چرا باید زنان را از آوازخوانی حذف کرد؟

فشار بر آوازخوانی زنان در ایران همواره از سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی بوده است و این روزها، بستن صفحات مجازی خوانندگان زن توسط اماکن و اطلاعات، ادامه این فشارهاست که با هدف جلوگیری از فعالیت‌های هنری آنها انجام می‌شود.

 

آذین بهمنی

سنه-  زنان بزرگترین حافظانِ فرهنگ یک ملت هستند و موسیقی نیز بخش مهمی از فرهنگ و موجودیت یک ملت است. حکومت ایران به جای حمایت از زنان در حوزه موسیقی و فراهم کردن بستر و شرایط مناسب برای پرورش این سرمایه‌ها، در پی نابودی استعداد و خفه کردن صدای آنهاست. زنان آوازخوان در ایران از بالاترین درجه سانسور برخوردارند. زن حق خواندن در مکان عمومی را ندارد، کنسرت مختلط برای زنان غیر ممکن است، خوانندگی در فضای مجازی ممنوع است، و هزار سانسور دیگر که نابرابری جنسیتی و قوانین مردانه در ایران را به بهترین شیوه نشان می‌دهد.

در روزهای اخیر شاهد حذف صفحات مجازی زنان آوازخوان توسط پلیس نظارت بر اماکن، به بهانه مغایرت با قوانین جمهوری اسلامی بوده‌ایم. صفحاتی که زنان سال‌ها در آن‌ها مشغول به فعالیت بوده‌اند تا با جامعه ارتباط برقرار کنند، هنر خود را به نمایش بگذارند و حمایت مردمی کسب کنند. این فعالیت هیچ‌گونه تهدیدی برای حکومت و قوانین آن ندارد، اما به نظر می‌رسد هدف حکومت، نابودی روح و روان زنان و از بین بردن امید آن‌هاست.

زنان با آواز خواندن نه تنها به پرورش علاقه و استعدادشان می‌پردازند بلکه به مبارزه علیه قوانین جمهوری اسلامی و ظلم و زوری که به زنان روا داشته شده، می‌پردازند. رصد کردن صفحات شخصی و حذف آن به بهانه‌هایی همچون نداشتن حجاب و یا همکاری با نوازندگان مرد، ممانعت از فعالیت آنها در فضای مجازی و حقیقی، از جمله محدودیت‌های زنان آوازخوان در ایران بخصوص روژهلات کوردستان محسوب می‌شود. فعالیت زنان آوازخوان در روژهلات کوردستان به صورت غیر علنی و در جمع‌های خصوصی است که حکومت آن را نیز روا نمی‌دارد.

این در حالی است که زنان در طول تاریخ با آوازخوانی، رنج‌ها، اعتراض‌ها، عشق و پیام خود را به نسل‌های آینده منتقل کرده‌اند و همچنین وضعیت تاریخی و جغرافیایی ملت‌ها را در زمان‌های خاص بازگو کرده‌اند. بنابراین، موسیقی برای زنان تنها یک هنر نیست، بلکه سندی از شیوه زندگی آن‌هاست.

بخش بزرگی از موسیقی روژهلات کوردستان را موسیقی اعتراضی تشکیل می‌دهد. در موسیقی  روژهلات کوردستان برخی از سبک‌ها مخصوص زنان و برای اعتراض و بیان شرایط موجود بوده است. جایگاه زنان، قوانین مردانه،  تبعیض‌های جنسیتی، طبقاتی و ملیتیِ حکومت‌ها و جوامع، همگی با آوازهای متنوع زنان (که در هر منطقه به شیوه‌ای بوده است) بیان شده و برخی از آنها به صورت شفاهی به نسل‌های بعدی انتقال یافته است. ما با این آوازها با بخشی از تاریخ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زنان آشنا شده‌ایم. از این روست که موسیقی و زن  پیوندی جاودانه دارند و زبان موسیقی بیشتر زبانی زنانه است.

اما اکنون در این سرزمین می‌خواهند زن را از موسیقی حذف کنند، زنی که فرزندش را با (لالایی) به خواب می‌برد، با (هوره) از نابرابری‌ها سخن می‌گوید، با (بَرتَوناته) شادی و اندوه خود را بیان می‌کند، با گورانی (آواز) کار، رنج‌هایش را ابراز می‌کند، با (باللوره) اتحاد با دیگر زنان را تجربه می‌کند و با (موور )به شیون می‌پردازد. چگونه می‌توان این زن را از موسیقی حذف کرد؟ زنی که بودن و وجودش خودِ موسیقی است.

تلاش حکومت ‌برای حذف زنان از موسیقی راه به جایی نمی‌برد و این ترس و اضطرابی که در دل آوازخوانان و نوازندگان و اهالی موسیقی می‌اندازند، همچون مانعی گذراست؛ شاید بهایی برای زنان داشته باشد، اما هرگز سد راهشان نخواهد شد. فعالیت‌ آنها محدود به فضای مجازی نیست که با بستن و هک کردن این صفحات منفعل شوند. این زنان بارها حذف شده و بارها به حاشیه رانده شده‌اند اما بازهم به صحنه برگشته و بارها و بارها بودن و ماندنشان را فریاد زده‌اند.