نگاهی مقدماتی به اعتراضات دی‌ماه ١۴۰۴

اعتراض‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ از مرز مطالبات جداگانه معیشتی و سیاسی عبور کرده و با هم‌گرایی بی‌سابقه میان دانشگاه، بازار و خیابان، به یک اعتراض فراطبقاتی بدل شده است؛ وضعیتی که نظم امنیتی حاکم را با چالشی جدی روبه‌رو می‌کند.

شیلان سقزی

مرکز خبر- اعتراض‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ ایران صرفاً بازتاب نارضایتی معیشتی یا خشم سیاسی نیست؛ بلکه ما شاهد شکل‌گیری یک «هم‌گرایی طبقاتی» بی‌سابقه هستیم؛ پیوندی نانوشته میان طبقه به حاشیه‌رانده شده معترضِ و طبقه متوسطِ مطالبه‌گر سیاسی که می‌تواند جمعیت وسیعی از دانشجویان، بازاریان و شهروندان را در مسیر یک اعتراض مشترک قرار دهد و امنیت حکومتی را به چالش بکشد.

 

 هم‌گرایی طبقاتی در اعتراض‌ها و کابوس نظم امنیتی

اگر در خیزش‌های پیشین، طبقه فرودست عمدتاً حول مطالبات اقتصادی و طبقه متوسط حول مطالبات سیاسی و مدنی سازمان‌یافته می‌شدند، در دی‌ماه ۱۴۰۴ این مرزبندی‌ها محو شده است. آنچه رخ داده، نه صرفاً دو نوع اعتراض موازی، بلکه اتحاد عملی و هم‌گرایی طبقاتی است؛ پیوندی که معادلات سرکوب و سیاست‌گذاری حاکمیت را به بنیاد لرزاند.

در این خیزش سه ضلع اصلی پدیدار شده است، «دانشگاه» به‌عنوان موتور ایدئولوژیک و سیاسی، جایی که تفکر انتقادی، رادیکالیسم اجتماعی و روایتگری اعتراض شکل گرفت. «بازار» هم به‌عنوان شاهرگ حیاتی لجستیکی و اقتصادی که با اعتصابات و تعطیلی‌ها ضربه‌ای واقعی به اقتصاد روزمره وارد کرد و «خیابان» هم به‌عنوان عرصه عملیاتی توده‌ای که تجمعات، شعارها و حضور انبوه اما با احتیاط را به نمایش گذاشته است. این سه ضلع، هر کدام نماد نوعی اعتراض هستند، دانشگاه نماد نقد ایدئولوژیک-سیاسی، بازار نماد بحران معیشتی و خیابان نماد اراده جمعی برای تغییر. اتحاد این سه نشان داد که اعتراض در ایران دیگر محدود به یک طبقه اجتماعی یا یک موضوع خاص نیست؛ بلکه اعتراض به‌مثابه یک پروژه اجتماعی فراطبقاتی متبلور شده است.

 

چرا این هم‌گرایی مهم است؟

در گذشته اعتراض‌های اقتصادی، اغلب در حاشیه‌ی مبارزات سیاسی باقی می‌ماند و اعتراض‌های سیاسی نیز با حمایت محدود طبقه متوسط دنبال می‌شد. اما اکنون مردم گرسنه و طبقه متوسط نگران آزادی‌های مدنی  در میدان واحدی تجمع یافته‌اند، «نانِ گران» دیگر فقط یک مشکل اقتصادی نیست، بلکه نمادی از ناکارآمدی نظام اجتماعی و سیاسی؛ «بی‌عدالتی‌های قضایی و سیاسی» دیگر یک مسئله نخبه‌گرا نیست، بلکه مسئله‌ای است که زندگی روزمره مردم را خراش می‌دهد. در این چارچوب، «نان» و «آزادی» دیگر دو خواسته مستقل نیستند، بلکه وجه‌های یک بحران مشترک‌اند.

 

 چرا حکومت از این هم‌گرایی وحشت دارد؟

ساختارهای امنیتی و رسانه‌های وابسته به دولت به روشنی نشان دادند که از این نوع اعتراض هراس دارند، چون دو ویژگی این هم‌گرایی برای حاکمیت تهدیدناک است. یک فراطبقاتی بودن اعتراض و دوم چندمحوری بودن اعتراض.

وقتی طبقات مختلف از کارگر تا دانشجو، از بازاری تا کارمند، حول یک خواسته مشترک متحد می‌شوند، دیگر سرکوبِ طبقه‌ای خاص جوابگو نیست. دوم اینکه این پیوند محوری سه‌گانه (دانشگاه - بازار -خیابان) باعث می‌شود هر اقدام امنیتی علیه یک ضلع، دیگر اضلاع را تحریک کند و قطب‌های اعتراض را تقویت نماید. برای حکومت، سرکوب دانشجویان یک مسئله است، سرکوب اعتصابات بازار مسئله‌ای دیگر و مدیریت تجمعات خیابانی مسئله‌ای سوم، اما زمانی که این سه به‌هم گره می‌خورند، سرکوب یک ضلع مانند چراغی برای دستور کار ضلع دیگر عمل می‌کند و دامنه نارضایتی را وسیع‌تر می‌سازد.

 

 مقایسه با اعتراض‌های پیشین

در اعتراض‌های سال‌های گذشته شاهد بودیم که اعتراض اقتصادی مثل اعتراضات نان (سال‌های ۹۶ و ۹۸) به سرعت از اصلی‌ترین محورهای جامعه‌گریز تبدیل شد؛ اعتراض‌های دانشجویی و مدنی عمدتاً در چارچوب کلاسیک حقوق بشری و سیاسی دنبال می‌شد؛ هر یک از این دو معمولاً به‌صورت جداگانه قابل مهار یا تقسیم بود.

خیزش انقلابی«ژن، ژیان، آزادی» به‌دلیل پیوند عمیق‌اش با مطالبات رادیکال سیاسی، جنسیتی و ملیتی، برای نظام سیاسی ایران تهدیدی وجودی تلقی شد؛ این خیزش نه صرفاً اعتراضی اقتصادی یا صنفی، بلکه تلاشی برای بازتعریف نظم حاکم از پایین و از سوی بدنه‌ی فرودست و به‌حاشیه‌رانده‌شده بود. از آن‌جا که شعار «ژن، ژیان، آزادی» نظم مردسالار، تمرکزگرای قوم‌محور و ساختار سرکوب را به چالش کشید، حاکمیت با سرکوب شدید، قطع اینترنت، کشتار خیابانی و بازداشت‌های گسترده، تلاش کرد رادیکالیسم این خیزش را مهار کند و اجازه ندهد به خیزشی پایدار و ساختارشکن تبدیل شود.

اما در دی‌ماه ۱۴۰۴، این مرزبندی‌ها به نظر کم‌رنگ شده و گفتمان اعتراض در حال فراگیرشدن است، دیگر نمی‌شود گفت «این اعتراض اقتصادی است» یا «آن یکی سیاسی است»، یعنی اعتراض به سیاست‌های کلان اقتصادی، سرکوب آزادی، فشار بر طبقات فرودست، و فساد ساختاری همه در یک صدا فریاد زده می‌شد.

 

پیامدهای سیاسی و گفتمانی برای آینده 

این هم‌گرایی طبقاتی، چنانچه استمرار یابد، می‌تواند به بازتعریف خواسته‌های اجتماعی و سیاسی در ایران، تضعیف مشروعیت نظام سیاسی و امنیتی،  بازسازی گفتمان‌های اجتماعی و مشارکت مدنی و ایجاد شبکه‌های اعتراض جدید با ظرفیت‌های بالای مقاومت مدنی و سازماندهی فراطبقاتی تبدیل شود. برای نهادهای امنیتی، این هم‌گرایی یک کابوس است که نمی‌تواند از آن فرارکند، زیرا هرگونه واکنش نظامی علیه چنین جنبشی نه تنها آن را شکست نمی‌دهد، بلکه بر مشروعیت اجتماعی آن می‌افزاید و به نمادی از مقاومت علیه سرکوب تبدیل می‌شود.

دی‌ماه ۱۴۰۴، بیش از آنکه فقط یک دوره اعتراض اجتماعی باشد، نقطه عطفی در هم‌گرایی طبقاتی است؛ جایی که «نان» و «آزادی» دیگر دو مطالبه مجزا نیستند، بلکه دو روی یک بحران سیاسی-اجتماعی‌اند. این اتحاد، نشان از بلوغ اعتراضات اجتماعی در ایران دارد و نقطه‌ای است که دیگر نمی‌توان اعتراض را در قالب‌های ساده تقسیم کرد. چرایی این هم‌گرایی و پیامدهای آن را لازم است در عمق ساختارهای ناکارآمد سیاسی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی ایران جست‌وجو کرد.