گزارش: از سال ١۴٠١ تا آذر ١۴٠۴، مدارس ایران معادل تعطیلی یک سال تحصیلی کامل تعطیل شدهاند
در سالهای اخیر، به ویژه پس از دوران کرونا، روند غیرحضوری شدن مدارس در ایران به یک امر عادی تبدیل شده است. تعطیلی مدارس، بهویژه برای کودکان مناطق کمبرخوردار و کودکان کار، تبعات بسیار جدی داشته است.
مرکز خبر- مجازیشدن مدارس در سالهای اخیر، بهویژه پس از دوران کرونا، با بهانه مقابله با بحرانهای بهداشتی و محیطی و ناترازی انرژی، برای کودکان مناطق محروم و کودکان کار به کابوسی واقعی تبدیل شده است. نبود اینترنت و ابزار هوشمند، ضعف پیگیری آموزشی و فشارهای اقتصادی، سبب شده هزاران کودک از تحصیل باز بمانند و بسیاری دیگر به جای کلاس درس، وارد بازار کار شوند. این روند نهتنها آینده تحصیلی آنها را تهدید میکند، بلکه شکاف نابرابری اجتماعی و اقتصادی را بیش از پیش گسترش میدهد.
بحران دسترسی و کیفیت آموزش مجازی
یکی از اصلیترین مشکلات در روند آموزش مجازی، نابرابری اقتصادی و دسترسی به امکانات است. بسیاری از خانوادههای کمبرخوردار نمیتوانند نیازهای اولیه تحصیل در فضای مجازی، از جمله گوشی هوشمند، اینترنت پایدار و فضای مناسب برای مطالعه، را فراهم کنند.
هدی اوغازیمقدم، مدیر مؤسسهای آموزشی در البرز، در مصاحبه با خبرگزاری شرق توضیح داده است که کودکان مقاطع پایین تحصیلی نیاز به همراهی والدین دارند، اما بسیاری از والدین یا سواد کافی ندارند یا زمان لازم برای کمک به فرزندانشان را ندارند. این موضوع باعث ضعف تحصیلی پایهای و در نهایت ترک تحصیل زودهنگام میشود.
کمبود امکانات مانند یک گوشی مشترک بین چند فرزند، مشکل خراب شدن دستگاه یا عدم دسترسی به اینترنت باعث غیبتهای مکرر در کلاسها میشود.
سامانههای آموزش مجازی، مانند شاد، به عنوان پیامرسان طراحی شدهاند و نه ابزار آموزش مؤثر. مشکلات نرمافزاری، حجم زیاد دانشآموزان و نبود امکانات مناسب برای معلمان، باعث میشود دانشآموزان حضور مؤثر در کلاسهای مجازی نداشته باشند.
معلمان معمولاً تنها محتواهایی کوتاه ارسال میکنند و امکان سنجش درک مطلب دانشآموزان محدود است. خانوادهها به دلیل کیفیت پایین آموزش و نبود پیگیری مؤثر، اغلب بیتفاوت میشوند و برخی کودکان حتی در روزهای تعطیلی مدرسه مجبور به همراهی والدین خود سر کار میشوند.
فاطمه پوربایرام، معلم و فعال اجتماعی نیز، اشاره کرده است که خانههای کوچک و نبود فضای مناسب برای مطالعه، مشکلات دانشآموزان را تشدید میکند. دسترسی محدود به یک گوشی برای چند کودک و نبود فضای آموزشی فیزیکی، انگیزه کودکان برای تحصیل را کاهش میدهد. مدرسه برای بسیاری از کودکان محروم، تنها محیط امن و فرصت فاصله گرفتن از فضای پرتنش خانه است. جایگزینی آن با آموزش مجازی، آسیبهای روانی و افت تحصیلی را افزایش میدهد.
پیامدهای ترک تحصیل و بهرهکشی از کودکان کار
افخم صباغ، فعال اجتماعی، نیز در مصاحبه با این خبرگزاری تأکید کرده است که ترک تحصیل نتیجه یک روند طولانی است؛ ضعف پایههای درسی، نابرابری اجتماعی و فشارهای اقتصادی، کودکان را به این باور میرساند که توانایی ادامه تحصیل ندارند. ترک تحصیل کودکان محروم، معمولاً به ورود زودهنگام به بازار کار و بهرهکشی اقتصادی منجر میشود.
گزارشها نشان میدهد بسیاری از کودکان کار با وجود محصل بودن، در روزهای تعطیلی یا کلاسهای مجازی به کار گرفته میشوند، و روزهای آموزشی آنها به فعالیت اقتصادی اختصاص مییابد.
از سال ١۴٠١ تا آذر ١۴٠۴، مدارس سراسر ایران نزدیک به ٢۶٠ تا ٣٠٠ روز در سالهای مختلف بهصورت مجازی فعالیت کردهاند، یعنی معادل تعطیلی یک سال تحصیلی کامل.
طی همین دوره، تعداد ترکتحصیلکنندگان از حدود ٩١١ هزار نفر در سال ١۴٠٠-١۴٠١ به حدود ٩۵٠ هزار نفر در سال ١۴٠٣-١۴٠۴ رسیده است.
بیش از ٧٠ درصد ترکتحصیلکنندگان متعلق به دهکهای یک تا پنج درآمدی هستند که نشاندهنده تأثیر بحرانهای اقتصادی و اجتماعی بر ادامه تحصیل است، که نشان میدهد، مجازیشدن مدارس برای کودکان مناطق کمبرخوردار و کودکان کار، فرصتهای آموزشی را محدود کرده و باعث آسیبهای بلندمدت شده است و این آسیبها شامل، ضعف بنیادین در آموزش و افت تحصیلی، افزایش ترک تحصیل و ورود زودهنگام به بازار کار، کاهش انگیزه تحصیلی و بیتفاوتی خانوادهها نسبت به آموزش، افزایش فشار روانی و اجتماعی بر کودکان بوده است.