نقش والدین و معلمان در عبور سالم نوجوانان از بحران هویت

هاژه طاها، دکترای روان‌شناسی و متخصص رفتار نوجوانان، می‌گوید: والدین و معلمان باید با نوجوانان دوست باشند و با آنها گفت‌وگو کنند. درک روان‌شناسی نوجوانان بسیار مهم است؛ زیرا نوجوان در این دوره در جست‌وجوی هویت خود است.

شلیر کویی

کویه- نوجوانان، علاوه بر درگیری‌های شخصی و محدودیت‌ها و فشارهایی که از سوی دیگران بر آنها تحمیل می‌شود، به دلیل رشد فکری و ورود تدریجی به دنیای بزرگسالی نیز با چالش‌های مختلفی روبه‌رو می‌شوند. در بسیاری از موارد، این شرایط باعث شکل‌گیری مشکلات خانوادگی و اجتماعی می‌شود.

هاژه طاها، دکترای روان‌شناسی از بخش روان‌شناسی و آموزش دانشگاه کویه، در گفت‌وگویی با خبرگزاری مان درباره مشکلات نوجوانان و نحوه برخورد والدین و جامعه با آنها سخن گفته و توضیح می‌دهد که چگونه می‌توان از بروز آسیب‌ها و مشکلات بیشتر در این دوران جلوگیری کرد.

 

مهم‌ترین چالش‌های دوران نوجوانی

هاژه طاها با اشاره به اینکه بخش جلویی مغز نوجوان، که مسئول کنترل احساسات و عواطف است، هنوز به‌طور کامل رشد نکرده است، می‌گوید نوجوانان در این دوره بیشتر در معرض اشتباه، هیجان و سردرگمی قرار دارند.

به گفته او، یکی از مهم‌ترین مشکلات نوجوانان امروزی، استفاده بیش از حد از تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی است. ارتباط با افراد ناشناس در فضای مجازی نیز می‌تواند زمینه‌ساز مشکلات اجتماعی مختلفی شود.

او می‌گوید: «نوجوان امروز تقریباً همیشه تلفن همراهی در دست دارد. یکی از دلایل این مسئله این است که بخش جلویی مغز او هنوز به‌طور کامل رشد نکرده و بخش‌های عاطفی و احساسی در تصمیم‌گیری‌هایش نقش زیادی دارند. به همین دلیل، نوجوان هنوز نمی‌تواند به‌خوبی رفتار خود، به‌ویژه احساسات و هیجاناتش، را کنترل کند و در بسیاری از مواقع ممکن است تصمیم‌های اشتباه بگیرد. برای مثال، ممکن است با افراد نامناسب ارتباط برقرار کند یا از طریق شبکه‌های اجتماعی وارد موقعیت‌هایی شود که برایش مشکل ایجاد کند. این مسائل گاهی به مشکلات جدی اجتماعی تبدیل می‌شوند.»

او همچنین به مسئله تقلید از دیگران اشاره می‌کند و می‌گوید نوجوانان در این سن تمایل زیادی به الگوبرداری از اطرافیان خود دارند. به گفته او، بسیاری از والدین از این موضوع شکایت دارند که فرزندشان بیش از حد از تلفن همراه استفاده می‌کند، شب‌ها دیر می‌خوابد یا وقت زیادی را در فضای مجازی می‌گذراند. اما بخشی از این رفتارها را باید از ویژگی‌های طبیعی دوران نوجوانی دانست؛ زیرا نوجوان در این دوره در تلاش است هویت و شخصیت مستقل خود را پیدا کند.

در بسیاری از موارد، مشکل اصلی این است که والدین با معیارها و تجربه‌های دوران نوجوانی خودشان به فرزندشان نگاه می‌کنند و انتظار دارند او نیز مانند نسل آنها رفتار کند.

او در ادامه می‌گوید یکی دیگر از ویژگی‌های این دوران، اصرار نوجوان بر خواسته‌ها و نظرهای خودش است. «نوجوان در بسیاری از مواقع حرف‌شنوی ندارد. ممکن است حرف یک دوست برایش بسیار مهم‌تر و قابل‌قبول‌تر از توصیه‌های پدر و مادرش باشد. به همین دلیل، والدین با مشکلاتی مانند بیدار ماندن فرزند تا نیمه‌های شب، استفاده زیاد از تلفن همراه، افت تحصیلی یا حتی ترجیح دادن دوستان به پدر و مادر روبه‌رو می‌شوند.»

 

درک روان‌شناسی نوجوان

هاژه طاها معتقد است اگر والدین روان‌شناسی نوجوانان را به‌درستی بشناسند، متوجه می‌شوند که بسیاری از این رفتارها تا حدی طبیعی است.

او می‌گوید: «نوجوان در جست‌وجوی هویت خودش است و در این دوره با نوعی بحران هویت روبه‌رو می‌شود. به همین دلیل، ممکن است از نظر روحی دچار آشفتگی و ناآرامی شود. از سوی دیگر، بدن نوجوان با سرعت زیادی تغییر می‌کند. قدش بلند می‌شود، چهره و پوستش تغییر می‌کند و تغییرات جسمی مختلفی را تجربه می‌کند. این تغییرات می‌توانند باعث نگرانی و اضطراب او شوند.»

اما به گفته او، مشکل اصلی در بسیاری از خانواده‌ها زمانی ایجاد می‌شود که والدین نمی‌دانند با این تغییرات چگونه برخورد کنند. «پدر و مادر از یک طرف به فرزندشان می‌گویند: "تو هنوز بچه‌ای"، اما از طرف دیگر، در بعضی موقعیت‌ها می‌گویند: "خجالت بکش، دیگر بزرگ شده‌ای." نوجوان در چنین شرایطی دچار سردرگمی می‌شود و از خودش می‌پرسد: بالاخره من بچه‌ام یا بزرگ شده‌ام؟ مثلاً ممکن است در یک جمع، دختر نوجوانی صحبت کند و مادرش به او بگوید: "خجالت بکش، حرف نزن؛ تو هنوز بچه‌ای." در حالی که دیگران به او می‌گویند: "نه، اشکالی ندارد؛ او دیگر بزرگ شده است." در این شرایط، نوجوان نمی‌داند باید چگونه رفتار کند. او بین دوران کودکی و بزرگسالی قرار گرفته است.»

هاژه طاها تأکید می‌کند که نوجوان از نظر جسمی ممکن است بزرگ شده باشد، اما از نظر فکری، عاطفی و اجتماعی هنوز در حال رشد است.

او می‌گوید اگر بخواهیم تعریف ساده‌ای از نوجوان ارائه دهیم، نوجوانی مرحله‌ای از زندگی است که تقریباً از ۱۲ سالگی آغاز می‌شود و تا ۱۸ سالگی یا حتی در برخی افراد تا ۲۲ سالگی ادامه پیدا می‌کند.

برخی افراد نیز دیرتر به بلوغ فکری و اجتماعی می‌رسند و ممکن است حتی در ۲۲ سالگی همچنان تفکر و رفتارهایی شبیه نوجوانان داشته باشند.

 

نوجوان باید استقلال داشته باشد

هاژه طاها در ادامه خطاب به والدین می‌گوید: «من بارها به پدر و مادرها می‌گویم که اگر موضوعی از نظر دین و قانون مجاز است و از نظر فرهنگی نیز مشکلی ندارد، نباید از آموزش آن به فرزندانمان خجالت بکشیم. در فرهنگ ما احترام به بزرگ‌ترها اهمیت زیادی دارد. نباید مقابل پدر و مادر با صدای بلند صحبت کرد، باید به معلم احترام گذاشت و در حضور بزرگ‌ترها آداب خاصی را رعایت کرد. اما در کنار این مسائل، نوجوان باید استقلال هم داشته باشد. باید به او اجازه بدهیم چیزهای جدید را تجربه کند. مثلاً اگر به مجله‌ای علاقه دارد، برایش تهیه کنیم یا اجازه بدهیم وقتی مقداری پول پس‌انداز کرد، خودش کتاب مورد علاقه‌اش را با پول خودش بخرد. وقتی نوجوان کتاب را با پول خودش می‌خرد، احتمال اینکه آن را بخواند بیشتر است؛ اما اگر شما برایش کتاب بخرید، ممکن است اصلاً سراغش نرود. باید به نوجوان تا حدی که برایش مناسب است استقلال بدهیم و اجازه دهیم گاهی با خودش خلوت کند. در عین حال، نباید او را رها کنیم. بهتر است دعوتش کنیم و بگوییم: "بیا، دوست داریم کنار ما باشی. از نظر من و با توجه به تجربه‌ای که در زندگی داشته‌ام، بهتر است با هم صحبت کنیم."»

او اضافه می‌کند: «نوجوانان خیلی وقت‌ها به والدین می‌گویند: "زندگی من با تو فرق دارد؛ تو متعلق به نسل دیگری هستی." به همین دلیل، بهتر است بیش از حد به آنها فشار نیاوریم. باید گفت‌وگو کنیم، آرامش داشته باشیم و برای تربیت آنها برنامه داشته باشیم. نباید انتظار داشته باشیم فرزندمان یک‌شبه تغییر کند. هیچ مشکلی با عجله، ترس، مجازات شدید و خشونت حل نمی‌شود. خشونت را نمی‌توان با خشونت درمان کرد.»

 

«در کنار آموزش، تربیت هم ضروری است»

هاژه طاها درباره نقش معلمان نیز می‌گوید: «معلم باید شنونده خوبی برای دانش‌آموز باشد و تلاش کند شخصیت سالمی در او شکل بگیرد. البته درس و علم بسیار مهم است، اما ما نام این نهاد را "وزارت آموزش و پرورش" گذاشته‌ایم، نه "وزارت علم و دانش". بنابراین آموزش تنها به درس و کتاب محدود نمی‌شود و تربیت نیز بخشی از وظیفه آن است. معلم می‌تواند حتی ۱۰ دقیقه پیش از شروع درس، با دانش‌آموزان صحبت کند، به حرف‌هایشان گوش دهد، مشکلاتشان را بشناسد و به نوعی دوست و همراه آنها باشد.»

او درباره نقش جامعه نیز می‌گوید: «امروزه در شبکه‌های اجتماعی، گاهی یک دانش‌آموز یا نوجوان صحبت می‌کند و ممکن است اشتباهی داشته باشد. بلافاصله عده‌ای با کلمات توهین‌آمیز و کامنت‌های زشت به او حمله می‌کنند. وقتی یک نوجوان را این‌گونه تحقیر می‌کنید، در درون او خشم و کینه ایجاد می‌شود و ممکن است از نظر روحی و روانی دچار آسیب شود. در نتیجه، شخصیتی ناسالم در او شکل می‌گیرد و حتی ممکن است در آینده به دنبال انتقام از دیگران باشد. چرا باید یک نوجوان را به چنین شرایطی برسانیم؟»

 

«حرف زدن مثل بذری است که در زمین می‌کارید؛ روزی جوانه می‌زند»

هاژه طاها در پایان سخنانش می‌گوید: «من خودم مادر دو نوجوان هستم و به نظر من، والدین باید با فرزندانشان دوست باشند و کنار آنها بنشینند. اگر مثلاً نوجوان به یوتیوب، یک خواننده یا یک آهنگ خاص علاقه دارد، ما هم گاهی کنار او بنشینیم. اگر فیلمی را دوست دارد، با او همان فیلم را تماشا کنیم و درباره‌اش صحبت کنیم. من خودم همین کار را انجام می‌دهم. کنار فرزندانم می‌نشینم و اگر مشکلی داشته باشند، اگر عادت نامناسبی داشته باشند یا مثلاً دیر از خواب بیدار شوند، سعی می‌کنم در کنارشان باشم و با آنها صحبت کنم. من همیشه می‌گویم: حرف زدن مثل بذری است که در زمین می‌کارید؛ روزی می‌رسد که جوانه می‌زند. شاید نوجوان امروز حرف شما را جدی نگیرد، اما این حرف در ذهن و وجود او باقی می‌ماند و وقتی بزرگ‌تر شد، تأثیرش را نشان می‌دهد. بنابراین، ما به‌عنوان پدر و مادر نباید فرزندانمان را رها کنیم یا از آنها روی برگردانیم. پدر و مادر در برابر فرزند خود مسئول هستند و در برابر جامعه نیز مسئولیت دارند.»