تأملی بر ۳۰ ثانیه از سخنان خامنهای در سیزدهمین روز اعتراضات ۱۴۰۴
در سیزدهمین روز اعتراضات ۱۴۰۴، علی خامنهای در ویدئویی تهدیدآمیز گفت «جمهوری اسلامی با خون صدها هزار انسان روی کار آمده و در برابر تخریبها کوتاه نخواهد آمد»، جملهای که ماهیت تمامیتخواهانه نظام و اتکای آن بر سرکوب را آشکار میکند.
مرکز خبر- در حالی که از شب گذشته اینترنت بهصورت سراسری قطع شده، کانال تلگرامی حکومتی عصر ایران ویدئویی یکدقیقهای با لوگوی صدا و سیما جمهوری اسلامی منتشر کرده که حاوی ۳۰ ثانیه از سخنان تهدیدآمیز علی خامنهای در بین طرفداران حکومتییست.
در این ویدئو، رهبر جمهوری اسلامی درحالیکه برای قرائت متن تهدیدآمیز خود به کاغذ نگاه میکند و توان قرائت بدون متن کاغذی را ندارد، میگوید: «همه بدانند جمهوری اسلامی با خون صدها هزار انسان شریف روی کار آمده؛ در مقابل تخریبها کوتاه نخواهد آمد.»
این چند ثانیه نهتنها از نظر محتوای سیاسی، بلکه از نظر نشانهشناسی تصویری نیز قابل تأمل است، رهبری که حتی در اوج تهدید نیز به قرائت مکتوب نیاز دارد و نظامی که مشروعیت خود را نه از مردم، بلکه از خون و سرکوب میگیرد.
این بخش از سخنانش که جمهوری اسلامی در برابر تخریبگرها کوتاه نخواهد آمد، بار دیگر ماهیت تمامیتخواهانهی نظام سیاسی ایران را آشکار میکند، نظامی که مشروعیت خود را نه بر پایهی رضایت عمومی و مشارکت سیاسی زنده، بلکه بر پایهی خون و سرکوب تثبیت کرده است، اینکه بالاترین مقام سیاسی کشور، «ریشهدار بودن» نظام را نه به قانونمداری، توسعه یا عدالت، بلکه به کشتهشدن «صدها هزار انسان» پیوند میزند، خود اعترافیست به رابطهی خشونتمحور میان دولت و مردم؛ رابطهای که بهجای مشروعیت، از مرگ تغذیه میکند.
در ادبیات سیاسی مدرن، هیچ حکومتی تنها بهدلیل هزینهای که برای شکلگیریاش پرداخته شده، مشروع و مصون از نقد یا تغییر نمیماند. تأکید خامنهای بر «کوتاه نیامدن» در واقع پیشدستانهترین انکارِ هرگونه مطالبهی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است؛ این موضعگیری نه فقط علیه «تخریبگران» بلکه علیه هر نوع اصلاحطلبی، اعتراض مدنی یا مطالبهی دموکراتیک است. در چنین گفتمانی، هر خواستِ مردمی، به تهدیدی علیه «نظام» تقلیل داده میشود و پاسخ آن، نه گفتوگو بلکه سرکوب است.
سخن خامنهای در واقع اعلام استمرار وضعیت استثنایی و ضدسیاسی است؛ وضعیتی که در آن، حکمرانی نه با رضایت و عقلانیت سیاسی، بلکه با سرکوب، تقدیس خون و سرکشی در برابر هرگونه پاسخگویی تعریف میشود. در این منطق، «امنیت» جای «آزادی» را میگیرد و «دشمن» جای «شهروند» را. این ادبیات نه برای حل بحرانها، بلکه برای توجیه ادامهی سرکوب بهکار گرفته میشود.