وقتی خانواده میدان نبرد ایدئولوژیها میشود؛ اسلام سیاسی و چالش تربیت نسل جدید
گزارشی از نفوذ جریانهای اسلام سیاسی در خانوادهها و تأثیر آن بر کودکان، زنان و شیوه تربیت نسل جدید در جامعه.
هیلین احمد
سلیمانی- در هر جامعهای، خانواده پایه اصلی شکلگیری زندگی اجتماعی و رشد نسلهای آینده است؛ از همین رو هر تغییر سیاسی یا اجتماعی، پیش از هر چیز بر خانواده و اعضای آن اثر میگذارد. در چند دهه گذشته، گسترش اسلام سیاسی و رسیدن برخی جریانهای آن به قدرت، پرسشهای زیادی درباره تأثیر این نوع حاکمیت بر زندگی زنان، کودکان و روابط درونخانواده ایجاد کرده است. تجربههای مختلف نشان میدهد این تغییرات تنها در سطح سیاست باقی نمانده، بلکه به درون خانهها و سبک زندگی روزمره مردم نفوذ کرده است؛ جایی که آموزشهای دینی و دورههای تابستانی کودکان، به بستری برای جهتدهی فکری و ایدئولوژیک تبدیل میشود و نگرانیهایی درباره تأثیر آن بر آگاهی خانوادهها و نسل جدید به وجود آورده است.
«اسلام سیاسی نسل جدید جامعه را هدف قرار داده است»
دیدار شهلا، روزنامهنگار، میگوید بحث اسلام سیاسی و جهتدهی فکری در جامعه، موضوعی قدیمی اما همچنان مهم است. به گفته او، پس از سال ۲۰۰۸ و گسترش رسانههای مرتبط با جریانهای اسلام سیاسی، زمینه نفوذ این تفکر در منطقه کردستان نیز بیشتر شد. او تأکید میکند این جریان تلاش دارد ایدئولوژی خود را به درون جامعه منتقل کند، اما در عین حال بخشی از جامعه همچنان در برابر آن مقاومت دارد و در انتخابات نیز حمایت گستردهای از آن دیده نمیشود. با این حال، به گفته او، ابزارهایی مانند رسانه و شبکههای اجتماعی نقش مهمی در گسترش این تفکر و حتی افزایش تنشهای اجتماعی داشتهاند و کودکان و زنان بیشتر در معرض این تأثیر قرار دارند.
«اسلام سیاسی کودکان را هدف قرار میدهد»
او همچنین میگوید این جریان از طریق برنامهها و فعالیتهای مختلف، کودکان را در سنین پایین هدف قرار میدهد و حتی در برخی موارد، آنها را به سمت پوشش اجباری یا آموزشهای خاص سوق میدهد. به باور او، این نگاه باعث افزایش خشونت و محدودیت علیه زنان شده و آنها را در چارچوبهای سختگیرانه قرار میدهد. او تأکید میکند که در برخی مناطق، ساختارهای قانونی نیز زمینه چنین فشارهایی را تقویت کردهاند و همین موضوع بر زندگی زنان و کودکان اثر مستقیم گذاشته است.
«اسلام سیاسی تا زمانی که از سوی جامعه رد نشود، در آن نفوذ میکند»
دیدار شهلا معتقد است این جریان از بستر اجتماعی استفاده میکند تا نفوذ خود را گسترش دهد و حتی مفاهیمی مانند شرم اجتماعی را بازتولید میکند. او میگوید مدارس دینی و آموزشهای جمعی نیز در برخی موارد به ابزاری برای جهتدهی فکری کودکان تبدیل شدهاند و این موضوع، اختیار و انتخاب فردی آنها را محدود میکند. به گفته او، بسیاری از کودکان به خواست خانوادهها وارد این فضاها میشوند، نه بر اساس انتخاب خودشان.
«خانوادهها باید آگاهانهتر عمل کنن»
او در پایان تأکید میکند که خانوادهها گاهی بدون آگاهی، کودکان خود را به مسیرهایی هدایت میکنند که لزوماً انتخاب خود آنها نیست. به گفته او، نقش آگاهیبخشی به والدین بسیار مهم است، زیرا آینده جامعه از نسل کودکان شکل میگیرد و اگر خانوادهها نسبت به تفاوت میان دین و اسلام سیاسی آگاه نباشند، این جریان میتواند بیش از پیش در جامعه ریشه بدواند.