نوروز در سایه جنگ و سرکوب؛ از جشن باستانی تا نماد مقاومت در افغانستان
نوروز، جشن کهن و سرشار از امید در افغانستان، در سالهای اخیر زیر سایه جنگ، فقر و محدودیتهای اجتماعی رنگ باخته است؛ جایی که حذف زنان از فضای عمومی و تداوم خشونت، این آیین را از یک جشن جمعی به نمادی از مقاومت و حفظ هویت فرهنگی تبدیل کرده است.
بهاران لهیب
کابل- نوروز یکی از بااهمیتترین روزهای تاریخی در افغانستان است که همهساله توسط مردم با شکوه تجلیل میشود. مردم افغانستان بر این باورند که پیش از آغاز سال نو باید تمام وسایل خانه، دفتر کار و یا هر مکانی که در آن زندگی میکنند پاکسازی شود تا در کنار تمیزی، غم و اندوههای سال گذشته نیز از بین برود.
اما با آغاز جنگ از سال ۱۳۵۷ تا امروز، که دولتهای مستبد، خودکامه و یا فاسد قدرت را به دست گرفتهاند، میلیونها جوان، دختر و پسر، در این جریان کشته یا ناپدید شدهاند. در نتیجه، سطح بیسوادی، بیکاری، فقر و مهاجرتهای اجباری روزبهروز افزایش یافته است. این وضعیت باعث شده که انگیزه تجلیل از چنین روزهایی در میان مردم کمرنگ شود.
پیش از جنگ و تجاوز افغانستان توسط روسها، مردم افغانستان در هر سطح اقتصادی که بودند، برای شادی و تجدید روحیه از خانهها بیرون میشدند و به گفته خودشان به مکانهای تفریحی میرفتند تا «سبزه لگد» کنند و باور داشتند که تا پایان سال سبز و خرم خواهند ماند.
در بیش از چهار دهه جنگ، پیش از هر نوروز یا عید، دولتهای حاکم با وقوع قتلعامها، حملات انتحاری، انفجارها و یا حتی حمله به مراکز آسیبپذیر مانند مراکز درمان معتادین، دهها و یا صدها تن را به کام مرگ فرستادهاند. این رویدادها باعث شده که مردم افغانستان بهجای آمادگی برای جشن، در غم و اندوه فرو روند.
با وجود این همه بدبختیها، جنایات و جنگ، در دوره حاکمیت طالبان، تجلیل از چنین روزهای تاریخی به نوعی مقاومت و مبارزه تبدیل شده است.
دیروز شنبه ۱ فروردین، روز اول سال نو بود. زنان معترض افغانستان در داخل و خارج از کشور، بهرغم این که نوروز از سوی طالبان «کفر» خوانده شده است، این روز را تجلیل کردند. اما در اکثریت ولایات، بزرگداشت نوروز تنها در سطح کودکان و نوجوانان پسر باقی مانده بود.
دیروز به محلی رفتیم که معمولاً خانوادهها برای تجلیل از سال نو به آنجا میآمدند. اما تنها با پسران خردسال و نوجوان روبهرو شدیم. از حضور زنان و دختران، حتی خردسال، خبری نبود.
تپهای در کابل وجود دارد که در نوروز، خانوادههای زیادی برای تفریح به آنجا میآمدند. این تپه در کنار گلها و سبزههای خودروی، با حضور زنان و کودکان در لباسهای رنگارنگ، زیبایی دوچندانی پیدا میکرد.
اما دیروز هیچ زنی در آنجا حضور نداشت. افراد امر به معروف در محل حضور داشتند و مانع ورود زنان میشدند. از سوی دیگر، چند روز پیش، در حملهای هوایی که پاکستان انجام داد، یکی از مظلومترین اقشار جامعه افغانستان، یعنی معتادین، هدف قرار گرفتند و حدود ششصد تن از آنان کشته شدند. این حادثه باعث شد که خانوادههای زیادی در سراسر افغانستان داغدار شوند و دیگران نیز در همدردی با آنان اندوهگین باشند.
در عین حال، حکومت طالبان از لحاظ نظامی آنچنان ضعیف ظاهر شده که توانایی پاسخگویی یا حمایت موثر از مردم افغانستان را ندارد. سطح همدردی آنان با مردم در این حادثه خونین، تنها به دفن جمعی شهدا در یک محل در کابل محدود شد.
ما با دوستان خود در ولایات مختلف تماس گرفتیم تا از وضعیت تجلیل نوروز آگاه شویم. آنان گفتند که وضعیت در آن ولایات نیز مشابه است؛ هیچکس لبخندی بر لب ندارد و شور و شوقی در میان مردم دیده نمیشود. به همین دلایل افغانستان در فهرست پایین ناخوشترین کشورهای جهان بار دیگر قرار گرفت.
مردم افغانستان باور دارند که اگر در روز اول سال لباس نو بپوشند، تمام سال را با خوشی سپری خواهند کرد. اما در شرایط کنونی، با وجود فقر گسترده، سرکوب طالبان و حوادث خونین اخیر، از لباس نو بر تن اکثر مردم خبری نبود.
نوروز در افغانستان دیگر تنها یک جشن باستانی نیست، بلکه به آینهای از وضعیت اجتماعی، سیاسی و انسانی این کشور تبدیل شده است. در حالیکه مردم در میان فقر، سرکوب و ناامنی زندگی میکنند، تجلیل از نوروز بهجای شادی، به نمادی از مقاومت، همبستگی و زنده نگهداشتن هویت فرهنگی بدل شده است. با این حال، امید به روزی که این جشن دوباره با حضور همه اقشار جامعه، بهویژه زنان و کودکان، با شادی و آزادی تجلیل شود.