هفته سوم خیزش؛ سرکوب سیستماتیک در تاریکی دیجیتال

امروز شنبه، بیست‌ویکمین روز خیزش و یازدهمین روز قطع اینترنت است؛ خاموشی‌ای که بیانگر هراس حاکمیت از گردش حقیقت است. هم‌زمان سرکوب تشدید شده و گزارش‌ها از افزایش کشته‌ها، زخمی‌ها و بازداشتی‌ها در فضایی آکنده از رعب و شلیک مستقیم حکایت دارد.

مرکز خبر- امروز شنبه ۲۷ دی‌ماه ۱۴۰۴ / ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶، بیست‌ویکمین روز خیزش سراسری مردم ایران و یازدهمین روز قطع کامل اینترنت توسط رژیم ایران است؛ اقدامی که بیش از آنکه ابزاری امنیتی باشد، نشانه‌ی هراس ساختار قدرت از گردش حقیقت و فروپاشی روایت رسمی است.

در حالی‌ که قطع اینترنت همچنان به‌عنوان سپر پنهان‌کاری حاکمیت ادامه دارد، سرکوب خونین معترضان وارد مرحله‌ای عریان‌تر و خشن‌تر شده است. گزارش‌های پراکنده اما هم‌سو از شهرهای مختلف، از افزایش چشمگیر شمار کشته‌ها، زخمی‌ها و بازداشتی‌ها؛ هم‌زمان با گسترش فضای رعب و وحشت، استقرار گسترده نیروهای سرکوب و شلیک مستقیم به مردم حکایت دارد.

 

کرماشان؛ شهری یکپارچه در اعتراض

 کرماشان و کلیت روژهلات، در سومین هفته خیزش سراسری، بار دیگر به یکی از کانون‌های اصلی سرکوب عریان دولتی بدل شده‌اند؛ سرکوبی که ریشه در تاریخ طولانی امنیتی‌سازی هویت کوردی دارد.

در همان روزهای نخست، اعتراضات و اعتصاب‌ها در بخش‌های مختلف کرماشان و شهرستان‌های اطراف گسترش یافت. بنا بر گزارش‌های محلی و شهادت شاهدان عینی، شمار قابل توجهی از معترضان در نقاط مختلف خود شهر کرماشان جان باخته‌اند، در بلوار طاق‌بستان ۷ نفر، بلوار ظفر ۳ نفر، شهرک مسکن و آبادانی ۵ نفر، شهرک ولایت ۲ نفر، میدان آزادی (گاراژ) ۶ نفر و بلوار شاهد ۴ نفر تاکنون گزارش شده است.

این آمار، تنها بخش کوچکی از واقعیت فاجعه‌آمیز است. فضای امنیتی، تهدید خانواده‌ها و نبود دسترسی رسانه‌ای مستقل، باعث شده ابعاد واقعی کشتار پنهان بماند. بسیاری از معترضان اذعان کرده‌اند که شاهد کشته یا زخمی شدن یک نفر بوده‌اند.

 

 

ادامه سرکوب مرگبار معترضان روژهلات در بازداشتگاها

بنابر گزارش‌های منتشر شده در شبکه‌های مجازی، دلارام کاظمی، زن کورد اهل گیلانغرب، که در جریان تجمعات اعتراضی این شهر توسط نیروهای سازمان اطلاعات سپاه بازداشت شده بود، بر اثر شکنجه در بازداشتگاه جان باخت. او در روزهای ابتدایی اعتراضات اخیر توسط نیروهای امنیتی در گیلانغرب بازداشت و پس از سه روز آزاد شد، اما هفته گذشته بار دیگر در جریان اعتراضات مردمی این شهر دستگیر شد. بنا بر گزارش‌ها، وی هنگام بازداشت و انتقال به بازداشتگاه به‌شدت مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته و از ناحیه هر دو دست و چند دنده دچار شکستگی شده بود. منابع خبری تأیید کرده‌اند که دلارام کاظمی، مادر دو دختر و سرپرست خانواده، در نهایت در بازداشتگاه جان خود را از دست داده است. این رویداد در تاریخ ۱۷ دی‌ماه ۱۴۰۴ در کرماشان رخ داده و نمونه‌ای دیگر از سرکوب خشونت‌آمیز معترضان به‌شمار می‌رود.

بنابر گزارش دیگر شهروند کورد اهل سقز و ساکن بیجار، نیز که در جریان اعتراضات مردمی اخیر بازداشت شده بود، بر اثر شکنجه شدید در بازداشتگاه‌های حکومتی جان باخت. بر اساس اطلاعات دریافتی، او پس از بازداشت توسط نهادهای سرکوبگر تحت فشار و خشونت گسترده قرار گرفته و در نتیجه این شکنجه‌ها جان خود را از دست داده است. مرگ این جوان سقزی نمونه‌ای دیگر از سرکوب سیستماتیک معترضان و به‌کارگیری شکنجه به‌عنوان ابزار ارعاب و خاموش‌سازی اعتراضات در روژهلات است. این موارد بار دیگر نگرانی‌های جدی درباره وضعیت بازداشت‌شدگان، نقض فاحش حقوق بشر و تداوم مصونیت آمران و عاملان شکنجه و قتل در بازداشتگاه‌های رژیم ایران را برجسته می‌کند.

بنابر گزارش حقوق بشر کوردستان، یک فعال مدنی و زندانی سیاسی پیشین اهل مریوان هم، روز چهارشنبه ۲۴ دی توسط نیروهای امنیتی در این شهر بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شده است، همچنین از سرنوشت عضو هیئت‌مدیره شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان و دبیر انجمن صنفی معلمان هرسین در استان کرماشان که ۱۸ دی ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده، تاکنون اطلاعی در دست نیست. این فعال صنفی پیش‌تر نیز بارها به‌دلیل فعالیت‌های معلمان با بازداشت و پرونده‌سازی قضایی روبه‌رو شده است.

 

جمعه‌های زاهدان، کُنشی سیاسی علیه حاکمیت سرکوب

در سومین هفته‌ی اعتراضات سراسری، زاهدان بار دیگر به صحنه‌ی بازتولید اعتراض سیاسی از پایین بدل شد. شهروندان این شهر با حضور معنادار در خیابان‌ها و سر دادن شعارهای ضدحکومتی، نه‌تنها مخالفت خود با رژیم ایران، بلکه عدم پذیرش خشونت عریان دولت به‌عنوان ابزار حکمرانی را به نمایش گذاشتند. این کنش جمعی، واکنشی مستقیم به سرکوب خونین اعتراضات و تداوم وضعیت استثنایی در بلوچستان است.

جمعه‌ها در زاهدان، طی سال‌های اخیر، از یک مناسک مذهبی صرف فراتر رفته و به نهاد غیررسمی مقاومت مدنی تبدیل شده است. از خیزش‌های دی‌ماه ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ تا اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ با شعار «ژن، ژیان، ئازادی»، هر جمعه زاهدان به تریبونی برای فریاد آزادی و اعتراض به نظم سیاسی مسلط بدل شده است. این تداوم، نشان‌دهنده‌ی شکل‌گیری حافظه‌ای جمعی از مقاومت است که دولت، علی‌رغم سرکوب، قادر به حذف آن نبوده است.

«کمپین فعالین بلوچ» هم روز جمعه ۲۶ دی با انتشار ویدئویی از فضای سنگین امنیتی در زاهدان، هم‌زمان با برگزاری نماز جمعه خبر داد. در این ویدئو، حضور گسترده نیروهای حکومتی در اطراف مسجد مکی به‌وضوح قابل مشاهده است. معترضان بلوچ در آن جو خفقان با سر دادن شعارهای اعتراضی، همبستگی خود را با دیگر معترضان  اعلام کردند، در این چارچوب، اعتراضات زاهدان صرفاً واکنشی محلی نیست، بلکه بخشی از یک گفتمان سراسری علیه تبعیض، حذف و سرکوب ساختاری است.

این اعتراضات در شرایطی رخ داد که فضای شهر از روزهای پیش به‌شدت امنیتی و نظامی‌شده است. حضور پررنگ نیروهای نظامی و امنیتی در خیابان‌ها، ایست‌های بازرسی و گشت‌های مداوم، بیانگر آن است که حاکمیت به‌جای پاسخ سیاسی، همچنان بر مدیریت بحران از مسیر زور تکیه دارد.

پیش‌تر، پایگاه خبری رسانک از بازداشت دست‌کم ۵۵۰ شهروند در روزهای اخیر خبر داده بود؛ آماری که نشان می‌دهد سیاست امنیتی دولت در جهت ایجاد رعب و فرسایش اجتماعی در شهرهای مختلف بلوچستان، از جمله زاهدان، عمل می‌کند.

از سوی دیگر، پزشکی قانونی تهران در پی افزایش بی‌سابقه جان‌باختگان اعتراضات با بحران جدی روبه‌رو شده است. بنابر گزارش‌های منتشر شده در رسانه‌ها، چهار سردخانه اصلی پزشکی قانونی تهران کاملاً پر شده و سازمان‌های حقوق بشری با استناد به ویدیوهای منتشرشده اعلام کرده‌اند که تنها در چند تصویر ثبت‌شده، بیش از ۴۰۰ پیکر در اطراف این مراکز دیده می‌شود و شمار واقعی کشته‌شدگان به‌مراتب فراتر از آمارهای اعلامی حکومت است.

ویدئوهای منتشرشده از شهر دزفول در استان خوزستان هم، صحنه‌هایی تکان‌دهنده از شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر به سوی شهروندان معترض را نشان می‌دهد. این تصاویر که مربوط به میدان ساعت دزفول است، بیانگر استفاده آشکار نیروهای حکومتی از سلاح گرم علیه تجمع‌کنندگان و تشدید خشونت سازمان‌یافته علیه اعتراضات مردمی است.

 

فضاسازی رسانه‌ای نهادهای وابسته به سپاه

هم‌زمان با اوج‌گیری اعتراضات سراسری، رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران با انتشار اطلاعیه‌ها و گزارش‌های امنیتی‌محور، کوشیدند روایت رسمی حاکمیت از خیابان را بازتولید کنند.

در همین چارچوب، فرمانده سپاه تهران بزرگ، در اظهاراتی که از تلویزیون حکومتی پخش شد گفت: «در کنار این‌ها یک بخش قابل توجهی از مردم بی‌گناه و مظلوم که برای انجام امورات خودشون در واقع در شهر قصد داشتند که تردد بکنند، به شهادت رسیدند». این سخنان، برخلاف تلاش برای القای مظلومیت یا پیچیده‌سازی صحنه، عملاً به‌منزله اعترافی صریح به کشته‌شدن گسترده شهروندان غیرمسلح در جریان سرکوب است؛ اعترافی که شکاف میان روایت رسمی و واقعیت عینی خیابان را عیان کرده و بار دیگر نقش سپاه پاسداران را به‌عنوان بازوی اصلی خشونت دولتی در برابر افکار عمومی برجسته می‌کند.

در ادامه‌ی سیاست امنیتی جمهوری اسلامی برای بی‌اعتبارسازی اعتراضات، فرمانده انتظامی استان گیلان مدعی شد «۵۰ لیدر اغتشاشات» در این استان بازداشت شده‌اند. ادعایی که بار دیگر نشان می‌دهد حکومت، به‌جای پذیرش ریشه‌های اجتماعی و اقتصادی نارضایتی‌ها، معترضان را با برچسب «اغتشاشگر» و «فتنه‌گر» سرکوب می‌کند.

به گفته این مقام انتظامی، روند شناسایی و دستگیری معترضان همچنان ادامه دارد و شمار بازداشت‌شدگان طبق آمار حکومتی از ۱۵۰۰ نفر فراتر رفته است(آمار نهادهای حقوقی بیش از ۵۰ هزار نفر است). این در حالی‌ست که بنا بر آمار و اعترافات رسانه‌ی حکومتی صدا و سیما، تعداد بازداشتی‌ها در روزهای اخیر به‌طور چشمگیری افزایش یافته؛ افزایشی که هم‌زمان با قطع یا اختلال گسترده‌ی اینترنت رخ داده و عملاً امکان اطلاع‌رسانی مستقل، مستندسازی بازداشت‌ها و دسترسی خانواده‌ها به اخبار بازداشت‌شدگان را محدود کرده است.

قطع اینترنت و روایت یک‌سویه‌ی رسانه‌های حکومتی، بخشی از سازوکار سرکوبی‌ست که در آن اعتراض مدنی «اغتشاش» نامیده می‌شود و مطالبه‌ی حقوق شهروندی با پرونده‌سازی امنیتی پاسخ می‌گیرد.

 

قطع بی‌سابقه اینترنت؛ عبور از تجربه آبان ۱۳۹۸

هم‌زمان با تشدید سرکوب میدانی، انسداد ارتباطی نیز به ابزاری کلیدی در کنترل روایت بدل شده است. سازمان بین‌المللی «نت‌بلاکس» صبح جمعه ۲۶ دی‌ماه اعلام کرد قطع کامل اینترنت در ایران از ۱۸۰ ساعت فراتر رفته و از حیث زمان، از خاموشی سراسری ارتباطات در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ نیز عبور کرده است. در آبان ۹۸، اینترنت حدود پنج روز به‌طور کامل و نزدیک به ۱۱ روز به‌صورت محدود و ناپایدار قطع شده بود؛ اقدامی که در آن زمان یکی از گسترده‌ترین خاموشی‌های ارتباطی جهان به‌شمار می‌رفت.

نت‌بلاکس تأکید کرده است که در تجربه آبان ۹۸ نیز تنها پس از اتصال تدریجی اینترنت بود که ابعاد واقعی سرکوب، شمار جان‌باختگان و گستره بازداشت‌ها آشکار شد. در شرایط کنونی نیز چشم‌انداز روشنی برای بازگشت ایران به اینترنت جهانی وجود ندارد.

 در همین حال، خبرگزاری حکومتی فارس، وابسته به سپاه پاسداران، ۲۴ دی‌ماه گزارش داد که «تصمیم‌گیری نهایی درباره دسترسی بیشتر به اینترنت احتمالاً طی یکی دو هفته آینده در نهادهای مربوطه انجام خواهد شد»؛ اظهارنظری که بیش از هر چیز، تداوم قطع ارتباطات را به‌عنوان بخشی از راهبرد مدیریت بحران و مهار افکار عمومی تأیید می‌کند.

امروز شنبه ۲۷ دی‌ماه، برخی از رسانه‌ها از دسترسی مجدد مردم ایران به اینترنت پس از ٩ روز قطعی کامل خبر دادند، براساس گزارش منتشر شده ارسال پیامک از طریق تلفن‌های همراه که به طور موقت غیرفعال شده بود، نیز مجدداً فعال شد. اما بررسی‌ها نشان می‌‌دهد که اینترنت تنها برای گروه‌های خاط دولتی و رسانه‌های وابسته به دولت به صورت محدود در دسترس می‌باشد. پیشتر رسانه‌های وابسته به اطلاعات و سپاه به اینترنت دسترسی داشتند.