جنایات و «قتلعام سازمانیافته» در شانزدهمین روز قیام
ایران در شانزدهمین روز اعتراضات سراسری، با افشای تصاویری هولناک از سردخانه کهریزک، وارد فاز تازهای از سرکوب خونین شده است، قطع اینترنت نتوانسته صدای گزارشهایی را خاموش کند که از یک «قتلعام سازمانیافته» توسط جمهوری اسلامی خبر میدهند.
مرکز خبر- ایران در حالی وارد شانزدهمین روز از گستردهترین اعتراضات ضدحکومتی میشود که ابعاد سرکوب خونین معترضان توسط جمهوری اسلامی، با افشای تصاویر هولناک از سردخانههای موقت و کهریزک در جنوب تهران، وارد مرحله تازهای شده است. در حالی که حکومت با قطع کامل اینترنت تلاش میکند صدای مردم را در گلو خفه کند، گزارشهای دریافتی حکایت از یک «قتلعام سازمانیافته» دارد.
فاجعه در کهریزک و رشت؛ ابعاد تکاندهنده تلفات
تصاویر درز کرده از سولههای سردخانههای کهریزک و رشت، شوکآور و افشاگر جنایتی بیسابقهاند، ویدیوها صفهای طولانی، مردم پریشان، پیکرهایی در کاورهای سیاه را نشان میدهند که طبق گفتههای شاهدحالان با وانتهای باری، بدون تشریفات قانونی یا پزشکی، به این محل منتقل شدهاند.
خانوادههایی آشفته و گریان، در میان اجساد بهدنبال عزیزان خود میگردند، این صحنهها، نهفقط پرده از یک قتلعام، بلکه از «ساختار سیستماتیک حذف معترض» در جمهوری اسلامی برمیدارند، ساختاری که با حذف فیزیکی، قطع اینترنت و پنهانکاری نهادهای رسمی، سعی در دفن همزمان حقیقت و انسان دارد.
در حالی که منابع دولتی آمار را سانسور میکنند، شاهدان عینی از رویت بیش از ۴۰۰ جسد تنها در یک سوله در سردخانه کهریزک در جنوب تهران خبر میدهند.
گزارش رسانه حقوق بشری «هیرکانی» حاکی از انتقال پیکر دستکم ۷۰ جانباخته به بیمارستان پورسینای رشت است و خانوادهها برای تحویل پیکر عزیزانشان با تهدید و محدودیتهای شدید امنیتی روبهرو هستند.
در ویدئویی که در شبکههای اجتماعی منتشر شده است، نشان می دهد که یکشنبه ۲۱ دیماه، شماری از خانوادههای جانباختگان اعتراضات روزهای اخیر هنگام تحویل گرفتن پیکر عزیزان خود در بهشتزهرای تهران شعارهای اعتراضی علیه جمهوری اسلامی ایران سر دادهاند.
در این ویدیو صدای معترضان شنیده میشود که در حالی که پیکرهای عزیزانشان را بر دوش دارند، شعارهایی مانند «میکشم میکشم آنکه برادرم کشت» سرمیدهند.
از سوی دیگر، در اقدامی نمادین صداوسیمای جمهوری اسلامی برای ایجاد رعب و وحشت در بین مردم اصالت تصاویر سردخانهها و ویدیوهای درز کرده را تأیید کرد، اما در سناریویی تکراری، مسئولیت این کشتار را متوجه تروریستهای ساختگی دانست، ادعایی که با تصاویر شلیک مستقیم نیروهای امنیتی به مردم که به وضوح در ویدئوهای منتشر شده دیده میشود، در تضاد است.
درواقع تصاویر هولناک از جانباختگان اعتراضات، که در زمان قطع کامل اینترنت منتشر شده، نه از سر شفافیت بلکه ابزار جنگ روانی حکومت است، یعنی هدف از انتشار عمدی این اسنادِ جنایت، ایجاد رعب و وحشت عمومی برای وادار کردن مردم به عقبنشینی است، با این حال، این اقدام نتیجه عکس داده و این تصاویر به سند اتهام رژیم و سوختِ تداوم اعتراضات تبدیل شدهاند.
جمهوری اسلامی و پروژه خون در روژهلات
با وجود گسیل نیروهای سرکوبگر به تمامی شهرها، به ویژه امنیتی و پادگانی کردن شهرهای روژهلات، شعلههای اعتراض خاموش نشده است.
ویدیوهای منتشر شده از آبدانان ایلام نشان میدهد که تقریباً تمام جمعیت این شهر ۴۰ هزار نفری برای حمایت از قیام سراسری مجدد به خیابانها آمدهاند.
براساس گزارش شبکه حقوق بشر کوردستان، در پی اعتراضات، نیروهای سپاه پاسداران در شهرهای مختلف کوردستان اقدام به تیراندازی مستقیم به معترضان کردهاند که منجر به کشته شدن چندین شهروند کورد شده است.
در کرماشان، یک فعال مدنی در گفتوگو با این شبکه، هویت سه تن از جانباختگان را تأیید کرده که با شلیک مستقیم سپاه پاسداران از پشت سر کشته شدهاند. به گفته این منبع، سپاه برای سرکوب اعتراضات، افراد سابقهدار را مسلح کرده و در قالب کاروانهای نظامی در سطح شهر گشتزنی میکنند تا فضای رعب و وحشت ایجاد کنند.
همچنین یک منبع مطلع در ارومیه، هویت یکی از جانباختگان اعتراضات تهران را اهل روستای «اینگیجه» سلماس اعلام کرد. به گفته او در جریان سرکوب شدید اعتراضات در تهران، بیش از ۲۰۰ نفر کشته شدهاند که شماری از آنان اهل شهرهای مریوان، گیلانغرب، ایوانغرب، آبدانان، بوکان و سلماس بودهاند. اسامی جانباختهگان در شبکه حقوق بشر کوردستان منتشر شده است.
هویت دو تن دیگر از کشتهشدگان نیز مشخص شده که یکی اهل ایوانغرب استان ایلام و دیگری اهل سروآباد نزدیک سنندج بودهاند. این دو نفر در روز ۱۸ دی ۱۴۰۴ در تهران با تیراندازی نیروهای امنیتی کشته شدهاند و اجسادشان بعدا به خانوادهها تحویل داده شده است.
همچنین دو شهروند کورد اهل پاوه و ساکن کرماشان نیز در همان روز در جریان اعتراضات کرماشان با شلیک سپاه پاسداران جان خود را از دست دادهاند که شبکهی حقوق بشر کوردستان اسامی تمام کشته شدگان روژهلات را منتشر کرده است.
همچنین به گفتهی منابع مطلع ما از شهر جوانرو، چهار شهروند اهل این شهر، از جمله یک زن دانشجو، در جریان اعتراضات کرماشان بر اثر شلیک مستقیم نیروهای امنیتی جان باختهاند. این زن دانشجو، همراه با همسرش که پرستار بوده، هر دو در اثر شلیک مستقیم مأموران امنیتی کشته شدهاند.
شامگاه یکشنبه ویدوی منتشر شد که نشان میدهد، مردم ماکو بار دیگر به خیابانها آمدند و با سردادن شعارهایی علیه سران جمهوری اسلامی، اعتراض خود را اعلام کردند. بهگزارش منابع محلی که از بالکن خانهای فیلم گرفتند، نیروهای سرکوبگر رژیم به تجمعکنندگان حمله کردهاند و چند نفر از معترضان را بازداشت کردهاند.
شامگاه ۲۱ دی هم، میدان پونک تهران به صحنهای نمادین از مقاومت مدنی بدل شد؛ هزاران معترض با روشن کردن چراغقوههای تلفن همراه و سر دادن فریادهای اعتراضی، خیابان را به نور و صدا تبدیل کردند. این شیوهی راهپیمایی، که بر استفاده از نمادهای بصری و حضور خلاقانه تأکید داشت، بازتابی از بلوغ سیاسی معترضان و توانایی آنان در خلق شیوههای نوین اعتراض در دل سرکوب امنیتی است.
سناریوهای ساختگی برای سرکوب واقعی
در حالی که شعلههای اعتراضات سراسری شهرهای ایران را در بر گرفته است، دستگاههای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی در هراسی آشکار، با توسل به تهدید، بازداشتهای فلهای و سناریوسازیهای ناشیانه در صداوسیما، تمام توان خود را برای سرکوب مطالبات بهحق مردم بهکار بستهاند.
این رژیم با استفاده از تریبون رسانه موسوم به ملی، در تلاش است تا با پخش اعترافات اجباری و نسبت دادن عنوان «تروریست» به معترضان، در میان صفوف متحد مردم رعب و وحشت ایجاد کند.
مقامات رژیم در نقاط مختلف ایران، با ادبیاتی تهاجمی به میدان آمدهاند تا هزینهی اعتراض را بالا ببرند
در یاسوج، دادستان این شهر با خط و نشان کشیدن برای معترضان، تهدید کرد که هرگونه آسیب به اماکن دولتی و نظامی با حکم سنگین ۱۰ سال زندان روبرو خواهد شد.
رشت به یکی از خونینترین کانونهای قیام تبدیل شده است. در حالی که آثار آتشسوزی در ساختمانهای دولتی رشت دیده میشود، گزارشها از انتقال پیکر دستکم ۷۰ معترض به بیمارستان پورسینا حکایت دارد که مستقیماً هدف گلوله نیروهای امنیتی قرار گرفتهاند.
در اراک و اصفهان مقامات اجرایی، بهجای پاسخگویی به مطالبات، برآورد خسارات مالی را پیش کشیدهاند. فرماندار اراک و شهردار اصفهان با متهم کردن مردم به تخریب اموال عمومی، سعی در جرمانگاری حرکتهای اعتراضی دارند.
پلیس شیراز و استان فارس هم از بازداشت گسترده شهروندان تحت عنوان «عوامل اغتشاش» خبر داده و فضای شهر را به شدت امنیتی کرده است.
از شمال ایران خبر میرسد که دادستان ساری با همکاری نهادهای امنیتی، شناسایی و بازداشت «لیدرهای اعتراضات» را در سراسر شهرهای استان مازندران کلید زده است.
مرکز اطلاعرسانی پلیس لرستان هم از بازداشت بیش از ۱۰۰ شهروند آزادیخواه خبر داده و آنها را با القاب توهینآمیزی همچون «عناصر خودفروخته» خطاب کرده است.
در بوشهر و خراسان جنوبی رژیم، معترضان را «تروریست مسلح» نامیده است. صداوسیما با پخش نمایشهای ساختگی و اعترافات تحت فشار از خراسان جنوبی، تلاش میکند قیام مردم را به عوامل خارجی و «شستوشوی مغزی» نسبت دهد تا از این طریق، سرکوب خشن خود را در افکار عمومی توجیه کند.
وحشت از قدرت مردم در خیابان
رژیم ایران در حالی از «خسارات میلیاردی» سخن میگوید که دهههاست داراییهای مردم را صرف ماشین جنگی و سرکوب خود کرده است. نمایشهای تلویزیونی در شهرها و استفاده از کلیدواژه «تروریسم» تنها نشاندهنده ناتوانی حکومت در مقابل ارادهی مردمی است که از روژهلات تا رشت، از اصفهان تا یاسوج و از ساری تا لرستان، خواهان پایان دادن به استبداد هستند.
صداوسیما امروز نه یک رسانه، بلکه بخشی از اتاق جنگ نظام علیه مردم است که وظیفهای جز وارونهنمایی حقیقت و مشروعیتبخشی به قتلعام معترضان ندارد؛ اما حضور مستمر مردم در خیابان نشان داده که دوران این مرعوبسازیها به پایان رسیده است.
از سوی دیگر، مقامات قضایی و امنیتی با ادبیاتی خشن، بر شدت سرکوب افزودهاند، رئیس قوه قضائیه، با اعلام اینکه «حجت تمام شده»، از تشکیل شعب ویژه برای برخورد بدون ارفاق با معترضان خبر داد.
فرمانده کل انتظامی، از ارتقای سطح برخورد با معترضان سخن گفته و مدعی شده کشتهشدگان با سلاح سرد یا از فاصله بسیار نزدیک کشته شدهاند؛ ادعایی که هدف آن تبرئه نیروهای امنیتی از جنایات رخ داده است.
سوءاستفاده از دین برای تطهیر جنایت
دعوت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی به راهپیمایی با قرآن در دوشنبه(امروز)، در حالیست که رژیم با دستان آلوده به خون جوانان، خود بزرگترین هتاک حرمتهای الهی و انسانیست.
استفاده ابزاری از مقدسات، تلاشی مذبوحانه برای پنهانکردن کشتار گسترده و سرکوب سیستماتیک مردمیست که جز حقخواهی نکردهاند. رژیمی که بهنام خدا شهروندانش را قتلعام میکند نه مدافع ایمان، بلکه بازتولید همان منطق مرگبار داعش در لباس رسمیست.
آرایش جنگی و تهدیدهای بینالمللی
در سطح سیاسی، همزمان با گسترش اعتراضات مردمی در دیماه ۱۴۰۴، تنشها به اوج خود رسیده است. رئیس مجلس شورای اسلامی در جلسهای غیرعلنی، صراحتاً ایالات متحده و اسرائیل را به «پاسخ متقابل» تهدید کرد و مدعی شد اعتراضات داخلی حاصل «تحریک و برنامهریزی دشمن خارجی» است. این موضعگیری، گرچه در ظاهر یک واکنش امنیتی و سیاسی تلقی میشود، در واقع پرده از استفاده ابزاری رژیم از موضعگیریهای مداخلهگرایانه آمریکا برمیدارد.
دخالتهای علنی و پنهان برخی مقامات آمریکایی در جریان اعتراضات، از جمله حمایتهای نمادین و بعضاً شعاری از مردم ایران، عملاً به رژیم ایران این فرصت را داد تا خیزشهای مردمی را به جنگ نیابتی با دشمنان خارجی تقلیل دهد. جمهوری اسلامی، با بهرهگیری از این فضا، توانست سرکوب خونین معترضان را نهتنها توجیه، بلکه آن را در قالب «دفاع از امنیت ملی» بازنمایی کند.
در چنین شرایطی، تهدیدهای آشکار و بیپایه از سوی واشنگتن، پروژه امنیتیسازی مطالبات داخلی را برای جمهوری اسلامی تسهیل کرده است، اینگونه دخالتها باعث شد اعتراضات برحق معیشتی، مدنی و سیاسی مردم، در گفتمان رسمی نظام به «توطئه خارجی» بدل شود؛ توطئهای که برای سرکوب هر صدای مخالف، بهانهای آماده در اختیار سرکوبگران قرار داد که نتیجه این دیپلماسی سطحی و ناپخته غربی، چیزی جز قربانی شدن مردم در میانه میدان منازعات ژئوپلیتیکی نبود؛ جایی که بهجای شنیده شدن صدای «خیابان»، پژواک بازی قدرتهای خارجی دست بالا را یافت و بهصورت خون، بر آسفالت شهرها نقش بست.
واکنشهای حقوق بشری و مدنی
دبیرکل سازمان ملل، با ابراز تأسف از خشونتهای گسترده علیه معترضان در ایران، خواستار پایان سرکوب و بازگرداندن فوری اینترنت شد.
کمیسیون حقیقتیاب سازمان ملل نیز از جمهوری اسلامی خواست هرگونه استفاده مرگبار از زور را متوقف کرده، آزادی تجمعات مسالمتآمیز و آزادی بیان را محترم شمرده و بازداشتشدگان را آزاد کند و در انتها نسبت به تکرار الگوهای سرکوب سال ۲۰۲۲ هشدار داده و خواستار توقف فوری خشونتها شده است.
سازمان حقوق بشر ایران در نروژ هم کشته شدن دستکم ۱۹۲ معترض (از جمله ۹ کودک) را تا این لحظه تأیید کرده، اما هشدار داده که آمار واقعی احتمالاً بیش از دو هزار نفر است.
در شانزدهمین روز اعتراضات دیماه، جمهوری اسلامی در حالی با قطع سراسری اینترنت، استقرار نیروهای نظامی در مراکز شهری و تبدیل سولههای صنعتی به سردخانه، سیاهترین سناریوی سرکوب را به اجرا گذاشته که تصاویر درز کرده از کهریزک و گزارشهای میدانی، از وقوع یک «قتلعام خاموش» پرده برمیدارند.
اجساد پنهانشده، خانوادههای عزادار تحت فشار، بازداشتهای کور و تهدید فعالان، همگی گواه بحران فزایندهای است که نظام نهتنها قادر به کنترل آن نیست، بلکه با ابزارهای امنیتی و سرکوب، به انکار آن ادامه میدهد.
با اینحال، مردم در برابر این فضای رعب عقب ننشستهاند، تداوم تجمعات در تمامی شهرهای روژهلات، تهران، مشهد، رشت و دیگر مراکز، در کنار اعتصاب بازاریان در شهرهایی مانند شهرکرد، نشان میدهد که اینبار، نه صرفاً یک اعتراض مقطعی، بلکه جنبشی ساختارشکن و ریشهدار در جریان است. موج آزادیخواهی که برخاسته از مطالبات انباشتهشده اقشار مختلف جامعه است، دیگر به پیش از دی ۱۴۰۴ بازنخواهد گشت. هر ساعت تأخیر در پاسخگویی به مطالبات مردمی، هزینهی بازسازی آینده را سنگینتر میکند.