مدارس غیرانتفاعی؛ از تجاری‌سازی آموزشی تا کانون تخلفات مالی

در حالی که عدالت آموزشی و برابری فرصت‌ها در قانون اساسی اصل محسوب می‌شود، مدارس غیرانتفاعی در عمل به بستری برای بازتولید نابرابری، تخلفات مالی و استثمار معلمان بدل شده‌اند.

مرکز خبر- در سال‌های اخیر، مدارس غیرانتفاعی به یکی از مهم‌ترین پدیده‌های نظام آموزشی ایران تبدیل شده‌اند، پدیده‌ای که به‌جای اصلاح و تکمیل آموزش رسمی، به مرور به رقیبی ناسالم برای آموزش دولتی بدل شده است. نگاهی به این مدارس، پرده از ناکارآمدی‌های عمیق ساختاری برمی‌دارد.

 

تجاری‌سازی آموزش؛ آموزش به‌مثابه کالا

مدارس غیرانتفاعی به مراکز درآمدزایی برای صاحبان سرمایه تبدیل شده‌اند، شهریه‌های سرسام‌آور و کلاس‌های پولی تقویتی، آموزش را از حق عمومی به کالایی لوکس بدل کرده‌اند. نگاه بازاری به آموزش، اهداف تربیتی را قربانی سودآوری کرده است.

 

نابرابری آموزشی؛ مدرسه فقط برای پولدارها

دانش‌آموزان طبقه متوسط و ضعیف امکان تحصیل در این مدارس را ندارند و این خود به ایجاد شکاف طبقاتی در سطح آموزش دامن زده است، یعنی مدارس غیرانتفاعی با حذف قشر کم‌درآمد، عدالت آموزشی را به‌شدت تضعیف کرده‌اند.

 

رقابت بیمارگونه؛ اضطراب به جای یادگیری

تمرکز بیش از حد بر آزمون‌ها، رقابت کنکورمحور و فشار روانی از سوی خانواده و مدرسه، سبب شده روح آموزش و یادگیری خلاقانه در این فضاها نابود شود و دانش‌آموزان در مدار رقابتی فرساینده گرفتار آمده‌اند.

 

استثمار معلمان؛ معلم، بی‌حقوق‌ترین عنصر نظام آموزشی خصوصی

بسیاری از معلمان در مدارس غیرانتفاعی با حقوق پایین، قراردادهای کوتاه‌مدت و عدم بیمه کار می‌کنند. نبود نظارت کافی باعث شده این مدارس به مراکز بهره‌کشی از نیروی انسانی متخصص تبدیل شوند.

 

کیفیت ناپایدار؛ کیفیت آموزشی وابسته به شهریه

برخلاف تصور عمومی، کیفیت همه مدارس غیرانتفاعی بالا نیست. بسیاری از این مدارس صرفاً با ظاهر شیک و تبلیغات فریبنده شهریه دریافت می‌کنند، اما سطح آموزش، مدیریت علمی و محتوای تربیتی آن‌ها ضعیف است.

 

بی‌عدالتی در کنکور؛ برتری ناعادلانه آموزشی

دسترسی بیشتر به کلاس‌های کنکور، مشاوران خصوصی و منابع آموزشی خاص، باعث شده دانش‌آموزان مدارس غیرانتفاعی در رقابت‌های سراسری مزیت غیرمنصفانه‌ای داشته باشند که این روند عدالت در پذیرش دانشگاه را به چالش کشیده است.

 

ضربه به مدارس دولتی؛ عقب‌ماندگی آموزش عمومی

با مهاجرت خانواده‌های مرفه به مدارس غیرانتفاعی، مدارس دولتی دچار افت کیفیت، کمبود منابع و کاهش سرمایه اجتماعی شده‌اند. نخبگان آموزشی نیز به این مدارس جذب می‌شوند، در حالی که آموزش دولتی به حال خود رها شده است.

 

تخلفات مالی گسترده؛ مدارس یا بنگاه‌های اقتصادی

عدم شفافیت مالی، پول‌شویی، دریافت شهریه‌های غیرقانونی و تخلف در حسابرسی‌ها، از جمله مواردی هستند که بارها در گزارش‌های رسمی رسانه‌ای شده‌اند. نبود نظارت دقیق باعث شده بسیاری از این مدارس به مراکز فساد مالی تبدیل شوند.

درهمین راستا طبق اعلام خود معاون وزیر و رئیس مدارس غیردولتی و توسعه مشارکت‌های مردمی وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگو با یکی از رسانه‌های داخلی حکومتی در دی‌ماه ١4٠4 اعلام کرد: «در پی تخلفات گسترده مالی، آموزشی و فرهنگی، امتیاز فعالیت 44 مدرسه غیردولتی لغو و ١٧6 پرونده تخلف برای مراکز آموزشی غیرمجاز تشکیل شده است که عمده تخلفات مربوط به شهریه بوده و با دستورالعمل چهار مرحله‌ای شامل بازگشت شهریه اضافه، جریمه مالی، تشدید مجازات و تعلیق یا تعطیلی مدرسه پیگیری شده است».

 مدارس غیرانتفاعی، در حالی‌که می‌توانستند مکمل آموزش عمومی باشند، به‌دلیل فقدان نظارت، سیاست‌گذاری نادرست و تجاری‌سازی آموزش، به یکی از بحران‌های ساختاری نظام آموزشی بدل شده‌اند. اگر تحول در آموزش قرار است واقعی و انسانی باشد، بازنگری در عملکرد و نظارت این مدارس، ضرورتی فوری است.

لازم به ذکر است طبق آمار رسمی(آمار غیررسمی -به دلیل وجود مدارس غیرانتفاعی بدون مجوز- بیشتر است) اکنون حدود 20 هزار مدرسه غیردولتی با ثبت‌نام یک میلیون و 4٠٠ دانش‌آموز در ایران مشغول به تحصیل هستند.