سفر رئیس جمهوری آمریکا به چین؛ مذاکره بر سر ایران، تایوان و آینده جنگ در خاورمیانه
سفر کنونی ترامپ به چین در میانه یکی از پیچیدهترین بحرانهای ژئوپلیتیک انجام شده است؛ جایی که جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل پایان نیافته و همزمان، موضوعاتی چون تنگه هرمز، تایوان، امنیت انرژی و رقابت قدرتهای بزرگ، همگی به یکدیگر گره خوردهاند.
مرکز خبر- سفر جدید دونالد ترامپ به چین در شرایطی انجام شد که منطقه خاورمیانه همچنان در وضعیت بیثبات و پرتنشی قرار دارد. اگرچه در هفتههای اخیر از شدت درگیری مستقیم میان ایران، آمریکا و اسرائیل کاسته شده، اما نشانهای از پایان واقعی بحران دیده نمیشود و وضعیت موجود بیشتر به یک «آتشبس شکننده» با مذاکراتی مبهم شباهت دارد تا صلح پایدار.
در این میان، نگرانی اصلی واشنگتن آن است که ایران بتواند در دوران پساجنگ، بهویژه از طریق همکاریهای پنهان با چین یا انتقال تجهیزات نظامی از مسیر کشورهای ثالث بار دیگر توان نظامی و شبکه بازدارندگی خود را بازسازی کند. هرچند پکن تا زمان تنظیم این گزارش بهصورت رسمی تضمینی علنی درباره توقف کامل حمایتهای احتمالی نظامی به تهران ارائه نکرده، اما گزارشها و ارزیابیهای اطلاعاتی همچنان از احتمال انتقال غیرمستقیم قطعات پهپادی، فناوریهای راداری و تجهیزات دفاعی از طریق بازیگران واسطه حکایت دارند.
ایران؛ محور پنهان مذاکرات پکن
اگرچه بر اساس اخبار منتشرشده در ظاهر، دستور کار رسمی دیدار ترامپ و رئیسجمهور چین بر موضوعاتی چون تجارت، تعرفهها و تنشهای تایوان متمرکز بود، اما در عمل، پرونده ایران به یکی از مهمترین محورهای پشتپرده مذاکرات تبدیل شده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، ترامپ تلاش کرده پکن را برای کمک به مهار ایران، جلوگیری از احیای توان نظامی تهران و کاهش تنشهای منطقهای تحت فشار قرار دهد. از نگاه آمریکا، چین تنها کشوری است که همزمان چند اهرم کلیدی در قبال ایران در اختیار دارد؛ این کشور بزرگترین خریدار انرژی ایران است، نفوذ اقتصادی قابلتوجهی بر تهران دارد و همچنین میتواند مسیرهای مالی و لجستیکی مرتبط با دور زدن تحریمها را محدود یا تسهیل کند. واشنگتن بهخوبی میداند که بدون همکاری نسبی چین، اعمال فشار کامل بر ایران تقریباً غیرممکن خواهد بود. به همین دلیل، دولت ترامپ تلاش کرده پرونده ایران را به موضوعات اقتصادی و حتی بحران تایوان پیوند بزند.
تایوان؛ اهرم فشار چین علیه آمریکا
در جریان این دیدار، شی جینپینگ بار دیگر تأکید کرد که مسئله تایوان «مهمترین موضوع روابط چین و آمریکا» است و هشدار داد که اگر این پرونده بهدرستی مدیریت نشود، میتواند دو کشور را به سمت تنش و حتی درگیری مستقیم سوق دهد. او همچنین اعلام کرد که استقلال تایوان و صلح در تنگه تایوان «مانند آتش و آب» ناسازگار هستند. این موضعگیری در واقع پیامی روشن به واشنگتن بود؛ اینکه اگر آمریکا انتظار دارد چین در مهار ایران همکاری کند، باید در شرق آسیا نیز از شدت فشارها علیه پکن بکاهد یا دستکم در موضوع تایوان رویکرد محتاطانهتری اتخاذ کند. چین تلاش میکند از بحران خاورمیانه بهعنوان ابزاری برای کاهش فشار آمریکا در شرق آسیا استفاده کند. پکن بهخوبی میداند که آمریکا همزمان نمیتواند وارد یک جنگ فرسایشی در خاورمیانه شود و در عین حال آمادگی کامل برای رویارویی احتمالی بر سر تایوان را حفظ کند.
تنگه هرمز؛ نقطه اشتراک کمسابقه چین و آمریکا
یکی از مهمترین و شاید غیرمنتظرهترین تحولات سفر کنونی، گزارش توافق چین و آمریکا درباره مخالفت با دریافت عوارض از کشتیها در تنگه هرمز بود. طبق گزارشها، دو طرف توافق کردهاند که هیچ کشوری نباید حق اخذ عوارض از مسیرهای بینالمللی این تنگه را داشته باشد. این توافق را میتوان پیامی مستقیم به ایران تلقی کرد؛ بهویژه در شرایطی که تهران طی ماههای گذشته بارها تهدید کرده بود در واکنش به حملات آمریکا و اسرائیل، کنترل سختگیرانهتری بر تنگه هرمز اعمال خواهد کرد. تنگهای که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند و هرگونه اختلال در آن میتواند اقتصاد جهانی را با شوک جدی مواجه کند. در برخی مقاطع نیز گزارشهایی درباره محدود شدن عبور کشتیها و هشدارهای نظامی ایران منتشر شد. از سوی دیگر، چین وابستگی بالایی به نفت خلیج فارس دارد و هرگونه بحران در هرمز میتواند امنیت انرژی این کشور را تهدید کند. به همین دلیل، بهنظر میرسد پکن برخلاف برخی دورههای گذشته، اینبار تمایل ندارد بهطور کامل در کنار تهران قرار گیرد.
در واقع، چین اکنون میان دو نگرانی اساسی گرفتار شده است؛ از یکسو نمیخواهد فروپاشی یا تضعیف شدید ایران موجب گسترش نفوذ آمریکا در منطقه شود و از سوی دیگر، نمیخواهد اقدامات تنشزای تهران اقتصاد چین و مسیر انرژی جهانی را با بحران روبهرو کند.
نگرانی آمریکا از ارسال غیرمستقیم سلاح
در همین راستا، برخی گزارشها حاکی از آن است که آمریکا از چین تضمینهایی درباره عدم ارسال مستقیم سلاح به ایران دریافت کرده است. حتی برخی مقامهای آمریکایی مدعی شدهاند پکن متعهد شده برخی سامانههای پدافندی خاص را به تهران منتقل نکند. با این حال، نگرانی اصلی واشنگتن موضوع «ارسال غیرمستقیم» تجهیزات نظامی است. در سالهای اخیر، شبکههای پیچیدهای برای انتقال فناوری و تجهیزات حساس از طریق کشورهای واسطه شکل گرفتهاند؛ کشورهایی که ممکن است رسماً درگیر نباشند، اما نقش کانال انتقال را ایفا کنند. به همین دلیل، حتی اگر چین فروش مستقیم سلاح به ایران را انکار کند، همچنان احتمال انتقال فناوریهای دوگانه، قطعات صنعتی، تجهیزات الکترونیکی و فناوری پهپادی وجود دارد. آمریکا دقیقاً نگران همین مسئله است، زیرا تجربه جنگ اوکراین نشان داد بسیاری از تجهیزات حساس میتوانند از طریق شبکههای غیررسمی و شرکتهای واسطه منتقل شوند.
آینده جنگ؛ ادامه تنش یا حرکت بهسوی توافق؟
در شرایط کنونی، چند سناریوی اصلی درباره آینده بحران قابل تصور است. نخستین و محتملترین سناریو، ادامه وضعیت فعلی است؛ یعنی نه جنگ تمامعیار و نه صلح واقعی. در چنین شرایطی، حملات محدود و پراکنده ادامه خواهد داشت، مذاکرات پشتپرده جریان پیدا میکند و همه طرفها تلاش خواهند کرد زمان بخرند. آمریکا نیز احتمالاً میکوشد ایران را در وضعیت فرسایشی اقتصادی و نظامی نگه دارد تا تهران نتواند نفوذ منطقهای خود را بازسازی کند.
سناریوی دوم، شکلگیری یک توافق محدود است. اگر چین فشار بیشتری بر تهران وارد کند، ممکن است نوعی توافق موقت شکل گیرد؛ توافقی که در آن ایران بخشی از فعالیتهای نظامی و هستهای خود را محدود کند، آمریکا بخشی از فشارهای اقتصادی را کاهش دهد و امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز تضمین شود. با این حال، سطح بیاعتمادی میان تهران و واشنگتن بهاندازهای بالاست که حتی یک توافق موقت نیز بسیار شکننده خواهد بود.
و اما سناریوی سوم، بازگشت دوباره جنگ است؛ بهویژه اگر ایران احساس کند در حال محاصره کامل قرار گرفته، مسیرهای مالی و تسلیحاتیاش قطع شده یا اسرائیل بار دیگر حملات گستردهای را آغاز کند. در چنین شرایطی، احتمال شعلهور شدن دوباره درگیریها وجود دارد و تنگه هرمز بار دیگر میتواند به مرکز بحران جهانی تبدیل شود؛ بحرانی که بازار انرژی جهان را نیز با شوک تازهای مواجه خواهد کرد.
در مجموع میتوان گفت، سفر ترامپ تلاشی برای مدیریت همزمان سه بحران بزرگ بود؛ مهار ایران، جلوگیری از بحران انرژی در تنگه هرمز و کنترل رقابت فزاینده آمریکا و چین بر سر تایوان.
با این حال، واقعیت آن است که هیچیک از این بحرانها هنوز حل نشدهاند. ایران همچنان بازیگری تعیینکننده در خاورمیانه است، چین نمیخواهد تهران را بهطور کامل از دست بدهد و آمریکا نیز در تلاش است بدون ورود به یک جنگ بلندمدت دیگر، نفوذ منطقهای ایران را محدود کند.
در نتیجه، جهان فعلاً وارد دورهای از «صلح ناپایدار» شده است، وضعیتی که در آن، یک حمله محدود، یک اشتباه نظامی یا حتی حادثهای در تنگه هرمز میتواند بار دیگر منطقه و جهان را به نقطه انفجار بازگرداند؛ بهویژه در شرایطی که بهنظر میرسد بخشی از ساختار قدرت در ایران نیز ادامه جنگ فرسایشی را همچنان در راستای منافع راهبردی خود میبیند.