای آن بسته به اصولی که این یکپارچگی بر آن بنا می‌شود تغییر می‌کند.

در شکل‌های غیردموکراتیک، ادغام اغلب به معنای جذب و حذف تفاوت‌ها در قالب قدرت غالب است و می‌تواند به «همسان‌سازی اجباری» تبدیل شود.

اما ادغام دموکراتیک، برعکس، به رسمیت شناختن تفاوت‌ها، تضمین حقوق و بازسازی زندگی مشترک بر پایه برابری را هدف قرار می‌دهد. بنابراین این مفهوم فقط یک روند اداری نیست، بلکه بازسازی سیاسی، حقوقی و اجتماعی است.

 

عبدالله اوجالان چگونه آن را تعریف می‌کند؟

عبدالله اوجالان، رهبر ملت کورد، ادغام دموکراتیک را نه به‌عنوان یک اقدام تاکتیکی یا موقتی، بلکه به‌عنوان راه‌حلی راهبردی و سیستمی در چارچوب پارادایم «ملت دموکراتیک» تعریف می‌کند. این رویکرد هدف دارد ساختار تک‌گرای دولت-ملت کلاسیک را پشت سر بگذارد و امکان همزیستی هویت‌های اجتماعی مختلف را در یک بستر دموکراتیک مشترک فراهم کند. از نظر او، ادغام دموکراتیک به معنای حل شدن یک طرف در طرف دیگر نیست، بلکه فرایندی از بازیکپارچگی بر پایه شناسایی متقابل و تحول است. او در یادداشت‌های خود چنین می‌گوید: «ادغام، بیانگر وحدت جامعه دموکراتیک با دولت-ملت است. جامعه خود را به‌عنوان یک دولت سازمان‌دهی نکرده و به دولت دیگری متصل نمی‌شود؛ بلکه به‌عنوان جامعه دموکراتیک در جمهوری دموکراتیک ادغام می‌شود. ادغام همچنین برابری را در بر دارد و از طریق مذاکره دموکراتیک تحقق می‌یابد

 

ضد همگون‌سازیِ اجباری

عبدالله اوجالان بر این باور است که «ادغام دموکراتیک» نه به معنای «ذوب‌شدن» است و نه «همگون‌سازی اجباری»، بلکه فرآیندی از بازیکپارچه‌سازی و وحدت‌یابی است که بر پایه مشارکت متقابل شکل می‌گیرد. مسئله این نیست که گروه‌های ضعیف در درون گروه‌های مسلط ذوب شوند، بلکه هدف آن است که مؤلفه‌های متنوع اجتماعی، از طریق کنش متقابل و تحول دوسویه، در قالب یک ساختار مشترک به هم پیوند یابند.

بر این اساس، این مفهوم بر اصول شناسایی متقابل، برابری و زیستِ مشترک استوار است. اوجالان آن را به‌مثابه «ضد همگون‌سازی اجباری» صورت‌بندی می‌کند؛ چراکه همگون‌سازی به معنای ذوب شدن در ملتِ هژمونیک است، در حالی‌که ادغام دموکراتیک در پی آن است که هویت‌های متکثر بتوانند ضمن حفظ هویت و خودمختاری نسبی خویش، در چارچوب یک جمهوری دموکراتیک به‌طور برابر مشارکت کنند.

در این چارچوب، توانمندسازی کوردها برای زیستِ آزادانه هویت فرهنگی، زبانی و اجتماعی‌شان، در عین ادغام در ساختار جمهوری، سنگ‌بنای این الگو به‌شمار می‌رود. از این‌رو، ادغام دموکراتیک از یک‌سو عرصه‌ای برای مقابله با تحمیل یکسان‌سازانه دولت است و از سوی دیگر، فرآیندی برای بازسازی یک نظمِ زیستِ مشترکِ نوین محسوب می‌شود.

اوجالان همچنین با صراحت، تحمیل هژمونی دولت از طریق زور را مردود می‌داند و چنین رویکردهایی را فاقد مشروعیت تلقی می‌کند. از نظر او، تنها مسیر ممکن، گفت‌وگوی دموکراتیک و چانه‌زنی سیاسی است که به هم‌پیوندی جامعه دموکراتیک و دولت ملی بینجامد.

 

سه اصل بنیادین

ادغام دموکراتیک بر سه مؤلفه اساسی استوار است:

۱. ماهیت بازیگران: «جامعه دموکراتیک» و «دولت-ملت» به‌عنوان دو موجودیت متمایز در نظر گرفته می‌شوند. هدف، ذوب شدن یکی در دیگری نیست، بلکه برقراری رابطه‌ای برابر در چارچوب یک جمهوری دموکراتیک است.

۲. روش‌شناسی: این ادغام نه از طریق اجبار و تحمیل، بلکه از رهگذر گفت‌وگوی دموکراتیک و کنش سیاسی مبتنی بر برابری تحقق می‌یابد.  

۳. هدف: دستیابی به وحدت و یکپارچگی بر بنیانی برابر میان تمامی مؤلفه‌های اجتماعی.

 

وابستگی تحقق ادغام به جمهوری دموکراتیک

در چارچوب نظری اوجالان، ادغام دموکراتیک صرفاً به انطباق جامعه با دولت محدود نمی‌شود، بلکه مستلزم دموکراتیزه‌شدن خودِ دولت نیز هست. از این‌رو، تحقق این نوع ادغام، تابع میزان دموکراتیک‌بودن ساختار جمهوری است. به بیان دیگر، یک دولت تک‌گرا، اقتدارگرا و غیردموکراتیک، ظرفیت ایجاد ادغام واقعی را ندارد.

در مقابل، «ساخت جامعه دموکراتیک» بُعد مکمل این فرآیند را تشکیل می‌دهد. مقصود آن نیست که جامعه خود را در قالب یک دولت بازسازمان‌دهی کند و سپس با دولتی دیگر پیوند برقرار سازد، بلکه باید به‌صورت یک جامعه دموکراتیک متشکل شود و با یک جمهوری دموکراتیک وارد رابطه ادغامی گردد. این الگو، جامعه‌محور است نه دولت‌محور؛ به‌گونه‌ای که ابتکار عمل از بطن جامعه و نه از رأس قدرت سیاسی برمی‌خیزد.

 

چشم‌اندازی فراملی در چهار دولت

مفهوم ادغام دموکراتیک به یک واحد سیاسی خاص محدود نمی‌شود، بلکه در چشم‌اندازی گسترده‌تر، چهار کشوری را در بر می‌گیرد که کوردها در آن‌ها سکونت دارند: ترکیه، ایران، عراق و سوریه. هدف این رویکرد، توانمندسازی کوردها برای حفظ هویت خویش و ادغام در چارچوب نظام‌های دموکراتیک درون این کشورهاست.

این رهیافت خواهان تغییر مرزهای سیاسی نیست، بلکه بر ایجاد الگویی از همزیستی دموکراتیک در درون دولت‌های موجود تأکید دارد. اوجالان در این زمینه تصریح می‌کند که ادغام به معنای برقراری رابطه‌ای مشترک و متوازن با دولت‌های محل زیست است و آن را نوعی «هم‌پیوندی سالم» یا تکامل متقابل می‌داند؛ نه همگون‌سازی و نه تغییر مرزها.

از این منظر، هم «همگون‌سازی اجباری» و هم «استقلال مبتنی بر منازعه» رد می‌شوند و ادغام دموکراتیک به‌عنوان گزینه‌ای سوم مطرح می‌شود که بر همزیستی، تکثر و هم‌افزایی استوار است. بنابراین، ادغام به معنای نفی هویت نیست، بلکه مشارکت برابر در یک چارچوب دموکراتیک مشترک، همراه با صیانت از ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی است.

 

الزامات حقوقی ادغام دموکراتیک

در پیامی که به مناسبت سالگرد آغاز این فرآیند در ۲۷ فوریه قرائت شد، اوجالان تأکید می‌کند که گذار به ادغام دموکراتیک مستلزم تدوین و تصویب «قوانین صلح» است. به باور او، تحقق جامعه دموکراتیک نیازمند استقرار یک نظام حقوقی و نهادی جامع است که تمامی ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را پوشش دهد. وی فقدان چارچوب حقوقی دموکراتیک را یکی از ریشه‌های اصلی بحران‌ها می‌داند و بر ضرورت ایجاد نظمی حقوقی مبتنی بر سیاست دموکراتیک، با تضمین‌های مؤثر، تأکید می‌کند.

در این راستا، مرحله دوم این فرآیند باید شامل تدوین «قوانین ادغام دموکراتیک» و «قوانین آزادی‌ها» باشد که با تضمین‌های قانون اساسی مبتنی بر حقوق بشر پشتیبانی شوند. مهم‌ترین محورهای این چارچوب عبارت‌اند از:

 

۱. تضمین‌های قانون اساسی

نهادینه‌سازی این فرآیند در قالب قانون اساسی ضروری است، چراکه وابستگی آن به تغییرات دولت‌ها، آن را شکننده می‌سازد. اصولی چون شهروندی برابر، جایگاه نهادهای محلی، حقوق فرهنگی، مشارکت سیاسی و نمایندگی دموکراتیک باید در سطح قانون اساسی تثبیت شوند.

 

۲. اصلاح حکمرانی محلی

تمرکززدایی و تقویت اختیارات نهادهای محلی، به‌ویژه در حوزه‌هایی چون آموزش، سلامت، فرهنگ، خدمات شهری و توسعه منطقه‌ای، از ارکان کلیدی است. همچنین باید مداخله قدرت مرکزی محدود شود و سازوکارهای شفاف و قضایی برای نظارت بر اقدامات، از جمله عزل مقامات محلی، جایگزین رویه‌های انتصابی مانند قیمومیت دولتی گردد.

 

۳. عدالت انتقالی (ترمیمی)

ادغام دموکراتیک مستلزم مواجهه انتقادی با گذشته است. نقض‌های حقوق بشری، از جمله قتل‌های بی‌پاسخ، تخلیه اجباری روستاها، شکنجه و ناپدیدسازی قهری باید از طریق سازوکارهای حقیقت‌یابی و عدالت انتقالی رسیدگی شوند. ایجاد کمیسیون‌های حقیقت، برنامه‌های جبران خسارت و تمرکز بر احقاق حقوق قربانیان، در این چارچوب اهمیت دارد.

 

۴. حقوق فرهنگی و زبانی

تضمین استفاده از زبان کوردی در آموزش، مدیریت محلی، نظام قضایی و خدمات عمومی، از الزامات اساسی است. به‌رسمیت‌شناختن هویت‌های فرهنگی نه‌تنها مانع همزیستی نیست، بلکه آن را تقویت و مشروعیت آن را در چارچوب دموکراتیک افزایش می‌دهد.

 

۵. نظارت دموکراتیک بر نهادهای امنیتی

گذار از رویکرد صرفاً امنیتی به الگویی مبتنی بر شهروندی و تکثر، مستلزم اعمال نظارت دموکراتیک بر نهادهای امنیتی، کاهش اختیارات فوق‌العاده و گسترش حوزه سیاست‌ورزی مدنی است.

در مجموع، قوانین ادغام دموکراتیک صرفاً مجموعه‌ای از اصلاحات فنی نیستند، بلکه طرحی جامع برای بازسازی دولت و جامعه بر پایه اصول دموکراتیک، عدالت‌محور و پایدار به‌شمار می‌روند.

 

فردا: گذار از منازعه به ادغام؛ تجربه باسک در اسپانیا