«نباید بگذاریم جنگ، جنایت جمهوری اسلامی در دیماه را خنثی کند»
همزمان با جنگ، جمهوری اسلامی با برجستهسازی قربانیان جدید، در پی به حاشیه راندن کشتار دیماه و تشدید سرکوب و بازداشتهاست.
ساره پورخزری
کرماشان- یکی از اصلیترین پروپاگانداهای حکومت، از همان آغاز جنگ در ایران، برجستهسازی مرگ غیرنظامیان به دست آمریکا و اسرائیل بوده است. بیتردید کشتهشدن مردم عادی در هر جنگی فاجعهای انسانی و محکوم است، اما آنچه در این میان قابل توجه است، نحوه بهرهبرداری حکومت از این رخدادهاست. هدف این رویکرد، منحرف کردن حافظهی جمعی از وقایع خونین دیماه و سوق دادن افکار عمومی به سمت رخدادهای تازه است.
جنایت جمهوری اسلامی در دیماه را میتوان یکی از بیسابقهترین کشتارهای تاریخ این حکومت دانست؛ رخدادی که طی آن، در مدت کوتاهی، هزاران نفر به شکلی بیرحمانه جان باختند. اکنون حکومت میکوشد با تکیه بر قربانیان جنگ اخیر، حوادث ۱۸ و ۱۹ دی را به حاشیه براند. در این مسیر، از جمله با برجستهسازی حادثهی مدرسهی میناب و کشتهشدن دانشآموزان، تلاش شده توجه افکار عمومی جابهجا شود.
با این حال، حافظهی جمعی باید به یاد داشته باشد که در دیماه نیز دهها کودک با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست دادند. از این منظر، آنچه امروز رخ میدهد نه صرفاً بازتاب یک فاجعه، بلکه بهرهبرداری از آن برای تطهیر چهرهی حکومت است. گزارشها همچنین حاکی از آن است که در برخی مناطق مسکونی، بیمارستانها و مدارس، استقرار تسلیحات نظامی باعث قرار گرفتن این مراکز در معرض خطر شده و به افزایش تلفات غیرنظامی انجامیده است.
مهندسی افکار عمومی و تحریف روایتها
این سیاست، بخشی از راهبرد بزرگتر جمهوری اسلامی در مهندسی افکار عمومی است؛ راهبردی که بر پایهی تحریف واقعیت و جابهجایی مسئولیت بنا شده است. حکومت میکوشد با تولید روایتهای جایگزین، حافظهی تاریخی جامعه را تضعیف کند و حقیقت را در میان انبوهی از اخبار و تصاویر متناقض دفن نماید. اما تجربه نشان داده است که حافظهی جمعی، هرچند ممکن است موقتاً تحت فشار تبلیغات حکومتی قرار گیرد، در نهایت به سوی حقیقت بازمیگردد.
شیوا.ن، فعال اجتماعی در کرماشان، روایت میکند:(در جریان حوادث دیماه، سپاه پاسداران و دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی تلاش داشتند مرگ معترضان را به عوامل نفوذی خارجی نسبت دهند. حتی با ارسال پیامکهای متعدد به مردم هشدار میدادند که به دلیل حضور بیگانگان و تروریستها، کودکان خود را از خیابانها دور نگه دارند. در همان روزها، گزارشهایی منتشر شد که از کشته شدن نزدیک به ۴۰ هزار نفر در مدت دو شب حکایت داشت. پس از بالا گرفتن موج اعتراضات و انتشار آمارهای غیررسمی، حکومت برای رد این ادعا، فایلی منتشر کرد که در آن نام و مشخصات حدود سه هزار نفر ذکر شده بود و مدعی شد تعداد قربانیان بسیار کمتر از آن چیزی است که فعالان حقوق بشر اعلام کردهاند. با این حال، مستندسازی و احراز هویت بسیاری از جانباختگان توسط نهادهای مستقل حقوق بشری، روایت رسمی حکومت را زیر سؤال برده و بر ادعای کشتار گسترده مهر تأیید زده است. اما پرسش اصلی اینجاست: چرا حکومت بارها به بازخوانی و تحریف این وقایع پرداخته است؟ پس از جنگ اخیر، جمهوری اسلامی کوشید با بهرهبرداری از احساسات عمومی و القای ترس از دشمنان خارجی، اهمیت وجود خود را به مردم تحمیل کند. با تروریست خواندن معترضان دیماه و مرتبط دانستن اعتراضات با جنگ، حکومت تلاش کرد کشتار انجامشده را مشروعیت ببخشد و خود را از اتهام قتل شهروندان بیگناه تبرئه کند. در واقع، با روایتسازی مداوم، سعی داشت نشان دهد که معترضان وابسته به آمریکا و اسرائیل بودهاند و جنگ اخیر نیز ادامه همان اعتراضات است؛ گویی همه این رخدادها بخشی از یک طرح خارجی علیه کشور بوده است.
وظیفهی ما، به عنوان فعالان اجتماعی و حافظان حقیقت، این است که اجازه ندهیم جمهوری اسلامی با تحریف واقعیتها و بازی با احساسات مردم، حافظهی جمعی را پاک کند. نباید بگذاریم کشتار دیماه از یک خیزش بزرگ مردمی، همچون خیزش انقلابی ژن، ژیان، آزادی، به عنوان پروژهای وابسته به بیگانگان معرفی شود. نباید بگذاریم جنگ، جنایت جمهوری اسلامی در دی را خنثی کند و بهانهای شود برای پوشاندن جنایتهای گذشته و تبدیل چهرهی آزادیخواهان به تصویر تروریستهای خیالی. حقیقت باید زنده بماند تا تاریخ تحریف نشود و صدای جانباختگان خاموش نگردد.)
جنگ بهعنوان ابزار سرکوب و حذف مخالفان
طی هفتههای اخیر و در بحبوحهی جنگ، جمهوری اسلامی چندین نفر از معترضان بازداشتی دیماه را به پای چوبهی دار کشانده است. با ادعای اینکه این افراد از عوامل آمریکا و اسرائیل بودهاند، حکومت تلاش کرده شرایط جنگی را به ابزاری برای حذف مخالفان سیاسی خود بدل کند. در واقع میتوان گفت جمهوری اسلامی بهانهای (قابل توجیه) برای خود ساخته تا از طریق آن، تمامی بازداشتشدگان دیماه را به سوی مرگ سوق دهد و این کشتار را در پوشش دفاع از امنیت ملی مشروعیت ببخشد.
این روند نشان میدهد که حکومت نه تنها از اعتراضات دیماه هراسی عمیق دارد، بلکه میکوشد با پیوند زدن آن به جنگ اخیر، هرگونه مخالفت مردمی را در قالب (دشمن خارجی) بازتعریف کند. چنین روایتی، همزمان دو هدف را دنبال میکند، نخست پاک کردن حافظهی جمعی از ماهیت مردمی و آزادیخواهانهی اعتراضات و دوم، ایجاد فضای رعب و وحشت برای جلوگیری از تکرار خیزشهای مشابه در آینده. اما حقیقت این است که اعدامهای اخیر، بیش از آنکه نشانهی قدرت حکومت باشد، نشانهی ضعف و ترس آن از صدای مردم است. هر بار که جمهوری اسلامی به سرکوب و حذف فیزیکی مخالفان متوسل میشود، در واقع اعتراف میکند که توان پاسخگویی به مطالبات اجتماعی و سیاسی را ندارد. این چرخهی خشونت، اگرچه میتواند بهطور موقت سکوتی تحمیلی ایجاد کند، اما در بلندمدت تنها بر خشم و مقاومت مردم خواهد افزود.
شیوا در ادامه میگوید:(در جریان اعتراضات دیماه، به جرئت میتوان گفت که بیش از صد هزار نفر توسط جمهوری اسلامی بازداشت و روانهی زندان شدند. این افراد، بیتردید همگی در صف انتظار مرگ و اعدام قرار دارند؛ چرا که وقتی حکومتی توانسته در عرض دو شب بیش از چهل هزار نفر را به خاک و خون بکشد، حذف صد هزار نفر دیگر از مخالفانش برای او امری سادهتر خواهد بود. ما با نظامی روبهرو هستیم که تنها یک سرنوشت برای مخالفان خود در نظر گرفته است، مرگ یا اعدام، آن هم بدون هیچ فرصتی برای دفاع شخصی یا محاکمهی عادلانه.)
تشدید بازداشتها و تلاش برای بقا
علاوه بر موج اعدامها، حکومت طی هفتههای اخیر افراد بسیاری را به بهانهی همکاری آنان با عوامل خارجی بازداشت کرده است. در بهمنماه ۱۴۰۴، ادارهی کل اطلاعات استان کرماشان اعلام کرد که ۵۴ نفر از (لیدرهای اعتراضات) را که به ادعای آنان با اسرائیل در ارتباط بودهاند، دستگیر کرده است. بسیاری تصور میکردند که در بحبوحهی جنگ اخیر، جمهوری اسلامی که در آستانهی سقوط قرار گرفته، ماشین کشتار و بازداشت خود را متوقف خواهد کرد. اما در هفته اخیر، دادستان عمومی کرماشان خبر داد که ۳۰ نفر دیگر به جرم همکاری با اسرائیل و آمریکا بازداشت شدهاند. در میان اتهامات مطرح شده علیه این افراد، به مواردی همچون حمل و نگهداری وسایل ارتباطی مانند استارلینک، ارسال ویدئو و عکس به شبکههای خارجی، و حتی نگهداری سلاح اشاره شده است. این دست اتهامات، که بارها و بارها به شکل تکراری و دلخواه از سوی حکومت مطرح میشوند، نشان میدهد جمهوری اسلامی با سوءاستفاده از شرایط جنگی و برچسب (جاسوسی)، شیوهای نوین برای سرکوب و دستگیری مخالفان خود ابداع کرده است. شیوا دربارهی این بازداشتها میگوید:(در دیماه و پس از آن، حکومت افراد بسیاری را به جرم لیدر بودن در اعتراضات و همکاری با عوامل خارجی بازداشت کرد. مرگ معترضان در جریان اعتراضات نیز به همین افراد نسبت داده شد تا حکومت بتواند خود را از مسئولیت مبرا کند. اکنون، در جنگی که همچنان ادامه دارد، جمهوری اسلامی بار دیگر از همین بهانه استفاده کرده و بسیاری از مخالفان خود را به اتهام همکاری با عوامل خارجی دستگیر کرده است. در واقع، جنگ اخیر به فرصتی بدل شده تا حکومت با تکیه بر شرایط جنگی و فضای پرتنش جامعه، با آسودگی بیشتری به حذف مخالفان بپردازد. فشار روانی و استرسی که بر مردم حاکم است، زمینهای فراهم کرده تا جمهوری اسلامی بتواند آزادانه افراد بسیاری را بازداشت کند و جنایتهای خود در سرکوب اعتراضات را مشروعیت ببخشد.)
به طور کلی باید در نظر داشت که حکومت جمهوری اسلامی، در حالی که در مسیر سقوط قرار گرفته، میکوشد آخرین ضربههای خود را بر پیکرهی جامعه و مخالفان وارد کند تا از فروپاشی نهایی جلوگیری کند. اما این واپسین تلاشها بیش از آنکه نشانهی قدرت باشد، نشانهی ضعف و درماندگی است. تاریخ نشان داده است که هیچ حکومتی با سرکوب و خشونت نمیتواند دوام بیاورد. آنچه باقی میماند، ارادهی مردم برای آزادی و عدالت است؛ نیرویی که دیر یا زود، مسیر آینده را رقم خواهد زد و این نیرو نباید بگذارد حکومت از جنگی که خود باعث آن بوده توجیحی بسازد و تاریخ و جنایت خود در دیماه را تطهیر کند.