سالمندی در افغانستان؛ وقتی دختران پناه والدین میشوند و زنان در پایان عمر بیپشتوانه میمانند
در افغانستان، سالمندی برای بسیاری از زنان با فقر، بیماری و وابستگی به دیگران گره خورده است؛ زنانی که سالها از خانواده مراقبت کردهاند، امروز با نبود درآمد و کمبود خدمات درمانی روبهرو هستند.
بهاران لهیب
افغانستان- زندگی سالمندی در افغانستان به معضلی جدی تبدیل شده است. بسیاری از خانوادهها برای دوران سالمندی به داشتن فرزند، بهویژه پسر، امید دارند، اما این انتظار همیشه محقق نمیشود.
در بیشتر خانوادهها، سرمایه و دارایی در اختیار مردان است و والدین گاه تا پایان عمر از تقسیم اموال میان فرزندان خودداری میکنند تا حمایت پسرانشان را از دست ندهند. زنان نیز با وجود داشتن سهم مشخص از ارث بر اساس احکام شرعی، در بسیاری از خانوادهها برای مطالبه حق خود با فشار و نگاه منفی روبهرو هستند و برخی برادران تلاش میکنند آنان را از ارث محروم کنند.
با این حال، در دوران سالمندی والدین، بخش مهمی از مسئولیت مراقبت از آنان بر دوش دختران قرار میگیرد. بسیاری از زنان، حتی با وجود مخالفت همسرانشان، از پدر و مادر سالخورده خود مراقبت میکنند.
مردان سالمند معمولاً به دلیل برخورداری احتمالی از زمین، خانه یا حقوق بازنشستگی، وضعیت بهتری دارند؛ در حالی که بسیاری از زنان سالمند پس از سالها فرزندپروری و خانهداری، بدون پشتوانه مالی و وابسته به دیگران هستند. از دست دادن همسر نیز شرایط آنان را دشوارتر میکند.
برآوردهای سازمان ملل متحد نشان میدهد ۳ تا ۴ درصد جمعیت افغانستان را افراد ۶۵ سال و بالاتر تشکیل میدهند و شمار سالمندان بهتدریج در حال افزایش است. بر اساس آمار اداره ملی احصائیه و معلومات افغانستان، در سال ۱۴۰۱ حدود یک میلیون و ۴۴۵ هزار و ۷۵۰ سالمند در این کشور زندگی میکردند.
پس از بازگشت طالبان به قدرت، پرداخت حقوق بازنشستگی متوقف شد و اعتراضهای بازنشستگان برای دریافت مطالباتشان نیز بیپاسخ ماند. در نتیجه، شمار زیادی از سالمندان برای تأمین هزینههای زندگی به گدایی یا انجام کارهای سخت روی آوردهاند.
ما با خدیجه حسینی، مادر سالخوردهای در ولایت بامیان، گفتوگو کردیم. او بهسختی میتوانست راه برود. وی گفت: «من تنگی نفس دارم. دو پسرم همسر و فرزند دارند و از صبح تا شام برای قالینبافی یا پیدا کردن لقمه نانی برای خانوادههایشان کار میکنند. با وجود بیماریهایم، کارهای خانه را انجام میدهم. اگر یکی از عروسانم به کارهای خانه رسیدگی کند و من استراحت کنم، سرعت کار پایین میآید و درآمد خانواده کمتر میشود.»
همچنین به دیدار طاهره ولید در ولایت قندهار رفتیم. او از نظر مالی وضعیت بهتری داشت، اما از رفتار فرزندانش گلایهمند بود. وی گفت: «همسرم شش سال پیش بر اثر بیماری قلبی فوت کرد و خانه و زمینهایی از خود به جا گذاشت. یکی از دخترانم در خارج از افغانستان زندگی میکند. او برای این که چهار برادرانش در نگهداری از من کوتاهی نکنند، هر ماه برای من و پسری که من در خانهاش زندگی میکنم، پول میفرستد. دختر کوچکترم نیز با وجود فشارهای خانواده همسرش، تلاش میکند به دیدنم بیاید و در نظافت و رسیدگی به من کمک کند، اما نمیتواند هر روز این کار را انجام دهد.»
نامبرده ادامه داد: «در نهایت، پسر بزرگم تصمیم گرفته است که هر ماه به نوبت در خانه یکی از چهار پسرم زندگی کنم. این شیوه زندگی برای من بسیار دشوار و آزاردهنده است.»
فضیله رحمانی در گوشهای از شهر تخار زندگی میکند. زمانی که به دیدنش رفتیم، با گرمی از ما استقبال کرد و درباره زندگی خود گفت: «من و همسرم دو فرزند پسر داریم. آنان برای نگهداری از ما، تصمیم گرفتند که ما را میان خود تقسیم کنند. من با پسر بزرگم زندگی میکنم. با همسرم سالهای بسیار دشواری را در جوانی در کنار هم سپری کردیم و فرزندانمان را تا بالاترین درجههای تحصیلی رساندیم. امروز که من و همسرم بیشتر از هر زمانی به یکدیگر نیاز داریم، به تصمیم همان فرزندان مجبور شدهایم جدا از هم زندگی کنیم. همسرم با پسر کوچکترم زندگی میکند و تنها ماهی یکبار، برای یک روز، اجازه داریم در یکی از خانههای پسرانمان یکدیگر را ملاقات کنیم.»
در یکی از محلههای کابل با مادر سالخوردهای دیدار کردیم که فرزندانش توان پرداخت هزینههای درمان او را ندارند. «گاهی آرزو میکنم فقط بتوانم داروهایم را بخرم.» این سخنان را خالبیبی ولی، زن ۷۲ سالهای که در یکی از محلههای کابل زندگی میکند، با چشمانی اشکآلود بیان کرد: «پس از مرگ همسرم، با خانواده پسرم زندگی میکنم. به فشار خون، درد مفاصل و ضعف بینایی مبتلا هستم. توان کار کردن ندارم و درآمدی نیز ندارم. فرزندانم هرچه به دست میآورند، صرف نان و کرایه خانه میکنند. وقتی پول خرید دوا نباشد، مجبورم درد را تحمل کنم.»
بررسیهای سازمان جهانی بهداشت نشان میدهد بسیاری از سالمندان افغانستان با بیماریهای مزمن مانند فشار خون، دیابت، بیماریهای قلبی، مشکلات مفصلی و کاهش بینایی مواجهاند. با این حال، دسترسی آنان به خدمات درمانی، بهویژه در مناطق روستایی، محدود است و بسیاری توان پرداخت هزینه درمان و خرید دوا را ندارند.
دولتهای افغانستان نیز در سالهای گذشته برنامه مؤثری برای حمایت از سالمندان اجرا نکردهاند. در دوره حکومت پیشین، طرح ایجاد مراکز نگهداری سالمندان برای ارائه خدمات و مراقبت از آنان مطرح شد، اما این طرح با مخالفت شدید روبهرو شد و به تصویب پارلمان نرسید.