هشدار جمعی از اعضای هیئت علمی دانشگاه شریف نسبت به صدور حکم اخراج برای دانشجویان

جمعی از اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف، عملکرد معاونت دانشجویی و شورای انضباطی بدوی دانشگاه را مورد انتقاد قرار داده و صدور احکام اخراج و محرومیت چهار ساله از تحصیل را «بی‌سابقه» توصیف کردند.

مرکز خبر – روز شنبه ٣١ مردادماه، ۳۶ تن از اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف، در واکنش به صدور احکام انضباطی برای شماری از دانشجویان و اخراج و محرومیت از تحصیل دانشجویان معترض، نامه‌ای سرگشاده منتشر کرده، نسبت به صدور این احکام هشدار دادند.

در این نامه که تحت عنوان «برای شریف» منتشر شده، با اشارە به کسب افتخارات دانشجویان این دانشگاه در عرصه بین‌المللی، آمده است: در کنار این افتخارات، خانواده شریف زخم‌های عمیقی نیز تجربه کرده است؛ از هجوم وحشیانه عناصر معلوم‌الحال به دانشگاه در روز ۱۰ مهر ۱۴۰۱، در پی اعتراضات مرتبط با جان باختن مهسا امینی، تا حوادثی که پس از آن پی‌درپی رقم خورد.

در این نامه، عملکرد معاونت دانشجویی و شورای انضباطی بدوی دانشگاه مورد انتقاد قرار گرفته و صدور احکامی از جمله اخراج یک دانشجو و محرومیت چهار ساله از تحصیل، «بی‌سابقه» توصیف شده است.

در بخش دیگری از نامه آمده است که گفت‌وگو با دانشجویانی که احکام انضباطی دریافت کرده‌اند، پرسش‌هایی درباره روند رسیدگی در شورای انضباطی بدوی ایجاد کرده و ضرورت بازبینی احکامی که به اخراج یا محرومیت از تحصیل منجر شده‌اند را نشان می‌دهد.

 

متن کامل نامه سرگشاده جمعی از اعضای هیئت علمی دانشگاه شریف صنعتی به شرح زیر می‌باشد:

برای شریف

ما این متن را نه به عنوان حقوقدان، نه به عنوان وکیل دانشجویان و نه از موضع دفاع از یک رفتار سیاسی یا اجتماعی خاص می‌نویسیم؛ بلکه رنجنامه‌ای است از سوی جمعی از اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف؛ کسانی که سال‌ها در این دانشگاه زندگی کرده، دانشجو تربیت کرده و «شریف» را نه صرفاً مجموعه‌ای از ساختمان‌ها و آیین‌نامه‌ها، بلکه یک خانواده علمی و انسانی دانسته‌اند.
در کسب افتخارات ملی و بین‌المللی، دانشجویان شریف گل کاشتند. نام شریف در دانشگاه‌های دنیا با کیفیت دانشجویانش پرآوازه شد و همه ارکان دانشگاه، از استادان تا مدیران، از این افتخارات بهره‌مند شدند. گل سرسبد و افتخار این خانواده، اما دانشجویانش بوده و هستند.
در کنار این افتخارات، خانواده شریف زخم‌های عمیقی نیز تجربه کرده است؛ از هجوم وحشیانه عناصر معلوم‌الحال به دانشگاه در روز ۱۰ مهر ۱۴۰۱، در پی اعتراضات مرتبط با جان باختن مهسا امینی، تا حوادثی که پس از آن پی‌درپی رقم خورد. دانشجویان شریف در اعتراضات چند سال اخیر نیز رفتارهایی متفاوت از الگوهای متعارف نشان داده‌اند؛ تابوشکنی کرده‌اند و گاه رفتارهایی ناهنجار داشته‌اند.
به ‌راستی چرا؟
آیا مدیریت دانشگاه، به‌ویژه معاونت دانشجویی، در این سال‌ها برای یافتن پاسخ این پرسش تلاشی کرده است؟ آیا باب گفت‌ وگو را گشوده و ریشه‌های این رفتارها را در درون خانواده جست‌وجو کرده است؟
ما، به عنوان شاهدان اتفاقات چند سال اخیر، بی‌غرضانه می‌توانیم بگوییم که عملکرد معاونت دانشجویی، اگر در جهت تشدید بی‌اعتمادی دانشجویان به ارکان دانشگاه نبوده، قطعاً در جهت ایجاد اعتماد و نزدیکی نیز نبوده است. شاید یکی از دلایل مهم رفتارهای عصبی دانشجویان شریف در سال‌های اخیر، ناتوانی اين معاونت در ایجاد ارتباط با طیف‌های مختلف فکری دانشجویان بوده باشد.
اوج این مدیریت غیرحرفه‌ای در عملکرد شورای انضباطی بدوی و صدور احکام بی‌سابقه برای تعدادی از دانشجویان شرکت‌کننده در اعتراضات اسفندماه آشکار شد. برای نخستین بار در تاریخ دانشگاه، یکی از ارکان دانشگاه، حکم اخراج دانشجو و محرومیت چهار ساله او از تحصیل را به دلایل انضباطی صادر کرد. شاید اگر چنین حکمی از سوی دادگاه یا نهادی خارج از دانشگاه صادر می‌شد، این اندازه دردآور نبود؛ اما این‌بار حکم از درون خانواده صادر شد. این حکم، خانواده را از هم گسست و شریف دیگر شبیه یک خانواده نبود.
از همان ابتدای صدور احکام، جمع قابل توجهی از اعضای هیئت علمی نسبت به مخدوش بودن فرآیند منتهی به این احکام هشدار دادند. استادان نه از سر بی‌تفاوتی و نه برای نادیده گرفتن مقررات، بلکه دقیقاً از سر مسئولیتی که نسبت به دانشگاه و دانشجویان خود احساس می‌کردند، نگرانی‌هایشان را مطرح کردند. آنان در نامه‌ای خطاب به ریاست دانشگاه و نیز در جلسات حضوری، نسبت به ترکیب شورای انضباطی بدوی و روند بررسی پرونده‌ها اعتراض کردند.
گفت‌وگو با دانشجویانی که این احکام را دریافت کرده‌اند نیز نشان داد که روند رسیدگی در شورای انضباطی بدوی با ابهامات و مسائل جدی روبه‌رو بوده و بازبینی احکامی که به اخراج و محرومیت از تحصیل انجامیده‌اند، ضرورتی جدی دارد. دانشگاهی که باید محل پرسش، نقد، گفت‌وگو و خاستگاه آزاداندیشی باشد، اگر در نخستین مواجهه با اختلاف و اعتراض، رابطه خود با دانشجو را بر مبنای حذف و طرد تعریف کند، چیزی مهم‌تر از یک پرونده انضباطی را از دست داده است: اعتماد میان دانشجو و دانشگاه.
با هدف تقویت امکان شنیده‌شدن دفاعیات دانشجو در مرحله نهایی، مقرر شد یکی از اعضای هیئت علمی در جلسه شورای مرکزی مستقر در وزارت علوم، در کنار دانشجویی که حکم اخراج او در دست بررسی بود، حضور یابد. چنین حضوری، تا آنجا که از مفاد شیوه‌نامه انضباطی برمی‌آید، ممنوعیتی نداشت و می‌توانست به شفافیت و دقت بیشتر در شنیدن دفاعیات کمک کند.
با این حال، با وجود نبود منع صریح در شیوه‌نامه، از این حضور توسط شورای مرکزی جلوگیری شد.
این اتفاق پرسشی جدی ایجاد می‌کند: اگر هدف رسیدگی انضباطی، کشف حقیقت و اتخاذ تصمیم عادلانه است، چرا باید از حضور یک عضو هیئت علمی در کنار دانشجو در مرحله نهایی جلوگیری شود؛ حضوری که می‌توانست به فهم دقیق‌تر دفاعیات و اتخاذ تصمیمی منصفانه‌تر کمک کند؟
با توجه به مجموعه این ملاحظات، از سر دلسوزی برای شریف، از ریاست محترم دانشگاه انتظار داریم فرآیند منتهی به صدور این احکام را بازبینی کرده و با پیگیری موضوع در وزارت علوم، از اجرای چنین احکامی پیش از بازبینی مجدد روند صدور آنها در شوراهای انضباطی بدوی و تجدیدنظر جلوگیری کنند.
شیوه رفتار یک دانشگاه با دانشجویانش، در حافظه جمعی باقی می‌ماند. اطمینان داریم هیچ‌یک از اعضای این خانواده نمی‌خواهد «شریف» به عنوان جایی در یاد بماند که در لحظه‌های دشوار، به جای گفت‌وگو، به جای شنیدن و به جای درک کردن، راه حذف دانشجو را انتخاب کرد.
شاید در چنین روزهایی، بیش از هر چیز، باید به یاد آوریم که دانشگاه پیش از آنکه مجموعه‌ای از مقررات و ساختارها باشد، مجموعه‌ای از انسان‌هاست؛ و آنچه خانواده‌ای را در روزهای سخت کنار هم نگه می‌دارد، نه قدرت، که اعتماد و محبت است.