تجمع اعتراضی باشور در همبستگی با روژآوا
دهها هزار نفر از شهروندان سلیمانی در اقلیم باشور کوردستان، در تجمعی گسترده با شعار «ژن، ژیان، آزادی» همبستگی خود را با مقاومت مردم روژآوا اعلام کردند.
سلیمانی- امروز جمعه ۳ بهمن ماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۳۰ شهر سلیمانی در اقلیم باشور کوردستان، صحنهی یکی از گستردهترین جلوههای همبستگی مردمی با روژآوا بود. در شرایطی که بارش مداوم برف و سرمای زمستانی فضا را دربر گرفته بود، دهها هزار زن، مرد و کودک با پرچمهای رنگین و ارادهای استوار به خیابانها آمدند تا بار دیگر نشان دهند که کنشگری سیاسی در کوردستان، نه واکنشی مقطعی، بلکه شکلی پایدار از مقاومت، زندگی و امید است.
سلیمانی روزهاست که بهطور مستمر شاهد تجمعات اعتراضی است؛ گویی این شهر، در ساعاتی از روز، مرزهای تحمیلی جغرافیایی را تعلیق میکند و از فاصلهای دور، روژآوا را در آغوش میگیرد. موسیقی، شعار و ریتم زندگی در خیابانها جاری است، چرا که حافظهی جمعی این جامعه آکنده از زخم، سرکوب و تجربهی تاریخی خشونت است.
در چنین بستری، بهرهگیری از رنگ، موسیقی و شعارهای زندگیبخش، برای کوردها صرفاً ابزار بیان نیست، بلکه خود شکلی از مقاومت سیاسی است؛ اعلام این حقیقت که با وجود همهی فشارها، «هنوز زندهایم، هنوز کنار هم ایستادهایم و هنوز امیدواریم.»
گروههای مختلف مردمی از نقاط گوناگون شهر، از خیابان سالم به سمت «باخ گشتی» در حرکت بودند؛ برخی پیاده و برخی با خودروهای شخصی، در حالی که پرچم کوردستان را در دست یا بر شانه داشتند. خانوادهها با کودکان خردسال، حتی در کالسکه و زیر سایبانهای کشیدهشده برای محافظت از سرما، در این حرکت جمعی حضور داشتند. این صحنهها بار دیگر نشان داد که همبستگی کوردستانی، بهویژه آنگاه که مرزهای سیاسی رنگ میبازد و چهار بخش کوردستان در روژآوا به یکدیگر میرسند، از کمنظیرترین اشکال همبستگی مردمی در خاورمیانه است. راهپیمایی امروز از نظر گستردگی و مشارکت، کمسابقه بوده است.
بخار نفسها در هوای سرد دیده میشد و صدای گامهای جمعیت بر برف، ریتمی طبیعی و منسجم به حرکت آنان میبخشید. در فواصل مختلف، شعارها با صدای بلند طنین میانداخت که «روژآوا، روژهەلات، کوردستان یه وەلات»، «بژی بەڕخودانی روژآوا»، «یهکه، یهکه، گەلێ کورد هەموو یهکه»، «دوو، دوو، یهک»، «کیام، کوردم» و در نهایت، شعار محوری «ژن، ژیان، آزادی» که فراتر از یک مطالبه، به بیان زیستسیاسی آزادی بدل شده بود، تاکیدی جمعی بر این معنا که آزادی نه صرفاً خواست، بلکه شیوهی زندگی است.
در میان جمعیت، حضور یک سوارکار جوان بر اسبی با گردن افراشته، زیر دانههای برف، جلوهای نمادین و پرشکوه به این همبستگی بخشیده بود؛ تصویری که یادآور افسانهی «دوازده سوار مریوان» و پیوند اسطوره، شجاعت و مقاومت تاریخی کوردهاست. حضور اسب در چنین راهپیماییهایی نه یک حرکت نمایشی، بلکه نشانهای از اتصال گذشتهی تاریخی به هویت جمعی امروز است.
در نقطهای دیگر، زنی با دفنوازی، حلقهای از زنان و مردان را گرد آورده بود. صدای دف با فریاد «ژن، ژیان، آزادی» درهم میآمیخت و شعارهایی چون «تروریست اردوغان» و «تروریست جولانی» فضای خیابان را پر میکرد.
دف و موسیقی سنتی کوردی همواره با هویت، مقاومت، جشن و تداوم فرهنگی پیوند خوردهاند؛ نواختن دف در خیابان، اعلام موجودیت فرهنگی و سیاسی است که تأکید بر حفظ فرهنگ، حتی در سختترین شرایط، و بازتولید حس قدرت و اتحاد جمعی.
در گوشهوکنار خیابان، زنان و دختران با گیسوهای بافتهشده و آراسته به نمادهای کوردی، از یکدیگر عکس میگرفتند و لبخند میزدند؛ گویی میخواستند بگویند که اعتراض آنان از دل عشق به زندگی برمیخیزد، نه از منطق خشونت. بدنهای زنانه در این فضا نه پنهان میشوند و نه به قربانی تقلیل مییابند؛ بلکه بدنهایی صاحب صدا هستند که هویت خود را فریاد میزنند. اینجا، اعتراض با زندگی روزمره، با بدن و با زیبایی پیوند خورده است؛ نه قهرمانسازی و نه مرگطلبی، بلکه سیاستی مبتنی بر زیستن.
راهپیمایی امروز در سرمای سخت زمستان به پایان رسید، اما پیام آن روشن بود، حضور، امری مقطعی نیست. قرار بر تداوم است، فردا و روزهای دیگر نیز خیابانها صحنهی این همبستگی خواهند بود. تا زمانی که روژآوا ایستاده و مقاومت میکند، مردم کورد در خیابانهای سلیمانیه باقی خواهند ماند.
من، بهعنوان یک زن فارس، کنشگری آگاهانه و مداوم مردم سلیمانی را نهفقط تحسین، بلکه مایهی افتخار میدانم؛ کنشگریای که فراتر از مرزهای جغرافیایی، بر بنیان ارزشهای جهانشمول آزادی، کرامت انسانی و همبستگی استوار است. حضور پیگیر آنان در خیابانها، یادآور این حقیقت است که مقاومت، زمانی به نیرویی رهاییبخش بدل میشود که از دل جامعه و با مشارکت همهجانبهی زنان، مردان و کودکان برخیزد. این کنش جمعی نشان میدهد که مبارزه برای آزادی، افقی مشترک برای همهی مردمانی است که علیه سرکوب، خشونت و حذف ایستادهاند.