رویاپردازی روی زمینهای خاکی؛ چالشهای پیشروی دختر فوتبالیست کورد در غیاب تیمهای زنانه
«هیرو جعفر»، فوتبالیست اهل اقلیم باشور کوردستان، با وجود موانع سنتی، ترک تحصیل و غیاب تیمهای رسمی ۱۱ نفره زنان، مسیر ورزشی خود را پیش میبرد. او با تمرین در کنار مردان و تکیه بر استعداد شخصی، درصدد غلبه بر محدودیتهای جامعه است.
کویه
شلیر کویی- هیرو جعفر، بازیکن فوتبال در باشگاه ورزشی کویه است. او در گفتگو با ما از چالشهای زنان هنگام ورود به عرصه ورزش و تجربه شخصی خود در فوتبال میگوید. هیرو گفت: «من از هفت سالگی عاشق ورزش، به ویژه فوتبال بودم و تا امروز هم آن را ادامه دادهام. بیگمان راهی که برای تبدیل شدن به یک فوتبالیست پیش گرفتم آسان نبود، اما هر چیزی پیش از آنکه آسان شود، سخت است. ورزش و تمرین فقط حرکت دادن عضلات نیست، بلکه برای رسیدن به موفقیت نیازمند تلاش و فداکاری است. مسئولیت بر دوش خودت است، چرا که در بسیاری از مواقع ممکن است حامی نداشته باشی، یاریات نکنند و از تو انتقاد کنند؛ اما باید همه اینها را برای خودت به هدف تبدیل کنی و به دنبال رویاهایت بروی.»
هیرو همچنین گفت: «من در راه فوتبال فداکاری کردم و تحصیلم را رها کردم تا فوتبالیست شوم. بیگمان راه آسانی نبود، اما چون هدف داشتم و میخواستم رویاهایم را با دستهای خودم محقق کنم، خدا را شکر توانستم در باشگاهها ادامه دهم؛ در باشگاههای رواندز، زنان سوران و اکنون نیز در باشگاه کویه.»
یکی دیگر از سختیها، نبود مربی بود. مجبور بودم خودم به خودم تمرین بدهم. صبحها ساعت شش بیدار میشدم، تمرین میکردم و به خودم متکی بودم. بیگمان موانعی وجود داشت و حمایتی در کار نبود، خودم باید تلاش میکردم. فداکاری یعنی اینکه برای آن وقت بگذاری و من با عشق تلاش کردم. توانستم چیزهای جدیدی یاد بگیرم. پیوستن به باشگاهها هم آسان نبود؛ از سوی باشگاه رد میشوی و مربی تو را قبول نمیکند، اما این چیزها نباید ناامیدت کند. وقتی خودم گفتم: حتی اگر حمایت هم نشوم، باز هم ادامه میدهم.
هیرو رویای بازی در رئال مادرید را دارد
«من رویاهای بزرگی دارم، به همین دلیل هیچچیزی باعث نمیشود از هدفم دست بکشم. رویا و هدف من، حتی اگر حمایتی هم نشوم، بسیار بزرگتر از این حرفهاست؛ و آن هم بازی در باشگاه اسپانیایی رئال مادرید است. بیگمان همه اینها سخت است؛ درست است که همهچیز سخت است اما غیرممکن نیست و مطمئنم روزی میرسد که به عنوان یک کرد افتخار خواهند کرد که در یک باشگاه اسپانیایی بازی میکنم.»
او علاوه بر این، نقاش و عکاس است
هیرو افتخار میکند که علاوه بر فوتبال، در نقاشی و عکاسی نیز استعداد دارد. او میگوید: «من روی استعدادهایم کار میکنم نه مدرک تحصیلی، چرا که بارها پیش میآید فرد مدرک دارد اما هیچ استعدادی ندارد. اگرچه در برخی جاها به مدرک نیاز داری، اما وقتی فوتبالیست میشوی کسی نمیپرسد مدرکت چیست؟ چون آن زمان روی استعدادت حساب میکنند، نه مدرکت.»
دوباره برای درس خواندن اقدام کرده اما رد شده است
این زن ورزشکار همچنین میگوید: «در پایه چهارم دبیرستان درس را رها کردم. خواستم برگردم، اما در آموزشکدهها به دلیل سنم من را نپذیرفتند و گفتند سنت مناسب نیست.»
زن بودن بسیار سخت است
هیرو بر این باور است زمانی که یک زن بخواهد تصمیم بگیرد و به چیزی دست یابد، زن بودن بسیار سخت میشود. در ابتدا خانواده به جای حمایت، مانع زنی میشوند که میخواهد ورزشکار شود. در کوچکترین مسئله، حتی یک لباس ورزشی هم برایش نمیخرند.
«من میگویم این را زیاد ندانید؛ اگر همیاری کنید و مستلزمات را برایش فراهم سازید، به جای اینکه دخترتان در خانه وقتش را با چیزهای بیفایده و شبکههای اجتماعی تلف کند، کاری انجام دهد بهتر است. دست فرزندانشان را برای ورود به حوزهای که خودشان دوست دارند بگیرند.»
مردم بسیار از من انتقاد میکردند
هیرو همچنین اشاره میکند زمانی که مشغول تمرین بوده، مردم به جای خسته نباشید و تشویق، از او انتقاد کرده و حتی مسخرهاش کردهاند. او میگوید: «همیشه با خودم فکر میکردم که در راه درست قرار دارم، به همین دلیل مردم از من انتقاد میکنند؛ بنابراین میگویم ورزش برای همه است، بدون تبعیض جنسیتی. ما زنانی داریم که در مسابقات کشوری هم شرکت میکنند و ما هیچچیزی از آن زنان قهرمان کم نداریم. اما من این مسائل را به سنتها و آداب و رسوم خودمان بازمیگردانم؛ چرا که وقتی یک دختر کاری انجام میدهد کسی از او تقدیر نمیکند، اما برای پسرها برعکس است.»
«برای یک زن، همهچیز از نظر جامعه بد تلقی میشود. به همین دلیل از پدر و مادرها میخواهم پشتیبان دخترانشان باشند و حمایت کردن را زیاد ندانند. درباره فوتبال زنان، تا کنون هیچ تیم ۱۱ نفره زنانی در کوردستان وجود ندارد. آنچه هست فوتسال است که متأسفانه این هم مشکل بزرگی برای ماست. به همین دلیل ناچاریم با پسران در تیم ۱۱ نفره بازی کنیم که این هم دشواریهای خودش را دارد، اما ناچاریم. وقتی پسرها میبینند من خوب و توانمند بازی میکنم، تعجب میکنند و شگفتزده میشوند. از این رو از حکومت و نهادهای ذیربط میخواهیم از تیم دختران حمایت کنند. در پایان بسیار از باشگاه ورزشی کویه تشکر میکنم که حامی اصلی ما زنان در کویه است. سالن، مکان و مربی را رایگان در اختیار ما قرار میدهند و امکانات را فراهم کردهاند؛ به ویژه برای من که از شهر دیگری آمدهام، در اینجا بسیار یاورم بودهاند.»