جانفدا؛ بازتعریف نقش زنان در روایت حکومتی
در میانه جنگ، نام زنان در پویش «جانفدا» بیش از همیشه برجسته شد؛ حضوری که پرسشهایی درباره چرایی پررنگشدن نقش زنان در روایت رسمی حکومت ایجاد کرده است.
ساره پورخزری
كرماشان- در هفتههای آغازین حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، جمهوری اسلامی پویشی با عنوان «جانفدا» راهاندازی کرد؛ پویشی که رسانههای حکومتی از استقبال گسترده از آن خبر دادند. در سایت رسمی این پویش، امکان ثبتنام زنان نیز بهطور مشخص پیشبینی شده بود و در توضیح آن به «درخواست مکرر بانوان» اشاره شده بود. این تأکید بر حضور زنان، این پرسش را مطرح میکند که چه جایگاهی برای آنان در روایت رسمی «جانفدا» در نظر گرفته شده است؟
این موضوع در حالی مطرح میشود که زنان در سالهای اخیر، بهویژه در خیزش انقلابی «ژن، ژیان، آزادی»، حضوری پررنگ در اعتراضات داشتهاند. همزمان، در تجمعها و مراسم حکومتی نیز حضور زنان نزدیک به حکومت برجسته شده است. در ماههای اخیر نیز اقداماتی مانند صدور گواهی موتورسواری برای زنان، طرحهای حمایتی و انتشار برخی محتواهای کنترلشده درباره آزادی زنان، بخشی از این روایت را شکل دادهاند. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که برجستهسازی حضور زنان در مقاطع بحرانی چه نقشی در روایت رسمی حکومت دارد؟
زنان؛ ویترینی برای نمایش مشروعیت حکومت
فرنگیس.س، فعال حقوق زنان، در این باره میگوید:«اگر رسانههای سلطنتطلب را بررسی کنیم، میبینیم که آنها از آزادی عمل و حق زندگی زنان در دوران پهلوی سخن میگویند و ادعا دارند که زنان در آن دوره جایگاهی ارزشمند و قدرتمند داشتهاند. اما واقعیت این است که شرایط زنان در دوران پهلوی تفاوت بنیادینی با وضعیت کنونی در جمهوری اسلامی نداشت. زنانی که رسانههای سلطنتطلب از قدرت و نفوذشان یاد میکنند، در عمل قدرت چندانی نداشتند و بیشتر بهعنوان ابزاری تبلیغاتی برای نمایش ظاهری آزادی زن به کار گرفته میشدند. اگر به ساختار جمهوری اسلامی نگاه کنیم، زنان بسیاری در بدنهی حکومت حضور دارند و حتی در مقامهای مدیریتی و ریاستی فعالیت میکنند. اما آیا این حضور به معنای آزادی و جایگاه واقعی زن در حاکمیت است؟ با قطعیت باید گفت خیر. در حکومتهای دیکتاتوری، چه پهلوی و چه جمهوری اسلامی، زنانی که در ظاهر مسئولیت دارند، در واقع تحت سلطهی نظام مردسالارانه و حکومت وقت قرار گرفتهاند و اختیار مستقلی از خود ندارند. جایگاه آنان بیشتر یک ویترین تبلیغاتی است تا نشانهای از برابری یا آزادی. بنابراین میتوان با اطمینان گفت که استفاده از زنان در ساختار حکومتهای اقتدارگرا، چه در دوران پهلوی و چه در جمهوری اسلامی، تنها یک ابزار تبلیغاتی برای مشروعیتبخشی به نظام است. این حضور نمایشی، نه نشانهی آزادی زن، بلکه بخشی از پروپاگاندای سیاسی است که تلاش میکند چهرهای متفاوت از واقعیت سرکوب و تبعیض نشان دهد. استفاده از نام زن در پویش جانفدا نیز تنها با هدف ادعای یکدست بودن انسانها در جمهوری اسلامی فارغ از نگاه تبعیضآمیز است اما این ادعا در حالی است که زنان تحت ستم در جمهوری اسلامی نه تنها نمیتوانند در نقش انسانی برای دفاع از این حکومت حضور داشته باشند بلکه بیش از هر شخص دیگری در مقابله با این حکومت هستند.»
صحبتهای بالا نشان میدهد که برجسته کردن نام زنان در پویش جانفدا و تلاشهای اخیر جمهوری اسلامی برای پررنگسازی حضور زنان، در واقع حربهای تازه از سوی حکومت است. این سیاست تبلیغاتی با هدف ساختن تصویری متفاوت از جمهوری اسلامی در سطح جهانی دنبال میشود؛ تصویری که میخواهد نشان دهد زنان نه تنها سرکوب نمیشوند، بلکه در صفوف مدافعان حکومت حضور دارند. در این چارچوب، حکومت با بازتعریف مفاهیم و خلق روایتهای نو، میکوشد چهرهای جدید از خود در میان طرفداران داخلی و مخاطبان خارجی ارائه دهد. با این حال، در لابهلای تمام این تلاشها یک حقیقت غیرقابل انکار وجود دارد و آن هم اینکه حکومتهای دیکتاتوری در ماهیت خود مخالف زنان هستند؛ هر جا چنین حکومتهایی نام زنان را برجسته کردهاند، معنایش آن است که زنان بیش از پیش تحت ستم و فشار قرار دارند. این قاعده نه تنها در جمهوری اسلامی، بلکه در دوران پهلوی نیز صادق بوده است. حال، چنین حکومتی چه جمهوری اسلامی باشد و چه پهلوی، نتیجه یکی است، زن در این ساختارها نه بهعنوان یک انسان آزاد، بلکه بهعنوان ابزاری تبلیغاتی و ویترینی برای مشروعیتبخشی به نظام اقتدارگرا به کار گرفته میشود، نظامی که واژه زن هم تهدیدی برای اوست و در هم بزنگاه سقوط، عاملی که میتواند نجاتبخش باشد و جانفدا.