شانزده سال تحول سیاسی؛ آیا وضعیت زن لیبیایی تغییر کرده است؟

پس از پانزده سال از انقلاب لیبی، چهار زن دیدگاه‌های متفاوتی درباره مسیر زنان ارائه می‌دهند؛ تصویری که نشان می‌دهد تحول واقعی از درون آغاز شده و در حضور زنان در عرصه عمومی و تصمیم‌گیری منعکس شده است.

 

منى توكا

لیبی - در ۱۷ فوریه ۲۰۱۱، جرقه انقلاب لیبی زده شد. مردم در شهرهای شرق لیبی مانند بنغازی، البيضاء و طبرق برای آزادی و عدالت به خیابان‌ها آمدند. اعتراضات مسالمت‌آمیز به زودی به یک بحران گسترده تبدیل شد و راه را برای مرحله‌ای پرچالش در سیاست و امنیت باز کرد.

از آن زمان، زنان لیبیایی وارد مرحله‌ای تاریخی شدند؛ آزمایش آزادی و مسئولیت. پس از دهه‌ها حذف از عرصه عمومی و مشارکت سیاسی، زنان با فضای باز اما پر از هرج‌ومرج، تقسیمات و ضعف نهادی روبه‌رو شدند. حالا، پانزده سال بعد، سؤال دیگر فقط درباره حق رأی یا نامزدی نیست، این حقوق قانونی شده‌اند. سؤال اصلی این است: آیا زنان توانسته‌اند این حق را به قدرت واقعی برای تأثیرگذاری تبدیل کنند؟ آیا خودآگاهی و نقششان در جامعه تغییر کرده است؟ یا مشارکت هنوز سطحی و صوری است؟

چهار زن، چهار دیدگاه متفاوت ارائه کرده‌اند، اما همگی نشان می‌دهند که تحول زنان لیبیایی از درون آغاز شده است.

 

آگاهی در حال افزایش و توانمندسازی نیازمند استمرار

زهرا موسی، خبرنگار و سفیر آگاهی‌بخشی انتخاباتی، می‌گوید سال‌های اخیر شاهد رشد تدریجی آگاهی زنان درباره انتخابات بوده‌ایم. این تغییر صرفاً نظری نبود، بلکه در جلسات آگاهی‌بخشی و گفت‌وگوهای میدانی با زنان شهرها و روستاها ملموس بود.

او توضیح می‌دهد بسیاری از زنانی که قبلاً درباره سیاست سکوت می‌کردند، حالا درباره سازوکارهای نامزدی، وظایف شوراهای محلی و نقش خود در نظارت سؤال می‌کنند. افزایش حضور زنان در انتخابات و شوراها نشان‌دهنده درک بیشتر اهمیت حضورشان در مراکز تصمیم‌گیری است.

با این حال، زهرا معتقد است این آگاهی هنوز نابرابر است و زنان در مناطق دورافتاده و روستاها به حمایت بیشتری نیاز دارند. توانمندسازی یک لحظه انتخاباتی نیست، بلکه فرایندی مداوم است که باید حضور زن در سیاست را به یک امر طبیعی تبدیل کند.

 

بین قانون و خودآگاهی

عزیزه حسین، شهروند سبها، دیدگاهی انتقادی دارد. او معتقد است پیش از ۲۰۱۱ آگاهی واقعی سیاسی وجود نداشت، و پس از انقلاب، بسیاری از زنان هنوز فرصت‌ها را به درستی استفاده نکرده‌اند.

او می‌گوید برخی زنان همچنان صرفاً به عنوان «تکمیل تعداد» بدون تأثیر واقعی در انتخابات و شوراها حضور دارند. تحول واقعی از درون آغاز می‌شود: اعتماد به نفس، آموزش سیاسی و آگاهی قانونی. به نظر او، زن باید ابتدا باور کند که صرفاً یک رأی نیست، بلکه قدرت فکر و تصمیم‌گیری دارد.

دیدگاه عزیزه حسین مسئولیت دوگانه‌ای را نشان می‌دهد: هم بر دوش جامعه که محدود می‌کند، هم بر دوش زن که باید موانع درونی خود را بشکند.

 

جهش آغاز شده و حضور زنان پررنگ‌تر شده است

زمزم احمد، فعال اجتماعی و نامزد پیشین شورای محلی، معتقد است سال‌های اخیر تغییرات ملموسی داشته است. او می‌گوید زنان توانسته‌اند حق قانونی رأی و نامزدی را به حضور واقعی در سیاست، به ویژه در سطح محلی، تبدیل کنند.

او به افزایش تعداد نامزدهای زن و تصدی مقام شهرداری توسط برخی اشاره می‌کند و این را نشانه تغییر نگرش جامعه می‌داند. تحول نه تنها در تعداد، بلکه در کیفیت برنامه و گفتمان زنان است. زنان دیگر فقط «نماینده زنان» نیستند، بلکه صاحب برنامه سیاسی و توسعه‌ای هستند.

برای زمزم، مهم‌ترین دستاورد این است که زنان از شعار به عمل واقعی آمده‌اند و دیگر مشارکت اجتماعی جایگزین مشارکت سیاسی نمی‌شود.

 

تغییر واقعی، تغییر آگاهی است

خدیجه کنای، فعال مدنی و نامزد پیشین پارلمان، می‌گوید تفاوت اصلی قبل و بعد از انقلاب در آگاهی زنان است. پیش از ۲۰۱۱، زنان جزئیات برنامه‌ها یا نحوه نامزدی را نمی‌دانستند و رأی‌دهی غالباً تحت فشار بود. امروز زنان بیشتر به حق انتخاب آزاد خود آگاه‌اند و می‌دانند باید به شایسته‌ترین و برنامه‌دارترین فرد رأی دهند.

تحول تدریجی و پیچیده است؛ مشکلاتی مانند باندبازی و منافع شخصی وجود دارد، اما جامعه به تدریج مفهوم بالغ‌تری از شهروندی را تجربه می‌کند.

 

بازسازی زنان از درون

پس از پانزده سال، زنان لیبیایی همانند گذشته نیستند. درست است که راه طولانی است و نمایندگی همیشه به معنی تأثیرگذاری نیست، اما اعتماد به نفس، جسارت و درک نقش سیاسی زنان تغییر کرده است.

تحول واقعی، گذار از اطاعت سیاسی به انتخاب آگاهانه و تلاش برای نفوذ در مرکز قدرت بوده است.

امروز زنان لیبیایی دیگر تماشاگر نیستند؛ حتی اگر کامل قواعد را در دست نگرفته باشند، فرآیند بازسازی در آگاهی، جسارت و جاه‌طلبی آغاز شده است. حق رأی آغاز بود، حق نامزدی گامی جلو، اما توانایی تغییر هنوز پروژه‌ای باز است که نیازمند بلوغ اجتماعی و نهادی و تلاش مستمر زنان است.