چگونه ایران به مرز ورشکستگی اکولوژیک رسید؟

خشک‌شدن تالاب‌ها و رودخانه‌ها، نابودی جنگل‌ها، گسترش ریزگردها و فرونشست گسترده زمین در ایران تصویری از بحرانی را نشان می‌دهد که نتیجه دهه‌ها سوءمدیریت، سیاست‌های مخرب و بی‌توجهی حاکمیت به ظرفیت‌های زیست‌محیطی ایران است.

مرکز خبر- هم‌زمان با فرارسیدن روز جهانی محیط زیست، بررسی وضعیت اکوسیستم ایران تصویری نگران‌کننده از بحرانی عمیق، ساختاری و چندلایه را آشکار می‌کند؛ بحرانی که به باور بسیاری از کارشناسان، از مرحله هشدار عبور کرده و وارد فاز تغییرات بازگشت‌ناپذیر سرزمینی شده است. خشک‌شدن رودخانه‌ها و تالاب‌ها، نابودی جنگل‌ها، فرونشست گسترده زمین، گسترش ریزگردها و آلودگی مزمن هوا، تنها بخشی از نشانه‌های فروپاشی تدریجی محیط زیست ایران است.

در حالی که بسیاری از کشورهای جهان با استفاده از فناوری‌های نوین، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر و اجرای معاهدات بین‌المللی در تلاش برای مهار بحران‌های زیست‌محیطی هستند، منتقدان می‌گویند در ایران، دهه‌ها سوءمدیریت، سیاست‌های توسعه‌ای ناپایدار، فساد ساختاری و بهره‌برداری بی‌رویه از منابع طبیعی، کشور را به آستانه «ورشکستگی اکولوژیک» رسانده است.

 

بحران جهانی محیط زیست؛ جهان چگونه با فاجعه مقابله می‌کند؟

جهان امروز با مجموعه‌ای از بحران‌های زیست‌محیطی هم‌زمان روبه‌روست؛ از گرمایش زمین و تغییرات اقلیمی گرفته تا نابودی جنگل‌ها، کمبود آب، آلودگی هوا و کاهش تنوع زیستی.

کارشناسان محیط زیست می‌گویند افزایش گازهای گلخانه‌ای ناشی از مصرف سوخت‌های فسیلی، موجب افزایش دمای زمین، ذوب یخ‌های قطبی و بالا آمدن سطح آب دریاها شده است. در واکنش به این بحران، توافق‌نامه پاریس، توسعه انرژی‌های پاک، خودروهای برقی و کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی در دستور کار بسیاری از کشورها قرار گرفته است.

هم‌زمان، آلودگی پلاستیکی به یکی از تهدیدهای جدی برای حیات آبزیان و سلامت انسان تبدیل شده و بسیاری از کشورها استفاده از پلاستیک‌های یک‌بارمصرف را محدود کرده‌اند. کاهش تنوع زیستی، نابودی جنگل‌ها و کمبود منابع آب نیز از دیگر بحران‌هایی است که دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی برای مقابله با آن برنامه‌ریزی کرده‌اند.

 

ایران؛ از بحران محیط زیست تا بحران زیست‌پذیری

در ایران اما بحران محیط زیست تنها به تغییرات اقلیمی محدود نمی‌شود. کارشناسان معتقدند ترکیب خشکسالی، سیاست‌گذاری‌های ناکارآمد، مدیریت غیرعلمی منابع طبیعی و پروژه‌های مخرب عمرانی، اکوسیستم ایران را در شرایطی بی‌سابقه قرار داده است.

به باور منتقدان، بسیاری از بحران‌های امروز نتیجه دهه‌ها تصمیم‌گیری بدون ارزیابی زیست‌محیطی و اولویت دادن به پروژه‌های سیاسی و اقتصادی بر منافع بلندمدت سرزمین است.

 

جنگل‌های ایران؛ شش‌هایی که در حال خاموش شدن‌اند

جنگل‌های هیرکانی و زاگرس، دو اکوسیستم حیاتی ایران، طی سال‌های اخیر با روندی فزاینده از تخریب مواجه شده‌اند.

جنگل‌های هیرکانی، که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌اند، با قاچاق چوب، ویلاسازی، تغییر کاربری زمین، چرای بی‌رویه دام و انباشت زباله در معرض نابودی قرار گرفته‌اند. در غرب ایران نیز جنگل‌های بلوط زاگرس بر اثر خشکسالی، آتش‌سوزی‌های مکرر، آفات گیاهی و تولید زغال، بخش بزرگی از پوشش خود را از دست داده‌اند.

برخی برآوردها نشان می‌دهد بیش از ۳۰ درصد از جنگل‌های بلوط زاگرس آسیب جدی دیده یا در آستانه نابودی قرار دارند.

 

مرگ تالاب‌ها و تولد کانون‌های ریزگرد

تالاب‌های ایران که نقشی حیاتی در تنظیم اقلیم، حفظ تنوع زیستی و جلوگیری از گردوغبار دارند، اکنون به یکی از اصلی‌ترین قربانیان بحران زیست‌محیطی تبدیل شده‌اند.

تالاب‌هایی چون گاوخونی، هورالعظیم، شادگان و انزلی بخش بزرگی از حق‌آبه خود را از دست داده‌اند و برخی از آن‌ها عملاً خشک شده‌اند. خشک شدن این تالاب‌ها باعث شکل‌گیری کانون‌های جدید ریزگرد شده؛ پدیده‌ای که سلامت میلیون‌ها نفر را تهدید می‌کند.

در استان‌هایی مانند خوزستان، سیستان و بلوچستان و کرمانشاه، طوفان‌های گردوغبار به بخشی دائمی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است.

 

دریاچه اورمیه؛ نماد شکست پروژه‌های احیا

دریاچه اورمیه که زمانی یکی از بزرگ‌ترین دریاچه‌های شور جهان بود، اکنون به نمادی از بحران مدیریت منابع آب در ایران تبدیل شده است.

با وجود وعده‌های مکرر برای احیای این دریاچه، بخش عمده‌ای از آن خشک شده و طوفان‌های نمکی ناشی از بستر خشک دریاچه، زندگی میلیون‌ها نفر در شمال‌غرب ایران را تهدید می‌کند.

کارشناسان، سدسازی گسترده، توسعه کشاورزی آب‌بر و برداشت بی‌رویه از منابع آب حوضه اورمیه را از مهم‌ترین عوامل این فاجعه زیست‌محیطی می‌دانند.

 

آلودگی هوا؛ بحران دائمی شهرهای ایران

آلودگی هوا در ایران دیگر یک بحران فصلی نیست و به بحرانی دائمی تبدیل شده است. کلان‌شهرهایی مانند تهران، اصفهان، اهواز، اراک و کرج هر سال صدها روز هوای ناسالم را تجربه می‌کنند.

در زمستان، استفاده گسترده از مازوت در نیروگاه‌ها و صنایع به دلیل کمبود گاز، حجم عظیمی از آلاینده‌ها را وارد هوا می‌کند. در تابستان نیز خشکی تالاب‌ها و افزایش گردوغبار، کیفیت هوا را به شدت کاهش می‌دهد.

آلودگی هوا سالانه جان هزاران نفر را در ایران می‌گیرد و هزینه‌های سنگینی بر نظام سلامت تحمیل می‌کند.

 

فرونشست زمین؛ مرگ خاموش دشت‌های ایران

یکی از خطرناک‌ترین بحران‌های زیست‌محیطی ایران، فرونشست زمین است؛ پدیده‌ای که در نتیجه برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی رخ می‌دهد.

دشت‌های تهران، اصفهان، فارس، کرمان و خراسان از جمله مناطقی هستند که با نرخ بالای فرونشست مواجه‌اند. در برخی مناطق، زمین سالانه بیش از ۵۰ سانتی‌متر فرومی‌نشیند؛ رقمی که در سطح جهانی فاجعه‌بار توصیف می‌شود.

کارشناسان هشدار می‌دهند ادامه این روند می‌تواند زیرساخت‌های حیاتی، خطوط انتقال، جاده‌ها، آثار تاریخی و سکونتگاه‌های انسانی را با خطر جدی مواجه کند.

 

نقش سپاه و پروژه‌های کلان عمرانی در بحران محیط زیست

بخش مهمی از انتقادها متوجه پروژه‌های عمرانی گسترده‌ای است که طی دهه‌های گذشته توسط نهادهای وابسته به حکومت، به‌ویژه سپاه پاسداران و قرارگاه خاتم‌الانبیاء، اجرا شده‌اند.

منتقدان می‌گویند سدسازی‌های گسترده، پروژه‌های انتقال آب بین‌حوضه‌ای و توسعه صنایع آب‌بر بدون ارزیابی‌های دقیق زیست‌محیطی، خسارات جبران‌ناپذیری بر منابع طبیعی ایران وارد کرده است.

سد گتوند یکی از نمونه‌هایی است که کارشناسان بارها نسبت به پیامدهای آن هشدار داده‌اند. قرار گرفتن این سد بر سازندهای نمکی، شوری آب کارون را افزایش داده و کشاورزی بخش‌هایی از خوزستان را با آسیب جدی روبه‌رو کرده است.

 

سیاست خودکفایی و تخلیه ذخایر آبی

کارشناسان همچنین سیاست خودکفایی کشاورزی را یکی از عوامل اصلی فشار بر منابع آب می‌دانند. توسعه کشت محصولات آب‌بر در مناطق خشک، حفر گسترده چاه‌های عمیق و برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی، بخش بزرگی از ذخایر استراتژیک کشور را تخلیه کرده است.

هم‌زمان، توسعه صنایعی مانند فولاد، پتروشیمی و ذوب‌آهن در مناطق کم‌آب، بحران را تشدید کرده و تعادل اکولوژیک بسیاری از مناطق را برهم زده است.

 

برخورد امنیتی با فعالان محیط زیست

در کنار بحران‌های طبیعی و مدیریتی، فعالان محیط زیست نیز طی سال‌های اخیر با فشارهای امنیتی، بازداشت و محدودیت مواجه شده‌اند. منتقدان می‌گویند نگاه امنیتی به فعالان مستقل، امکان نظارت مردمی و نقد سیاست‌های مخرب زیست‌محیطی را کاهش داده است.

 

ایران در آستانه ورشکستگی اکولوژیک

مجموعه بحران‌های هم‌زمان زیست‌محیطی، از خشک شدن منابع آبی و نابودی جنگل‌ها گرفته تا فرونشست زمین و گسترش ریزگردها، باعث شده بسیاری از کارشناسان از اصطلاح «ورشکستگی اکولوژیک» برای توصیف وضعیت ایران استفاده کنند.

به باور آنان، ادامه روند کنونی می‌تواند زیست‌پذیری بخش‌هایی از ایران را با تهدید جدی مواجه کند و موج‌های گسترده مهاجرت اقلیمی، بحران‌های اجتماعی و تنش‌های اقتصادی را به دنبال داشته باشد.

کارشناسان تأکید می‌کنند عبور از این بحران، نیازمند اصلاحات بنیادین در سیاست‌گذاری‌های کلان، مدیریت منابع آب، الگوی توسعه، نظام کشاورزی و ساختار حکمرانی است؛ اصلاحاتی که به گفته منتقدان، تاکنون اراده جدی برای اجرای آن دیده نشده است.