کمپین حمایت از انقلاب ایران و خودمدیریتی روژاوا؛ فراخوانی به همه‌ی زنان، فراتر از مرزها، ملیت‌ها و هویت‌ها

پلتفرم دمکراتیک فراملیتی زنان در فراخوانی به همه‌ی زنان، فراتر از مرزها، ملیت‌ها و هویت‌ها، کمپین حمایت از انقلاب ایران و خودمدیریتی روژاوا را آغاز و اتحاد زنان در سطح فراملی و فرامنطقه‌ای را یک ضرورت تاریخی عنوان کرد.

 

مرکز خبر – امروز چهارشنبه ٢۴ دی‌ماه، همزمان با تداوم اعتراضات ایران در هفدمین روز و مقاومت مردمی محله‌های کوردنشین حلب، پلتفرم دمکراتیک فراملیتی زنان در بیانیه‌ای تحت عنوان فراخوانی به همه‌ی زنان، فراتر از مرزها، ملیت‌ها و هویت‌ها، کمپین حمایت از انقلاب ایران و خودمدیریتی روژاوا را آغاز کرد.   

در بیانیه پلتفرم با اشاره به اینکه اعتراضات کنونی در ایران، امتداد مستقیم و انکارناپذیر خیزش انقلابی «ژن، ژیان، آزادی» است؛ خیزشی که نه یک واکنش مقطعی، بلکه تعرضی بنیادین به کلیت نظم حاکم، مشروعیت ساختارهای سرکوب و مناسبات سلطه بود، آمده است: این جنبش نشان می‌دهد که جامعه‌ی ایران وارد مرحله‌ای بازگشت‌ناپذیر از مبارزه شده است؛ مرحله‌ای که در آن ترس فرو ریخته و اراده‌ی جمعی برای تغییر ریشه‌ای شکل گرفته است. ما این صدا را نه‌تنها صدای زنان ایران، بلکه صدای تمام زنان می‌دانیم: زنان عرب، بلوچ، ترک، کورد، مازنی، افغان و همه‌ی زنانی که در جغرافیای ایران و در سراسر منطقه و جهان، زیر فشار جنگ، سرکوب، فقر و تبعیض زیسته‌اند. این مبارزه، مرز نمی‌شناسد و خطاب آن، همه‌ی زنانی است که آزادی و کرامت انسانی‌شان به‌طور سیستماتیک پایمال شده است.

بیانیه همچنین تاکید کرده است: در حالی که محله‌های اشرفیه و شیخ مقصود در حلب تحت محاصره‌ای شدید و غیرانسانی قرار دارند، قطع آب، برق، دارو و دسترسی به خدمات اولیه، زندگی هزاران غیرنظامی—به‌ویژه زنان، کودکان و سالمندان—را به گروگان گرفته است. حملات به مناطق مسکونی، تهدید دائمی جان مردم و اعمال مجازات جمعی علیه ساکنان این محله‌ها، نمونه‌ای آشکار از جنایات علیه غیرنظامیان است که سکوت در برابر آن، همدستی با خشونت است.

 

متن کامل بیانیه پلتفرم دمکراتیک فراملیتی زنان به شرح زیر می‌باشد:

کمپین حمایت از انقلاب ایران و خودمدیریتی روژاوا

 فراخوانی به همه‌ی زنان، فراتر از مرزها، ملیت‌ها و هویت‌ها

اعتراضات کنونی در ایران، امتداد مستقیم و انکارناپذیر خیزش انقلابی «ژن، ژیان، آزادی» است؛ خیزشی که نه یک واکنش مقطعی، بلکه تعرضی بنیادین به کلیت نظم حاکم، مشروعیت ساختارهای سرکوب و مناسبات سلطه بود. این جنبش نشان می‌دهد که جامعه‌ی ایران وارد مرحله‌ای بازگشت‌ناپذیر از مبارزه شده است؛ مرحله‌ای که در آن ترس فرو ریخته و اراده‌ی جمعی برای تغییر ریشه‌ای شکل گرفته است.

ما این صدا را نه‌تنها صدای زنان ایران، بلکه صدای تمام زنان می‌دانیم: زنان عرب، بلوچ، ترک، کرد، مازنی، افغان و همه‌ی زنانی که در جغرافیای ایران و در سراسر منطقه و جهان، زیر فشار جنگ، سرکوب، فقر و تبعیض زیسته‌اند. این مبارزه، مرز نمی‌شناسد و خطاب آن، همه‌ی زنانی است که آزادی و کرامت انسانی‌شان به‌طور سیستماتیک پایمال شده است.

امروز، در حالی که محله‌های اشرفیه و شیخ مقصود در حلب تحت محاصره‌ای شدید و غیرانسانی قرار دارند، قطع آب، برق، دارو و دسترسی به خدمات اولیه، زندگی هزاران غیرنظامی—به‌ویژه زنان، کودکان و سالمندان—را به گروگان گرفته است. حملات به مناطق مسکونی، تهدید دائمی جان مردم و اعمال مجازات جمعی علیه ساکنان این محله‌ها، نمونه‌ای آشکار از جنایات علیه غیرنظامیان است که سکوت در برابر آن، همدستی با خشونت است.

هم‌زمان، وضعیت کنونی ایران در سایه‌ی تنش‌های فزاینده‌ی منطقه‌ای و خطر حمله‌ی نظامی آمریکا و متحدانش، چشم‌اندازی به‌شدت نگران‌کننده پیش روی مردم قرار داده است. تجربه‌ی جنگ‌های منطقه نشان داده است که مداخله‌ی نظامی خارجی و سیاست‌های جنگ‌افروزانه، هیچ حاصلی جز ویرانی، آوارگی و کشتار گسترده‌ی زنان، کودکان و مردم غیرنظامی ندارد. ما قاطعانه اعلام می‌کنیم که نه استبداد داخلی و نه جنگ خارجی، هیچ‌یک پاسخ رهایی‌بخش مردم نیستند.

اعتصاب و مقاومت زنان در زندان‌ها، ایستادگی زندانیان سیاسی و حضور گسترده، آگاهانه و پیشرو زنان در خیابان‌ها، جایگاه تعیین‌کننده‌ی آنان را در قلب این انقلاب تثبیت کرده است. «زن، زندگی، آزادی» اثبات کرد که رهایی جامعه تنها از مسیر سازمان‌یابی از پایین، خودسامانی جمعی و شکستن مناسبات سلطه ممکن است. زنان نه حاشیه‌ی مبارزه، بلکه نیروی رهبری‌کننده و وجدان بیدار آن‌اند.

این مبارزه صرفاً یک اعتراض داخلی نیست؛ بلکه بخشی از نبردی گسترده‌تر علیه نظام‌های اقتدارگرا، نظامی‌گری و اسلام سیاسی در سراسر منطقه است. چهره‌ی سرکوب در ایران، سوریه و دیگر نقاط خاورمیانه، چهره‌ای مشترک دارد. در برابر آن، تجربه‌ی خودمدیریتی دمکراتیک روژاوا با محوریت آزادی زنان، همزیستی ملیت‌ها و دفاع از جامعه، الگویی زنده و الهام‌بخش برای مبارزات رهایی‌بخش منطقه است.

ما بر این باوریم که امروز، بیش از هر زمان دیگر، اتحاد زنان در سطح فراملی، فرامنطقه‌ای و فراتر از هویت‌های قومی، مذهبی و حزبی یک ضرورت تاریخی است. تشکیل پلتفرم‌های مشترک زنان در خاورمیانه برای مقابله با جنگ، محاصره، اشغال، سرکوب و مردسالاری، نه یک انتخاب، بلکه شرط بقا و پیشروی مبارزه است.

اعتراضات کنونی در ایران، اگرچه ریشه در بحران اقتصادی، فساد سیستماتیک و فروپاشی اجتماعی دارد، اما جوهر آن مقابله با هر شکل از دیکتاتوری است؛ چه سلطنتی و چه استبداد دینی. هرگونه تلاش برای مصادره‌ی انقلاب، بزک‌کردن گذشته یا تحمیل آلترناتیوهای اقتدارگرا، خیانت به خواست مردم و رنج زنان معترض است. پاسخ واقعی مردم، برچیدن کامل همه‌ی اشکال سلطه و ساختن نظمی نوین، عادلانه و مردمی است.

ما بر حمایت بی‌قیدوشرط از زندانیان سیاسی، به‌ویژه زنان زندانی، و دفاع از مردم محاصره‌شده‌ی اشرفیه و شیخ مقصود و دیگر مناطق تحت سرکوب تأکید می‌کنیم. پیوند میان خیابان، زندان و محلات محاصره‌شده، ستون فقرات تداوم انقلاب است.

در چشم‌انداز جامعه‌ی آزاد آینده، به‌رسمیت شناختن حقوق همه‌ی ملیت‌ها، تنوع زبانی و فرهنگی، برابری جنسیتی و مشارکت مستقیم مردم در تصمیم‌گیری، اصولی غیرقابل‌چشم‌پوشی‌اند. ایجاد شوراهای مردمی، کمیته‌های محلی و شبکه‌های هماهنگ مقاومت، ضرورتی فوری و حیاتی است.

زمان، زمان اتحاد زنان و نیروهای دمکراتیک خاورمیانه است؛ برای ایستادن در برابر جنگ، محاصره و سرکوب، و برای ساختن آینده‌ای که در آن هیچ زنی قربانی قدرت، مرز و اسلحه نشود.

انقلاب «ژن، ژیان، آزادی» زنده است و تا تحقق آزادی، برابری و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش ادامه خواهد داشت.