ورود قیام به روز دوازدهم؛ اعتصاب در روژهلات و زندان‌ها

طی روزهای اخیر شمار نقاط اعتراض و میزان مشارکت مردم افزایش یافته؛ در شهرهای مختلف سرکوب علیه معترضان گزارش شده و نهادهای حقوق بشری خارجی و داخلی کشته‌ها و بازداشت‌های گسترده را ثبت می‌کنند.

مرکز خبر- صبح پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، اعتراضات سراسری در ایران وارد روز دوازدهم شد؛ در حالی‌که فراخوان «اعتصاب سراسری» در روژهلات کوردستان اجرا می‌شود، پنج زندانی سیاسی اعلام کردند همزمان با اعتصاب عمومی کوردستان وارد اعتصاب غذا خواهند شد.

تحولات اعتراضات در ۱۲مین روز نشان می‌دهد که خیزش مردمی که از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ / ۷ دی ۱۴۰۴ آغاز شد به حداقل ۲۷ استان و بیش از ۹۰ شهر گسترش یافته است. در بیش از یک هفته و نیم خیزش، آنچه از یک شورش اقتصادی محلی(اعتراض بازاریان تهران به سقوط ارزش پول) آغاز شد، در عرض چند روز به جنبشی فراگیر بدل شد که بازارها، خوابگاه‌ها و خیابان‌های صدها شهر را دربر گرفت.

 طی روزهای اخیر شمار نقاط اعتراض و میزان مشارکت مردم افزایش یافته؛ در شهرهای مختلف کوردستان -به‌ویژه کرماشان، ایلام و لرستان- سرکوب علیه معترضان گزارش شده و نهادهای حقوق بشری خارجی و داخلی کشته‌ها و بازداشت‌های گسترده را ثبت می‌کنند. همزمان، در روژهلات فراخوان اعتصاب سراسری اجرا شده و گروه‌های سیاسی و تشکل‌ها برای همبستگی با تظاهرات سراسری بسیج شده‌اند.

به گزارش منابع میدانی از یازدهم و بامداد دوازدهمین روز اعتراضات بازار بزرگ تهران و راسته‌های سنتی‌اش اعتصاب کردند؛ تبریز و بازار تاریخی‌اش تعطیل شد؛ آبادان روزی پرجمعیت از تظاهرات را شاهد بود؛ شهرهای مرکزی از قبیل بجنورد، قزوین و شیراز نیز موج اعتراضی را تجربه کردند.

 شهرهایی مانند ملکشاهی، آبدانان، گیلان‌غرب و کرماشان از کانون‌های اصلی اعتراض بودند؛ گزارش‌ها تأکید می‌کند که گیلان‌غرب برای نخستین‌بار با شعار «ملکشاهی تنها نیست» به میدان آمد و مهران نیز در استان ایلام شاهد تجمعات حمایت از اعتراضات شده است. نشانه‌ای روشن از گسترش اعتراض فراتر از انتظارات اولیه. آمارهای مستقل نشان می‌دهند اعتراضات تا کنون در بیش از ۲۸۵ نقطه در ۹۲ شهر از ۲۷ استان ایران گزارش شده‌اند.

دو گزارش محلی نشان می‌دهد افزایش شرکت‌کنندگان در شهرهایی مانند گیلان‌غرب(کرماشان) و مهران(ایلام) که فضای محافظه‌کارانه و امنیتی‌تری بر آنها حاکم است، هم پیام نمادین دارد و هم پیام سیاسی؛ این شهرها غالباً به‌عنوان مناطقی رفتار می‌شدند که حضور گسترده اعتراض خیابانی در آن‌ها کم‌تر متصور بود. ورود این شهرها به موج اعتراضات، دو پیام قاطع می‌دهد: اول، پهنای اجتماعی خشم عمومی از طبقات و مناطق مختلف است؛ دوم، گسترش همبستگی منطقه‌ای میان دیگر شهرهای کوردستان -که قبلاً با سرکوب روبه‌رو بودند- و دیگر مناطق ایران.

این تحرک موجب شده گزارش‌های محلی از حرکتِ تجمعات به‌سمت نهادهای محلی و ادارات حکومتی حکایت کنند و شعاراتی فراتر از مطالبات صرفاً اقتصادی را طرح کنند. نهادهای مستقل حقوق بشری اعلام‌ کرده‌اند که واکنش نهادهای امنیتی و شبه‌نظامیان دولتی به اعتراض‌ها بسیار شدید بوده است.

 براساس گزارش‌های بین‌المللی و جمع‌بندی سازمان‌های حقوق بشری، دست‌کم ۲۰–۳۶ نفر تا اواسط این دور اعتراضات کشته شده‌اند و بیش از هزارها بازداشت در استان‌های مختلف ثبت شده است؛ اختلاف در آمارها تا حدی ناشی از محدودیت دسترسی به اطلاعات و تفاوت روش‌شناسی میان نهادها است. منابع بین‌المللی نیز حاکی‌اند که در استان‌های غربی (ایلام، کرمانشاه، لرستان) استفاده از گلوله جنگی گزارش شده و بیمارستان‌ها و مراکز درمانی در برخی شهرها هدف کنترل یا یورش قرار گرفته‌اند.

شبکه‌های مستقل و رسانه‌های اپوزیسیونی گزارش کرده‌اند که پنج زندانی سیاسی-وریشه مرادی، زینب جلالیان، سکینه پروانه، مطلب احمدیان و پریسا کمالی- اعلام کرده‌اند همزمان با اعتصاب عمومی در کوردستان(۱۸ دی) دست به اعتصاب غذای همبستگی خواهند زد.

 این اقدام، هم بار نمادین بالایی دارد و هم می‌تواند معطوف به هدف قرار دادن توجه داخلی و بین‌المللی به وضعیت زندانیان سیاسی باشد. چند تن از این افراد سابقه اعتصاب غذا و محرومیت‌های پزشکی دارند و گروه‌های حقوق بشری پیش‌تر نسبت به وضعیت سلامتی آنان هشدار داده بودند. هم‌زمانِ اعتصاب غذا با اعتصاب عمومی می‌تواند فشار نمادین و رسانه‌ای را بر نظام شدت بخشد.

افزون بر این، پیوند میان مبارزه درون زندان و خیابان، نوعی اتحاد عمودی میان بدنه‌ی جامعه معترض و چهره‌های سرکوب‌شده‌ی آن ایجاد می‌کند. این پیوند، نظام را در دو جبهه به چالش می‌کشد، هم در عرصه افکار عمومی جهانی و هم در ساحت درونی اقتدار خود، که با چنین مقاومت‌هایی فرسوده‌تر و متزلزل‌تر از قبل به نظر می‌رسد.

در گزارش‌های میدانی مضمون شعارها در سطوح مختلف دیده می‌شود؛  مطالبات اقتصادی و معیشتی«نان، جان، شغل» و اعتراض به سقوط ارزش پول و گرانی؛ انتقاد از سیاست‌های فسادزای حکمرانی و فرسایش خدمت عمومی؛ شعارهای سیاسی مستقیم و سخت‌گیرانه «مرگ بر دیکتاتور»، «خامنه‌ای قاتل»، و فراخوان برای کناره‌گیری نظام حکومتی؛ در مناطق کوردستانی، علاوه بر مطالبات فوق، ابعاد هویتی و حقوق و ستم ملی نیز برجسته می‌شوند؛ پیوند بین اعتراضات محلی(ملکشاهی، آبدانان) و خواستِ عدالتِ محلی و توقف سرکوب‌های هدفمند.

این تنوع و عمق مطالبات نشان می‌دهد که خیزش دی‌ماه صرفاً انفجار خشم لحظه‌ای نیست، بلکه تجمیع بحران‌های انباشته‌ی اقتصادی، سیاسی، ملیتی و تاریخی است که هر بار با سرکوب سرپوش گذاشته شده و اکنون با شدت و گستردگی بیشتری فوران کرده است. شعارها نه تنها علیه فقر و استبداد، بلکه علیه انکار و حذف نیز هستند؛ علیه سیاستی که می‌خواهد بحران را با باتوم و اعدام حل کند، اما خود منشأ اصلی بحران است. این انتقال از مطالبه معیشتی به خواستِ تغییر در ساختار سیاسی، خطرناک‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین تحول ماه‌های اخیر است.

از سوی دیگر بنابر وضعیت متشنج ملکشاهی و تعداد کشتگان هیئتی از وزیر ایرانی به دستور رئیس جمهور به ایلام اعزام شده و نورنیوز نزدیک به شورای عالی امنیت ملی ایران با لحنی نرم از لزوم دلجویی و همدلی با ملکشاهی می‌گوید. ناظران معتقد هستند با توجه به بافت خاص منطقه مسئله کشتار جوانان کورد در ملکشاهی به این سادگی قابل حل و فصل نیست.

حتی اگر حکومت در ظاهر عقب‌نشینی‌هایی تاکتیکی انجام دهد، بی‌اعتمادی عمیق شکل‌گرفته در پی این کشتار و سال‌ها تبعیض ساختاری، آن را به بحرانی تبدیل کرده که نمی‌توان با هیئت و وعده مهار کرد. این نشانه‌ای دیگر از بن‌بست حکمرانی در مناطق پیرامون و تلاش ناکام نظام برای مدیریت بحران با ابزارهای کهنه است.

اعتصاب بخش‌هایی از بازار(از تهران تا تبریز و شیراز) و حضور فعال دانشگاهیان و دانشجویان، ساختار جنبش را از یک حرکت پراکنده به شبکه‌ای ترکیبی بدل کرده که توانایی ایجاد اختلال در اقتصاد و خدمات شهری را دارد. حضور بازاریان- که سنتاً در ایران نقش سیاسی تعیین‌کننده‌ای دارند- و مشارکت دانشجویان، معلمان و کارگران نشانه‌ای ست از همپوشانی لایه‌های اجتماعیِ معترض؛ این امر می‌تواند در کوتاه‌مدت توازن نیرو را به سود معترضان تغییر دهد، و در میان‌مدت سطح بحران‌زدگی در نهادهای دولتی را افزایش دهد.

به باور کارشناسان و ناظران میدانی، ویژگی برجسته این دور از اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در این ۱۲ روز، ورود هر روزه‌ شهرها و مناطقی به موج اعتراضات است که عموماً حکومت آن‌ها را پایگاه‌های اجتماعی و ایدئولوژیک خود می‌دانست و به آن‌ها نوعی اطمینان خاطر امنیتی داشت. حضور پررنگ شهرهایی مذهبی و تا حدودی حکومتی چون قم، اراک، قزوین، دزفول و حتی بخش‌هایی از استان‌های مرکزی و شرقی، نه‌تنها معادلات امنیتی حکومت را به‌هم زده، بلکه نشان‌دهنده‌ی سرریز شدن نارضایتی در مناطقی‌ست که زمانی ستون فقرات اجتماعی جمهوری اسلامی تلقی می‌شدند.

این مسئله در کنار گسترش خیزش در روژهلات و طبقه کارگر شهری، نشان از فروپاشی عمیق مشروعیت سیاسی نظام دارد؛ جایی که نه «اصلاح از درون» باورپذیر مانده، نه سرکوب توانسته شکاف‌های انباشته را مهار کند. فروپاشی اعتماد، فراتر از طبقه و ملیت، به بحرانی هم‌زمان در وفاداری سیاسی، معیشت و آینده‌باوری بدل شده است.

تا صبح ۱۸ دی، اعتراضات دیگر صرفاً یک شورش اقتصادی نیست؛ امواج اعتراضی با ترکیب جدیدی از بازیگران- بازار، دانشجو، کارگر، فعالان مدنی و نهادهای کوردستانی- وارد فاز نمادین و سیاسی شده‌اند. ورود شهرهای محافظه‌کار و اعلام هم‌زمان اعتصاب غذا از سوی زندانیان سیاسی، رویداد را به سطحی مربوط می‌سازد که پیامدهایش فراتر از مدیریت صرف اقتصادی خواهد بود. در چنین فضایی، دو چیز تعیین‌کننده است؛ توان جنبش در نگهداشت شبکه‌های همبستگی و ظرفیت دولت در مهارِ هم‌زمانِ فشار اقتصادی و مخالفت سیاسی. اگر یکی بر دیگری غلبه کند، مسیر آینده(مصالحه محدود یا بحرانِ عمیق‌تر) شکل خواهد گرفت.