توهم توطئه؛ سلاح کهنهی حکومت علیه اعتراضات ۱۴۰۴
در سیزدهمین روز اعتراضات ۱۹ دیماه، علی خامنهای بار دیگر با ارجاع به «دشمن خارجی» و «مزدوران داخلی»، اعتراضات مردمی را به بیگانگان نسبت داد؛ سخنرانیای که نه پاسخ به بحران مشروعیت، بلکه بازتولید گفتمان توطئه برای سرکوب و بیاعتبارسازی صدای معترض است.
مرکز خبر- سخنان امروز علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در بحبوحه خیزش مردمی دیماه ۱۴۰۴، بار دیگر از یک الگوی کهنه و بازتولیدشده در تاریخ اقتدارگرایی در ایران پرده برداشت، توسل به نظریه توطئه، ارجاع به دشمنان خارجی، و بازتعریف هر اعتراض مشروع بهعنوان «مزدوری برای بیگانه». این گفتمان نه تنها ریشه در سنت سرکوبگر جمهوری اسلامی دارد، بلکه در سنت تاریخی نظامهای استبدادی نیز مسبوق به سابقه است، جایی که هر گونه جنبش اعتراضی نه از دل مطالبات واقعی، بلکه بهزعم حاکم، به تحریک دشمنان خارجی معنا مییابد.
خامنهای در این سخنرانی، با اشاره به خراب شدن ساختمانهایی دولتی در تهران، نه به دلایل اعتراضی، نارضایتی اجتماعی یا بحران مشروعیت اشاره میکند، بلکه بلافاصله آن را به میل خوشآمد رئیسجمهور آمریکا نسبت میدهد. این ساختار گفتاری، یکی از اصول محوری تئوری توطئهی حاکمیتی است، انکار انگیزههای داخلی، جعل محرکهای خارجی و تحقیر آژانس سیاسی معترضان. این تئوری از اساس بر یک دگم ایدئولوژیک سوار است، یعنی «مردم، اگر مخالفاند، یا فریبخوردهاند یا خائناند».
در نظریههای انتقادی رسانهای و روانشناسی سیاسی، چنین روایتی به ایجاد یک «دشمن دروغین» میانجامد که هدفش تقویت انسجام درونساختار حاکم و توجیه خشونت علیه مخالفان و معترضان است. خامنهای در این چارچوب، واژههایی چون تخریبگر، مزدور، اغتشاشگر را بهکار میبرد، بدون هیچ اشارهای به سرکوب، بازداشتهای فلهای و گفتمان اعتراضی که عمدتاً از سوی زنان، دانشجویان، بازاریان و حتی دانشآموزان و گروههای اجتماعی بهشدت صدمهدیده از وضع موجود شکل گرفته است.
علاوهبر این، سخنرانی او با ارجاع به تاریخ (نمرود، فرعون، رضاخان...) میکوشد که دشمن امروزی (رئیسجمهور آمریکا) را در صف مستبدین تاریخی قرار دهد و با زبان تهدید، مخاطب داخلی را از همراهی با او بترساند. اما این استدلال تاریخیـ ایدئولوژیک نه تنها انسجام ندارد، بلکه مصادیق وارونهسازی واقعیت را به نمایش میگذارد، نظامی که خود با سرکوب، کشتار و انسداد سیاسی حکومت میکند، دیگران را مستبد مینامد تا چهره سرکوب خود را بپوشاند.
در نهایت، میتوان اذغان کرد که این سخنان نه تحلیلی از بحران، بلکه تداوم انکار آن است. رهبران اقتدارگرا از تئوری توطئه برای پوشاندن بحران مشروعیت استفاده میکنند، اما تاریخ نشان داده که اصرار بر دشمنسازی، بهجای گفتوگو با واقعیت جامعه، سرانجام به انزوای سیاسی، فروپاشی اخلاقی و بحران ساختاری منجر میشود.