نامه‌ای از زندان علیه تمامیت‌خواهی؛ هشدار دو زندانی زن درباره «ایران‌شاهی» و حذف دگراندیشان

آنیشا اسداللهی و الهام صالحی، دو زندانی زن سیاسی، در نامه‌ای از زندان با یادآوری قتل‌های زنجیره‌ای، نسبت به بازتولید تمامیت‌خواهی در قالب «ایران‌شاهی» هشدار داده و بر ضرورت حفظ سنگر نقد و روشنگری تأکید کرده‌اند.

مرکز خبر-دو زندانی زن سیاسی، آنیشا اسداللهی و الهام صالحی، در نامه‌ای که آذر ۱۴۰۴ از زندان منتشر شده، با یادآوری سالگرد قتل‌های زنجیره‌ای، نسبت به آنچه «نزدیک‌شدن خطر تمامیت‌خواهی فاشیست‌مآبانه» می‌نامند هشدار داده و از نیروهای اجتماعی و روشنفکری خواسته‌اند «سنگر نقد» را در برابر حذف، طرد و یکدست‌سازی سیاسی و فرهنگی حفظ کنند.

آنیشا اسداللهی، مترجم و فعال سوسیالیست، و الهام صالحی، فعال اجتماعی، از جمله زندانیانی هستند که در سال‌های اخیر به دلیل فعالیت‌های فکری و سیاسی با احکام قضایی روبه‌رو شده‌اند. این دو در نامه‌ی مشترک خود، وضعیت کنونی را در امتداد تاریخی می‌بینند که از قتل روشنفکران در دهه ۷۰ تا سرکوب‌های دهه ۶۰ و حذف نیروهای دگراندیش پس از انقلاب ۵۷ امتداد یافته است.

در ابتدای نامه آمده است: «پایان پاییز است و سالگرد قتل‌های زنجیره‌ای. بر ما است که یاد و خاطر تمام روشنفکران و دگراندیشان این سرزمین را که قلم نقادانه‌ی خود را لحظه‌ای بر زمین نگذاشتند، گرامی بداریم.»

نویسندگان تأکید می‌کنند که این متن صرفاً «دلنوشته» نیست، بلکه «هشداری» است نسبت به بازگشت دوره‌ای ارتجاع و تمامیت‌خواهی؛ هشداری که به گفته آن‌ها امروز «قریب‌تر از همیشه» احساس می‌شود. در این بخش، با نقل جمله‌ای مشهور یادآوری می‌کنند:

 

«فاشیسم که بیاید، مردگان نیز در امان نخواهند بود»

آنیشا اسداللهی و الهام صالحی با اشاره به رویدادهایی مانند تخریب آرامگاه غلامحسین ساعدی در فرانسه، این نشانه‌ها را بخشی از روندی می‌دانند که فراتر از اختلاف‌های سیاسی روزمره است و به حذف نقش جامعه در تحولات آینده می‌انجامد. آن‌ها می‌نویسند این مسیر یادآور تجربه پس از انقلاب ۵۷ است؛ مسیری که به «طرد، تخریب، تخطئه و نهایتاً حذف تمام‌عیار نیروهای اجتماعی-سیاسی غیر» انجامید.

در بخش مرکزی نامه، این دو زندانی زن از مفهومی با عنوان «ایران‌شاهی» یاد می‌کنند؛ مفهومی که به باور آن‌ها صورت تازه‌ای از همان تمامیت‌خواهی تاریخی است:

«این بار با نام ایران‌شهری-اما به درستی به قول محمد مختاری، ایران‌شاهی- با پوتین‌های محکم‌شده و مجهز به نظریه‌ای با عواقب هولناک قد علم کرده است.»

نویسندگان هشدار می‌دهند که این جریان، چه در شکل مذهبی و چه غیرمذهبی، همواره با پاک‌کردن تاریخ و حذف صداهای ناهمساز همراه بوده است. در متن آمده است که ایران‌شاهی امروز در قالب‌های متضاد اما هم‌پوشان ظاهر شده:

«از یک سو قداره‌کشان تاج‌وتخت و از سوی دیگر چماق‌به‌دستان دهه شصت که این بار قلم را وارونه به دست گرفته‌اند.»

نامه تأکید می‌کند که دشمنی با جنبش «زن، زندگی، آزادی»، فمینیسم، حقوق اقلیت‌ها، زبان مادری، نیروهای چپ و حتی چهره‌هایی چون محمد مصدق، وجه مشترک این طیف‌هاست. نویسندگان می‌نویسند هر آنچه در چارچوب ایران‌شاهی نگنجد، یا جعلی خوانده می‌شود یا وارداتی و نامشروع.

در بخش پایانی، آنیشا اسداللهی و الهام صالحی نسبت به عادی‌سازی «اقتدار تام و تمام» به‌عنوان «راه‌حل نهایی» هشدار داده و تأکید می‌کنند که در جهانی که به‌گفته آن‌ها از امر سیاسی تهی می‌شود، تمامیت‌خواهی دیگر حتی تظاهر به دفاع از آزادی هم نمی‌کند.

آن‌ها در پایان خطاب به مخاطبان خود می‌نویسند: «بر ماست که راوی تاریخ باشیم، شهادت دهیم و سنگر انتقادی و روشنگری را در هر لحظه حفظ کنیم.»

این نامه با تأکید بر هویت سوسیالیستی نویسندگان به پایان می‌رسد؛ جایی که آن‌ها از ضرورت نقد تاریخ خود و از همراهی با تمام نیروهایی می‌گویند که مبارزه با تمامیت‌خواهی را نه صرفاً سیاسی، بلکه مسئله‌ای حیاتی در تمام ساحت‌های زندگی می‌دانند.

آنیشا اسداللهی و الهام صالحی این نامه را در حالی منتشر کرده‌اند که همچنان در زندان به سر می‌برند؛ نامه‌ای که به گفته ناظران، بیش از آنکه بیانیه‌ای مقطعی باشد، تلاشی برای ثبت شهادت تاریخی از دل وضعیت سرکوب و حذف است.